انتشارات: یوبانیوبان
نویسنده:
مترجم: مینا آذری

معرفی کتاب من او را دوست داشتم اثر آنا گاوالدا

کتاب دوستش داشتم، رمانی عاشقانه نوشته ی آنا گاوالدا است که اولین بار در سال 2002 وارد بازار نشر شد. داستان این رمان فوق العاده جذاب و تأثیرگذار به زندگی زنی تنها شده به نام کلوئی و رابطه ی عمیق او با پدرشوهرش می پردازد. زمانی که شوهر کلوئی، او و دو دخترش را به خاطر زنی دیگر ترک می کند، این شخصیت در وضعیت روحی بسیار بدی قرار می گیرد. بر خلاف انتظار، این پدرشوهر معمولاً سرد و غیرصمیمیِ کلوئی است که به کمکش می آید و به او، هم با کمک های مادی و هم با خرد و بینشی ژرف درباره ی زندگی و عشق یاری می رساند. آنا گاوالدا در این رمان زیبا و به یاد ماندنی، با مهارت و تأثیری مثال زدنی، شکنندگی روابط انسانی را در قالب داستانی هیجان انگیز مورد بررسی قرار می دهد.

کتاب من او را دوست داشتم


ویژگی های کتاب من او را دوست داشتم

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

این کتاب با عنوان « دوستش داشتم » نیز توسط نشر ماهی منتشر شده است.

مشخصات کتاب من او را دوست داشتم
نوع جلد :شومیز
قطع :پالتویی
شابک :978-600-95226-7-5
تعداد صفحه :158
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2002
سری چاپ :5
نکوداشت های کتاب من او را دوست داشتم
A literary phenomenon.
پدیده ای ادبی.
Le Monde

Intense and immediate as a late-night conversation between lovers.
پرشور و بی واسطه همانند گفت و گوی دو عاشق در اواخر شب.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

A fiction with plenty of emotion, culture and thoughtfulness.
داستانی پر از احساس، فرهنگ و خردمندی.
Telegraph Telegraph

بخش هایی از کتاب من او را دوست داشتم (لذت متن)
بیش تر از هر چیزی توی دنیا دوستش داشتم، بیش تر از هر چیزی... نمی دانستم که می شود کسی را این قدر دوست داشت... حداقل در مورد خودم این طور فکر می کردم... فکر می کردم برای این جور دوست داشتن ساخته نشده ام.

این کفش ها او را خوشحال می کرد... دارم سعی می کنم اشتباهات قبلی ام را در مورد نسل جدید تکرار نکنم... حتی اگر سی سال پیش هم این جور جاها بود، امکان نداشت کریستین و آدرین را به چنین جاهایی بیاورم. هیچ وقت! و حالا از خودم می پرسیم چرا... چرا آن ها را از این نوع خوشی ها محروم می کردم؟ مگر در آخر چقدر برایم خرج داشت؟ چه می شد اگر پانزده دقیقه به من بد می گذشت؟ این یک ربع در مقابل صورت خندان بچه ها چه ارزشی دارد؟

باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.