انتشارات: نشانهنشانه
مترجم: جلال رضایی راد

معرفی کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره ی خانه سالمندان زد به چاک و ناپدید شد اثر یوناس یوناسن

کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد، رمانی کمدی نوشته ی یوناس یوناسن است که اولین بار در سال 2009 منتشر شد. آلن کارلسن، پس از سپری کردن یک زندگی طولانی و پرماجرا، حالا در آسایشگاه زندگی می کند و باور دارد که اینجا آخرین ایستگاه زندگی اوست. تنها مشکل اینجاست که او از وضعیت سلامتی خوبی برخوردار است و یک روز دیگر، صدساله می شود. قرار است جشن بزرگی برای آلن برگزار شود اما او اصلاً علاقه ای به این جشن ندارد و بیشتر دوست دارد که بتواند مصرف بیش از حد الکل را کمی در کنترل خود بگیرد. به همین خاطر آلن تصمیم می گیرد که فرار کند. او با دمپایی هایش از پنجره بیرون می رود و سفر بسیار خنده دار و غیرمنتظره ای را آغاز می کند که پر از غافلگیری های عجیب و غریب است: چمدانی پر از پول، چند خلافکار اعصاب خردکن، یک فروشنده ی خوش اخلاق و البته یک فیل!

کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره ی خانه سالمندان زد به چاک و ناپدید شد


ویژگی ها کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره ی خانه سالمندان زد به چاک و ناپدید شد

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2013 ساخته شده است.

این کتاب با عنوان « پیرمرد صدساله ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد » نیز توسط نشر «به نگار» منتشر شده است.

مشخصات کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره ی خانه سالمندان زد به چاک و ناپدید شد
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-5965-92-9
تعداد صفحه :352
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2009
سری چاپ :6
دسته بندی های کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره ی خانه سالمندان زد به چاک و ناپدید شد
نکوداشت های کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره ی خانه سالمندان زد به چاک و ناپدید شد
Quirky and utterly unique.
عجیب و کاملا منحصر به فرد.
Book Browse

Eccentric, unusual and far-fetched in the best possible way.
عجیب، غیرمعمول و باورنکردنی در بهترین شکل ممکن.
Bookseller

A brilliant satire on the foibles of mankind.
هجویه ای درخشان بر نقص های بشر.
Telegraph Telegraph

بخش هایی از کتاب پیرمرد صدساله ای که از پنجره ی خانه سالمندان زد به چاک و ناپدید شد (لذت متن)
آلن نگاهی به سرباز چینی بی هوش که پیش پایش افتاده بود، انداخت: «هیچ وقت با یه سوئدی مسابقه ی نوشیدن نذار، مگه اینکه خودت فنلاندی یا دست کم روس باشی.»

انتقام، چیز خوبی نیست. انتقام مثل سیاست می مونه، همیشه یک چیز باعث یک چیز دیگه می شه تا اینکه بد به بدتر تبدیل می شه و بدتر به بدترین.

آلن وسط حرف دو برادر پرید و گفت همه ی دنیا را گشته و اگر یک چیز یاد گرفته باشد، این بوده که بزرگترین و ظاهرا ناممکن ترین نبردها روی زمین بر اساس این گفته شکل می گیرند که: «تو احمقی... نه، تویی که احمقی... نه، این خودتی که احمقی...»