کتاب جادوی چپکی اثر سارا ملانسکی

کتاب جادوی چپکی

Upside-Down Magic

  • قیمت : ۱۷,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: پرتقالپرتقال

معرفی کتاب جادوی چپکی اثر سارا ملانسکی

کتاب جادوی چَپَکی، اثری نوشته ی سارا ملانسکی است که اولین بار در سال 2015 وارد بازار نشر شد. نُری هورِس، دختری نه ساله است. او، باهوش و شجاع است و کلوچه های با طعم کره ی بادام زمینی را دوست دارد. اما علاوه بر این ها، نُری می تواند به حیوانات مختلفی تبدیل شود. متأسفانه، استعداد او در تبدیل شدن به موجودات دیگر کمی غیرقابل پیش بینی است. زمانی که مسئولین آکادمیِ جادویی متعلق به پدر نُری، عذر او را می خواهند، این شخصیت مجبور می شود در مدرسه ی عمومی ثبت نام کند. نُری در این مدرسه، بچه هایی را ملاقات می کند که جادویشان کمی متفاوت است. اگر می خواهید ماجراجویی های جذاب و هیجان انگیز نُری و دوستان عجیبش را از دست ندهید، حتماً با کتاب جادوی چپکی همراه شوید.

خرید و معرفی کتاب خواندنی جادوی چپکی


ویژگی ها کتاب جادوی چپکی

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

کتاب اول « حیوان ترکیبی »

مشخصات کتاب جادوی چپکی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-462-183-0
تعداد صفحه :144
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2015
سری چاپ :1
Title: جادوی چپکی Author: Description: خرید کتاب جادوی چپکی Upside-Down Magic نویسنده سارا ملانسکی مترجم مهناز بهرامی انتشارات پرتقال - ادبیات داستانی Format: Paperback Published By: پرتقال Language: Persian ISBN: 978-600-462-183-0 Pages: 144 Published: Edition: 1 https://www.iranketab.ir/book/1041-upside-down-magic
Price: 17000
نکوداشت های کتاب جادوی چپکی
A hilarious and heartfelt story.
داستانی خنده دار و برآمده از دل.
Goodreads

Entertaining.
سرگرم کننده.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Readers will enjoy the details of this magical world.
مخاطبین از جزئیات این دنیای جادویی لذت خواهند برد.
School Library Journal School Library Journal

بخش هایی از کتاب جادوی چپکی (لذت متن)
برای این قایم می شد که اگر اتفاق بدی افتاد، کسی نبیندش. البته، اگر واقعا قرار بود اتفاق بدی بیفتد، باید آنقدر به خواهر و برادرش نزدیک باشد که اگر داد زد، بتوانند بشنوند. یا اگر میو کرد. یا غرید. نری تصمیم گرفت بهش فکر نکند. اگر شانس می آورد، به کمک نیازی نداشت.

رفتن به آن مدرسه خیلی سخت بود. کسی را قبول نمی کردند، مگر اینکه استعدادهای شگفت آوری داشت. دوستان نری حتی به خودشان زحمت هم ندادند که برای ورود به آنجا امتحان بدهند؛ همه شان برای مدرسه های راحت تر امتحان دادند.

پاهای جلویی اش پای بچه گربه نبودند؛ خزش قهوه ای و صاف بود. انگار یک شکم گرد و چاق هم داشت. اما این دماغ دیگر چه بود؟ نتوانست خوب ببیندش، ولی هیچ چیزش به بچه گربه نرفته بود. بیشتر شبیه پوزه ای دراز بود. دماغ سگ آبی. نری متوجه شد: «لعنتی! نصفم بچه گربه است، نصفم سگ آبی.» جادویش، واقعا چپکی عمل کرده.