«قایق تندرو» (Speedboat) نخستین رمان رناتا آدلر، روزنامهنگار و منتقد آمریکایی، در سال ۱۹۷۶ منتشر شد؛ اما «نخستین رمان» ممکن است تعبیر گمراهکنندهای باشد، چون آدلر تقریبا از ابتدا بسیاری از قراردادهای معمول رمان را کنار میگذارد. کتاب پیرنگ مرکزی روشنی ندارد، شخصیتها وارد میشوند و ناپدید میشوند، حکایتها گاهی پیش از آنکه به نتیجه برسند قطع میشوند و روایت از یک مهمانی، سفر یا کلاس درس ناگهان به مشاهدهای دربارهٔ زبان مطبوعات، سیاست، رابطهای عاطفی یا رفتاری عجیب در زندگی شهری میپرد. همین ساختمان قطعهقطعه است که «قایق تندرو» را به یکی از رمانهای تجربی متمایز ادبیات آمریکا در دههٔ ۱۹۷۰ تبدیل کرد. این کتاب در ۱۹۷۷ جایزهٔ پن/همینگوی برای رمان نخست را دریافت کرد. راوی، جن فین، روزنامهنگاری است که میان کار، تدریس، سفر و روابط اجتماعی حرکت میکند. اما آدلر برخلاف بسیاری از رمانهای اولشخص چندان علاقهای به ساختن پرترهای روانشناختی و کامل از او ندارد. نگاه جن بیشتر به بیرون معطوف است: آدمهایی که در مهمانیها میبیند، گفتوگوهایی که میشنود، عادات حرفهای روزنامهنگاران و دانشگاهیان، روابط عاطفی نیمهکاره و جملههایی که ناگهان چیزی از وضع جامعه آشکار میکنند. به همین دلیل جن هم مرکز روایت است و هم مدام از مرکز آن کنار میرود. جهان از فیلتر ذهن او میگذرد، اما خود این ذهن هرگز کاملا توضیح داده نمیشود. فرم کتاب بیش از هر چیز به کلاژ شباهت دارد. پاراگرافی ممکن است روایتی کوتاه باشد، پاراگراف بعدی به صورت جملهای قصارگونه پیش برود و چند خط بعد مشاهدهای تقریبا روزنامهنگارانه جای آن را بگیرد. برخی قطعات «قایق تندرو» پیش از انتشار کتاب در نیویورکر چاپ شده بودند و پیشینهٔ مطبوعاتی آدلر را میتوان در دقت او نسبت به جزئیات اجتماعی و زبان عمومی احساس کرد. اما تبدیل این مواد به رمان صرفا حاصل کنار هم گذاشتن گزارشها نیست؛ تکرارها، پژواکها و تغییر ناگهانی لحن میان قطعات نوعی ریتم میسازند که جای پیرنگ سنتی را میگیرد. همین فرم با موضوع کتاب نیز سازگار است. «قایق تندرو» تصویری از زندگی شهری ارائه میدهد که در آن اطلاعات، روابط، سیاست، رسانه و تجربههای شخصی با سرعت از کنار یکدیگر میگذرند. آدلر نمیکوشد این پراکندگی را به وحدتی آرامبخش تبدیل کند؛ خود پراکندگی موضوع اوست. خواننده باید معنای ارتباط میان قطعات را بسازد و گاه بپذیرد که چنین ارتباطی کامل نخواهد شد. در نتیجه کتاب بیش از آنکه داستان مجموعهای از وقایع باشد، شکل تجربهکردن جهانی است که وقایع آن سریعتر از توان ما برای مرتبکردنشان اتفاق میافتند. این انتخاب فرمی هم نقطهٔ قوت اثر است و هم مانع اصلی ورود به آن. خوانندهای که انتظار تحول شخصیت، تعلیق یا خط داستانی پیوسته دارد ممکن است قطعات کتاب را پراکنده یا سرد بیابد. اما اگر «قایق تندرو» را بر اساس منطق خودش بخوانیم، همین گسستها به تدریج تصویری دقیق از آگاهی معاصر میسازند. بازانتشار رمان در مجموعهٔ NYRB Classics در سال ۲۰۱۳ نیز به بازگشت جدی آن به بحث ادبی کمک کرد؛ منتقدان بر تازگی پایدار نثر قطعهقطعه و تأثیر آن بر نویسندگان بعدی تأکید کردهاند. عنوان «قایق تندرو» در این معنا استعارهای مناسب برای خود کتاب است: سرعت بالاست، منظرهها ظاهر میشوند و فورا عقب میروند و فرصت توضیحدادن همهچیز وجود ندارد. آدلر میپرسد شاید برای ثبت زندگی مدرن لازم نباشد آن را منظمتر از آنچه واقعا تجربه میشود روایت کنیم؛ شاید گاهی شکل گسستهٔ روایت، صادقانهترین شکل پیوستگی باشد.
درباره رناتا ادلر
رناتا آدلر (زاده ۱۹ اکتبر ۱۹۳۸) نویسنده، روزنامهنگار و منتقد فیلم آمریکایی است. آدلر نویسنده و گزارشگر کارکنان نیویورکر بود و در سال های 1968 تا 1969 به عنوان منتقد اصلی فیلم نیویورک تایمز خدمت کرد. او همچنین یک نویسنده داستان است.