کتاب بسیار زیبا و حماسی است . انگار یک داستان از شاهنامه است یا بهتر بگم ادامه داستانهای شاهنامه . نویسنده آنقدر زیبا از عناصر ، اسامی ، اسطورههای ایرانی استفاده کرده که برای من آخرش سخت بود بپذیرم یک داستان اقتباسی باشه . انگار حقیقت داستان نوروز همین اتفاقات بوده داستان درمورد جمشید پادشاه ایرانی است که روزی فره ایزدی داشته ولی الان مردم اونو عامل بدبختی و رنج ایران زمین میدانند . غرور اورا فرا گرفته و رنج و بدبختی سرزمین فرا گرفته . در این داستان هفت خوان وجود دارد اما داستان حول یک نفر یا یک قهرمان نمیگردد. علاوه بر قهرمان اصلی داستان مردم هم هفت خوان دارند . فقط درصورتی که موفق بشوند میتونند این نفرین از سرزمین پاک کنند . برای کسانی که عاشق ایران و اسطورههای ایرانی اند به شدت پیشنهادی 😍