کتاب کلارا کالان Clara Callan


  • قیمت : ۳۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر کلارا کالان
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

در محله ای کوچک در کانادا، کلارا کالان با ناراحتی و نارضایتی، با خواهرش نورا که عازم نیویورک است، خداحافظی می کند. داستان در زمانی اتفاق می افتد که تهدید فزاینده ی فاشیسم در اروپا، مایه ی نگرانی و وحشتی دائمی است و مردم از ترس مواجهه با این واقعیت تلخ، به رادیو و فیلم ها پناه برده اند. در همین هنگام، این دو خواهر[که شخصیت هایی بسیار متفاوت دارند اما گذشته ی مشترک شان، آن ها را از هم جدایی ناپذیر کرده است]تلاش می کنند تا جایگاه خود را در مجموعه ی توقعات و انتظارات اجتماعی از زنان در دهه ی 1930 پیدا کنند. در حالی که نورا به آینده ی حرفه ای خود به عنوان ستاره ی برنامه ای رادیویی چشم دوخته است، کلارا، زنی قوی و صاحب فکر، تلاش می کند تا بدون چشم پوشی از عشق، آزادی و ماجراجویی در زندگی اش، به هنجارهای سنتی موجود در جامعه ای کوچک و غیرمنعطف، احترام بگذارد. اما شرایط، به سادگی چیزی که به نظر می رسد، نیست. نامه های نورا بیان گر این موضوع هستند که زندگی در شهری بزرگ، بسیار معمولی تر از چیزی است که به نظر می رسد؛ آرامش و خلوت زندگی کلارا نیز، با مجموعه ای از اتفاقات غیرقابل پیش بینی، در هم می شکند. این پیچ و تاب های سرنوشت، تمام قدرت و شجاعت کلارا را به مبارزه می طلبند و در نهایت، ارتباط به ظاهر ناگسستنی این دو خواهر را به چالش می کشند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی کلارا کالان



انتشارات: نفیرنفیر
نویسنده: ریچارد رایت ریچارد رایت
مشخصات کلارا کالان
قطع :رقعی
شابک :978-600-96416-1-1
وزن :525
تعداد صفحه :450
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2001
سری چاپ :1

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی گیلر اسکاتیا بانک سال 2001

برنده ی جایزه ی گاورنر جنرال برای داستان انگلیسی زبان سال 2001

نکوداشت
Superb... Traces with compassion the separate histories of two sisters.
ممتاز... [کتاب]با احساسی همزاد پندارانه، سرنوشت متفاوت دو خواهر را پی می گیرد.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

A compelling story of perseverance and quiet triumph.
داستانی مهیج درباره ی پایداری و یک موفقیت بی سر و صدا.
Washington Post Washington Post

Entertaining.
سرگرم کننده.
Boston Globe Boston Globe

لذت متن
اگر نمی توانم شعر بگویم، شاید حداقل بتوانم احساس و فکری مثل یک شاعر داشته باشم.

با تمام وجود دلم می خواهد کمکت کنم که بفهمی چقدر همه ی این داستان سخت، پیچیده و جانسوز است: یک روز به تو خواهم گفت که چگونه آموختم به تماشای نور رو به افول روزهای پاییز بنشینم یا بوی خاک را در اوان بهار در دل برف ها بیرون بکشم؛ چگونه در یک روز زمستانی باورهایم رنگ باختند. در یک غروب تابستانی بر چرخ و فلکی سوار شدم و از اوج آن به مردی که آسیبی سخت به من رسانده بود، چشم دوختم؛ به تو خواهم گفت که روزی به رم سفر کردم و در شهر آن شاعر مرده، چه شمار بزرگی جنگاور دیدم؛ به تو خواهم گفت که چگونه با پدرت، جلوی در سینمایی، در تورنتو ملاقات کردم.

شاید از همین نقطه شروع کنم و ماجرا را برایت بگویم. در یک غروب زمستانی، وقتی چراغ ها را زودتر از معمول روشن کنیم یا شاید در یک روز تابستانی پر از برگ با آسمانی درخشان. قصه ام را با فعل های کمکی شروع خواهم کرد: من... هستم. تو... هستی. آن... هست.