کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

Nothing Twice: Selected Poems
مجموعه شعر

مشخصات کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد
مترجم :
شابک : 9786002294906
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 135
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1997
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : 23 فروردین

معرفی کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد اثر ویسواوا شیمبورسکا

کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد گزیده ای از اشعار شاعر لهستانی برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات ویسواوا شیمبورسکا است. اشعار شیمبورسکا از شرایط زندگی اش در دوران کمونیستی لهستان سرچشمه می گیرد. این شاعر که در دوران حکومت کمونیسم در لهستان زندگی کرده اشعارش نشان از اعتقاد و باور او به کمونیسم و سبک رئالیسم سوسیالیستی دارد. اما با آنکه این اشعار به نوعی تاثیر گرفته از سیاست اند هرگز به طور مستقیم و آشکار سیاسی نیستند. این اشعار انسانی اند و لطیف. اجتماعی اند و اخلاقی. او بعد ها از اعتقادش به کمونیسم بازگشت.

شیمبورسکا علاوه بر آنکه توانست جایزه ی نوبل ادبیات را در سال 1996 از آن خود کند توانسته موفق به کسب جایزه ی هردر و گوته نیز بشود. علاوه بر آن اشعار شیمبورسکا توانسته الهام بخش کارگردانانی مانند وودی آلن و کیشلوفسکی در سینما نیز بشود.

از آنجایی که کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد منتخبی از تمام مجموعه ی اشعار شیمبورسکا در تمامی دوران است می تواند تصویری کلی از این شاعر مطرح لهستانی به دست مخاطبان شعر بدهد.

کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

ویسواوا شیمبورسکا
ویسواوا شیمبورسکا یا ویسلاوا شیمبورسکا شاعر، مقاله نویس، مترجم لهستانی است. او در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. داوران کمیته ادبی جایزه نوبل در توصیف وی، او را موتسارت شعرخوانده بودند. کسی که ظرافت های زبانی را با شور و هیجان های بتهوونی در هم آمیخته بود.اشعار وی به زبان های انگلیسی و بسیاری از زبان های اروپایی، چینی، فارسی، عبری و عربی ترجمه شده است. چندین مجموعه شعر و کتاب هایی بسیاری که ترجمه او از زبان فرانسه به زبان لهستانی است، در کنار ده ها مقاله ادبی دیگر از او برجای مانده است.
قسمت هایی از کتاب هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد (لذت متن)
دنیای واقعی دنیای واقعی پرواز نمی کن آن طور که رویاها پرواز می کنند. هیچ صدایی, هیچ زنگ دری نمی تواند آن را برهم بزند. هیچ فریادی، هیچ ضربه ای نمی تواند کوتاهش کند. تصاویر در رویا هر کسی بیدار باشد می تواند ببیند. رویاها دیوانه نیستند؛ این دنیای واقعی است که مجنون است. فقط به خاطر این که با لجبازی و سرسختی به هر چیزی که انفاق می افتد می چسبد. در رویا کسی که تازه مرده, هنوز زنده است، در سلامت کامل؛ و در اوج جوانی و سرزندگی اش. دنیای واقعی جنازه را پیش روی مان می گذارد. دنیای واقعی شوخی ندارد. رویاها به سبکی پر هستند و حافظه, به راحتی می تواند از دست آن ها خلاص شود. دنیای واقعی مجبور نیست از فراموشی بترسد. دنیای واقعی خیلی خشن و مصمم است. روی شانه های مان می نشیند، به قلب های مان فشار می آورد. روی پاهای مان می افتد. هیچ راه فراری از دنیای واقعی نیست؛ هر وقت از آن می گریزیم. به دنبال مان می آید. و در مسیر فرارمان هیچ توقفی وجود ندارد؛ حتا جایی که واقعیت منتظرمان نیست.