کتاب عروس

The Daughter-in-law
کد کتاب : 107562
مترجم :
شابک : ‏‫‬‮‭978-6229315200
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 146
سال انتشار شمسی : 1402
سال انتشار میلادی : 1912
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 12 خرداد
نوع کاغذ : بالک

عروس
The Daughter-in-law
کد کتاب : 112736
مترجم :
شابک : 978-6009726745
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 116
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1912
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 12 خرداد

معرفی کتاب عروس اثر دیوید هربرت لارنس

نویسنده‌ای که رسالتش ایستادن بر سر حقیقت بود و اعتقاد داشت می‌نویسد چون جهان پر از دروغ است، رمان‌ها، داستان‌ها و نمایشنامه‌هایی نوشت در نقد و مسخرگی اخلاق بورژوازی و نظم پسند سرمایه‌داری. اگر «عاشق خانم چترلی» بی‌مهابایی و ناگزیری میل تنانه‌ی زن و مرد را بزرگ‌تر از تضاد طبقاتی و برساخت‌های اشرافیت مضمهل انگلیسی روایت کرده و در «پسران و عشاق» کنترل‌گری خانواده‌های کارگری را در همه‌ی ابعاد و اجزای زندگی فرزندان‌شان تصویر می‌کند، در نمایشنامه‌ی «عروس» روابط مردان و زنان کارگر را در ادامه‌ی روابط مادران و پسران این طبقه دیده و نقطه‌های اتصال زندگی خانوادگی‌شان را با کار، ابزارهای تولید و شیوه‌های استثمار، با دقت نظری مثالی در دل درامی بی‌نقص ارائه می‌دهد. کتاب «عروس: نمایشنامه‌ای در چهار پرده»، نوشته‌ی «دی. اچ. لارنس» نقطه‌ی عطف درام کارگری انگلیسی‌ و ژانر «ظرف‌شویی آشپزخانه» است که رویدادی تاریخی(اعتصاب ملی زغال‌سنگ 1912) را در بستری فراتاریخی قرار داده و به ساختارهای مسلط و استوار بر باورها و ایدئولژی‌های پیشینی و از پیش پذیرفته‌شده‌ی یک اجتماع خشمگین و سرخورده، حمله می‌کند. موضوعیت اعتصاب ملی زغال‌سنگ در 1912 یعنی ارزش کار و اهمیت حداقل دستمزد، به‌درستی در لایه‌های نمایشنامه‌ی عروس لارنس تنیده شده و البته شگفت‌انگیز است که این متن، خیلی قبل‌تر از پرداختن متفکران فمینیست به مسئله‌ی «کار خانگی»، به کندوکاو در آن پرداخته‌‎ و کلیت نظام تولید سرمایه‌دارانه را با اکت‌ها و گفت‌وگوهایی درخشان هدف قرار می‌دهد.

کتاب عروس

دیوید هربرت لارنس
دیوید هربرت لارنس معروف به دی اچ لارنس، زاده ی 11 سپتامبر 1885 و درگذشته ی 2 مارس 1930، نویسنده، شاعر، نقاش، مقاله نویس بریتانیایی و یکی از معتبرترین چهره های ادبیات زبان انگلیسی بود.لارنس در خانواده فقیری در شهر ایستوود ناتینگهام شایر در سال ۱۸۸۵ میلادی دیده به جهان گشود. وی پس از مدتی آموزگاری در سال ۱۹۱۱، نخستین داستان خود را به نام طاووس سفید نوشت. پس از آن، او در سال ۱۹۱۹ به اروپا و استرالیا و آمریکا سفر کرد و در این مدت داستان های بسیاری منتشر کرد که از میان آنها می توان به پسرها و عاشق...
نکوداشت های کتاب عروس
به راحتی می توان این نمایشنامه را درامی فرویدی و کلاسیک دربارۀ دوراهی عشق به مادر و همسر دانست: مینی گسکویین با لوتر منزوی ازدواج کرده است. او این سوال را مطرح می کند: «اگه مردها کاملا مال مادرشون باشن، پس زن ها چه طوری شوهر کنن؟» با بازبینی دوبارۀ این نمایشنامه می توان به شدت همدلی لارنس با هر یک از شخصیت ها پی برد. او مانند هر نمایشنامه نویس قهار دیگری، زاویه دید تمام شخصیت ها را می بیند. مینی خشمگین است چون احساس می کند از زندگی عاطفی و کاری شوهر معدنچی اش کنار گذاشته شده است. لوتر هم از وابستگی مالی اش به همسر خود آزرده است؛ چراکه مینی مبلغی را برای خود پس انداز کرده است. از طرفی، مادر لوتر هم تمام مردان را منبع زجر در همۀ عمر می داند؛ چه در مقام شوهر و چه در نقش پسر. لارنس این موقعیت را با بی طرفی کامل می کاود و جالب آن است که آن را با بستر تاریخی اعتصاب همراه می کند؛ بستری که در آن، کارفرمایان با استفاده از کارگران اعتصاب شکن و نیروهای نظامی سعی داشتند معدن ها را سرپا نگه دارند.
مایکل بیلینگتون، گاردین

قسمت هایی از کتاب عروس (لذت متن)
خانم پردی: بذار یه چیزی رو بهت بگم خانم؛ اینکه می ذارن روی زمین خدا زندگی کنیم باز جای شکرش باقیه. عجیبه که مجبور نشدیم مثل پرنده ها تو آسمون پرواز کنیم. جو: اونوقت آسمون هم به گند کشیده میشد! خانم پردی: آره واقعا. خیلی اوضاع بده. به آقامون یه شغل شبانه دادن؛ هفته ای یه گینی. پنجاه سال واسه شرکت کار کرد، شصت و دو سال هم بیشتر نداره، اما بهش گفتن دیگه توانایی کار تو قطعه ها رو نداره. الآن تو جاده ها جون میکنه. وقتی هم میاد خونه از فرط خستگی نمیتونه حتی غذا بخوره. جو: مثل منه. خانم پردی: آره ولی آخه زشته هفته ای یه گینی. خانم گسکویین: این روزها با همۀ کارگرها همینجوری تا میکنن. قیمت زغال سنگ یک کم پایین اومده، اینها به جاش پدر کارگرها رو درآوردن. الآن دیگه وضع همه خراب شده. خانم پردی: خدا این فریزر لعنتی رو به زمین گرم بشونه. خون ما رو تو شیشه کرده. خانم گسکویین: واسه هر معدن یه مدیر جدید گذاشته؛ همه شون هم عین اربابایی ان که برده زیر دستشونه. خانم پردی: میگه باید صرفه جویی کنن. میگه که شرکت بنگاه خیریه نیست. خانم گسکویین: بعد، هر سال واسه خودش هزارودویست تا برمیداره. خانم پردی: مرتیکۀ پست فطرت؛ با اون دستگاه های زغال برش! جو: اونها که کار نمیکنن. خانم پردی: شنیدم خیلی هم به اون زغال برهای امریکایی فحش میده. دوست دارم یکی از این دستگاه ها بگیردش و دل و رودش رو بیرون بریزه. حتی آهن هم میتونه بفهمه اون چه آشغالیه.