1. خانه
  2. /
  3. کتاب رفته ، اما نه از یاد

کتاب رفته ، اما نه از یاد

3.75 از 2 رأی

کتاب رفته ، اما نه از یاد

Gone, But Not Forgotten
ناموجود
95000
معرفی کتاب رفته ، اما نه از یاد
«رفته، اما نه از یاد» نوشته‌ی فیلیپ مارگولین، تریلری جنایی و حقوقی است که در سال ۱۹۹۳ از سوی دابل‌دی منتشر شد و نقطه‌ی عطفی در کارنامه‌ی نویسنده‌اش بود. مارگولین پیش از آن سال‌ها به‌عنوان وکیل مدافع کیفری کار کرده و پرونده‌های مهمی را تا دیوان عالی ایالات متحده دنبال کرده بود؛ تجربه‌ای که در این رمان به‌ویژه در برخورد میان وظیفه‌ی حرفه‌ای وکیل، حقیقت جنایی و قضاوت اخلاقی حضور پررنگی دارد. «رفته، اما نه از یاد» سومین رمان او پس از «هارت‌استون» و «آخرین مرد بی‌گناه» بود و موفقیتش مارگولین را به چهره‌ای شناخته‌شده‌تر در ادبیات تریلر حقوقی آمریکا تبدیل کرد. ماجرا در پورتلند اورگن آغاز می‌شود؛ جایی که چند زن از خانواده‌های ثروتمند ناپدید شده‌اند. در هر صحنه تنها دو نشانه باقی مانده است: یک رز سیاه و پیامی با عبارت «رفته، اما نه از یاد». این الگو برای نانسی گوردون، کارآگاهی که سال‌ها پیش در هانترز پوینت نیویورک با مجموعه‌ای مشابه از قتل‌ها روبه‌رو شده بود، معنای دیگری دارد. پرونده‌ی قدیمی ظاهرا بسته شده و قاتل نیز شناسایی شده بود، اما گوردون باور دارد داستانی که ده سال قبل پایان‌یافته تصور می‌شد، هنوز ادامه دارد. هم‌زمان مارتین داریوس، سرمایه‌دار و سازنده‌ی قدرتمند پورتلند، وارد مرکز تحقیقات می‌شود و وکالت خود را به بتسی تاننبام می‌سپارد؛ وکیل مدافعی موفق که سابقه‌ی دفاع از زنان قربانی خشونت خانگی دارد. مارگولین از این نقطه چند خط روایی را هم‌زمان پیش می‌برد. تحقیقات دادستان، گذشته‌ی نانسی گوردون، پرونده‌ی داریوس و موقعیت حقوقی بتسی به تدریج به یکدیگر متصل می‌شوند، اما نویسنده اطلاعات را طوری توزیع می‌کند که پاسخ پرسش اصلی مدام عقب برود: آیا پرونده‌ی تازه ادامه‌ی قتل‌های گذشته است، تقلیدی از آنهاست یا گذشته‌ای که کسی عمدا دفن کرده دوباره سر باز کرده است؟ رمان از معمای هویت قاتل فراتر می‌رود و مسئله‌ی پنهان‌کردن حقیقت توسط صاحبان قدرت را نیز وارد داستان می‌کند. پای سیاست ملی و نامزدی یک مقام بلندپایه برای ریاست دیوان عالی هم به پرونده باز می‌شود و آنچه در آغاز رشته‌ای از قتل‌ها به نظر می‌رسید، به شبکه‌ای از رازها، توافق‌ها و تصمیم‌های اخلاقا مسئله‌دار تبدیل می‌شود. بتسی تاننبام مرکز اخلاقی این کشمکش است. حرفه‌ی او ایجاب می‌کند حتی از موکلی دفاع کند که ممکن است خودش از او بیزار باشد و همین وضعیت رمان را به قلمرو آشنای تریلر حقوقی می‌برد: تفاوت میان بی‌گناهی، قابل‌اثبات‌بودن جرم و وظیفه‌ی وکیل چیست؟ مارگولین که خود سال‌ها وکیل جنایی بوده، پیچیدگی این موقعیت را می‌شناسد. وکیل قرار نیست درباره‌ی ارزش اخلاقی موکل داوری کند؛ وظیفه‌ی او در چهارچوب قانون تعریف می‌شود. اما وقتی اطلاعاتی که در رابطه‌ی محرمانه‌ی وکیل و موکل مطرح می‌شوند با احتمال وقوع جنایتی تازه پیوند می‌خورند، مرز میان وظیفه‌ی حرفه‌ای و مسئولیت انسانی شکننده‌تر می‌شود. بخش قابل‌توجهی از تعلیق رمان از همین شکاف می‌آید، نه فقط از جست‌وجوی قاتل. از نظر فرم، «رفته، اما نه از یاد» به سرعت و تغییر زاویه‌ی دید متکی است. پابلیشرز ویکلی ریتم رمان را بسیار تند ارزیابی کرده و در عین حال یادآور شده است که روایت گاهی گسسته می‌شود و بعضی چرخش‌های داستانی زودتر از حد مطلوب قابل‌حدس‌اند. کرکوس نیز نسبت به کیفیت نثر مارگولین سخت‌گیرتر بود، اما قدرت رمان در حفظ تعلیق و کشاندن خواننده به فصل بعد را پذیرفت. این دو داوری تقریبا نقطه‌ی قوت و ضعف کتاب را کنار هم نشان می‌دهند: مارگولین بیش از آنکه به ظرافت سبکی یا شخصیت‌پردازی ادبی پیچیده علاقه داشته باشد، مهندس طرح داستان است؛ رازها را روی هم می‌چیند، مظنون‌ها را جابه‌جا می‌کند و با تغییر اطلاعات، داوری خواننده را بارها به هم می‌زند. خشونت علیه زنان بخش قابل‌توجهی از فضای رمان را شکل می‌دهد و توصیف برخی جنایت‌ها صریح و آزاردهنده است. به همین دلیل «رفته، اما نه از یاد» برای خواننده‌ای که نسبت به بازنمایی خشونت شدید حساس است، تریلر سبکی نیست. بااین‌حال زنان داستان صرفا قربانیانی منفعل نیستند؛ یک وکیل و یک کارآگاه در قلب سازوکار کشف حقیقت قرار دارند و مسئله‌ی خشونت خانگی نیز با تجربه‌ی حرفه‌ای بتسی پیوند می‌خورد. عنوان رمان سرانجام معنایی فراتر از نوشته‌ای در کنار یک رز سیاه پیدا می‌کند. گذشته در جهان مارگولین از بین نمی‌رود؛ ممکن است پرونده‌ای بسته شود، مدرکی کنار گذاشته شود و قدرت بر حقیقت سرپوش بگذارد، اما آنچه حل نشده در جایی باقی می‌ماند. رز سیاه کتاب نشانه‌ی همین بازگشت است: چیزی دفن شده، اما فراموش نشده؛ و گاهی تنها کافی است کسی دوباره در را باز کند تا گذشته از تاریکی بیرون بیاید.
درباره فیلیپ مارگولین
درباره فیلیپ مارگولین
فیلیپ مارگولین (متولد 1944) نویسنده آمریکایی تریلر حقوقی است.مارگولین در سال 1944 در شهر نیویورک متولد شد.پس از دریافت مدرک کارشناسی در دولت در سال 1965، از دانشگاه آمریکایی در واشنگتن، دی سی، او تا سال 1967 به عنوان داوطلب سپاه صلح در لیبریا کار کرد.او در سال 1970 از دانشکده حقوق دانشگاه نیویورک فارغ التحصیل شد، و به مدت 25 سال به عنوان وکیل مدافع جنایی کار کرده است، شغلی که از کتاب های پری میسون الهام گرفته شده است.او در سال 1970 در دادگاه استیناف اورگان شروع به کار کرد.
نظر کاربران در مورد "کتاب رفته ، اما نه از یاد"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

کتاب خوبی بود اما یکم صحنه‌های جناییش دل آدمو ریش میکنه ولی در کل چون از روی پرونده‌ی واقعی بود خیلی جالب بود و این که آدم تعجب میکنه از وجود همچین آدمایی توی دنیا

1405/01/11 | توسطآزیتا رحیمی
0
| |