جادوی چپکی: سنگ بکس

Upside-Down Magic: Sticks and Stones

  • قیمت : ۱۷,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۱۳,۶۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: پرتقالپرتقال

معرفی کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس اثر سارا ملانسکی

کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس، اثری نوشته ی سارا ملانسکی است که نخستین بار در سال 2016 وارد بازار نشر شد. بله، این درست است که ماریگولد، لِیسی کلِنچ را به اندازه ی یک موش صحرایی کوچک کرد؛ اما آن فقط یک تصادف بود. و بله، این هم درست است که بیشتر اطرافیان نُری انتظار نداشتند که او به موجودی نیمه ماهی و نیمه سگ تبدیل شود اما اینطور هم نبود که نُری از قصد بخواهد پنجه های سگ را با بازوچه های ماهی مرکب ترکیب کند. با این که بَکس، شرایط جادویی تبدیل شدن به سنگ را دارد، قسم می خورد که جادوهای سنگی‌ای که مدام در حال اتفاق افتادن هستند، کار او نیست. زمانی که شرایط آشفته می شود، راحت ترین کار، مقصر شمردن بچه هایی است که توانایی های جادویی شان، عجیب تر و پرهیاهوتر از سایرین است. اما دانش آموزان جادوی چپکی، قرار نیست خود را در دردسر بیاندازند. آن ها در عوض، تصمیم گرفته اند بفهمند واقعاً چه اتفاقاتی در حال وقوع است و باید این کار را خیلی زود انجام دهند، چرا که ممکن است شرایط از این هم عجیب تر شود.

کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس


ویژگی ها کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-462-184-7
تعداد صفحه :136
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2016
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس
Appealing, warmhearted, and magical.
جذاب، مشفقانه و جادویی.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

It will charm young fantasy readers.
این اثر، مخاطبین کم سن و سال داستان های فانتزی را به وجد خواهد آورد.
Booklist Booklist

With short chapters and lively, funny dialogue.
با بخش هایی کوتاه و گفت و گوهایی سرزنده و بامزه.
Publishers Weekly Publishers Weekly

بخش هایی از کتاب جادوی چپکی: سنگ بکس (لذت متن)
وقتی نری هورس به گربز تبدیل شد، بدنش، بدن یک بچه گربه ی سیاه بود و سرش، کله ی بزغاله ای کوچک. او می توانست از روی زمین بپرد روی پیشخان. می توانست با پوزه اش لباس چرک ها را بو بکشـد و جوراب های خوشمزه را بجود. توی دنبال کردن پروانه ها هم کارش بیست بود.

خاله مارگو خیلی جدی و واضح از او خواسته بود که امروز گربز نشود چون فیگز، نامزدش، برای شام داشت می آمد آنجا و خاله مارگو می خواست خانه تمیز بماند. البته قرار هم نبود بچه ها بدون نظارت به چیزی تبدیل شوند، مگر وقتی بزرگ شدند و گواهی گرفتند (البته چه کسی به این حرف ها گوش می داد).

اما همه ی بچه ها، جادویشان معمولی نبود. مثلا نری. برای همین هم مدرسه ها به یک مشکل برمی خوردند: نمی دانستند بچه هایی را که جادوی غیرمعمولی دارند توی کدام کلاس بگذارند.