کتاب حافظه خاطرات ما

Great House
کد کتاب : 10985
مترجم :
شابک : 978-6008968177
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 346
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2010
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 10 مهر

برنده ی جایزه ی Anisfield-Wolf سال 2011

نامزد دریافت جایزه ی اورنج سال 2011

نازمرد دریافت جایزه ی ملی کتاب آمریکا سال 2010

نازمرد دریافت جایزه ی بهترین کتاب گودریدز سال 2010

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب حافظه خاطرات ما اثر نیکول کراوس

کتاب «حافظه خاطرات ما» رمانی نوشته ی «نیکول کراوس» است که اولین بار در سال 2010 به چاپ رسید. این رمان از چهار داستانی تشکیل شده که در طول هشت فصل روایت می شوند و همگی به مضامینی همچون فقدان و التیام یافتن زخم ها می پردازند. در مرکز روایت، یک میز تحریر بزرگ قرار دارد که به خانه هایی مختلف برده می شود و به شکل های متفاوت، بهت و حیرت افراد پیرامون خود را برمی انگیزد—افرادی از جمله یک رمان نویس آمریکایی منزوی که مدام به خاطراتش از شاعری فکر می کند که به شکلی اسرارآمیز در شیلی ناپدید شد؛ مردی سالخورده که با مرگ قریب الوقوع همسرش مواجه شده است؛ و یک دلال عتیقه که در جست و جوی اشیایی است که نازی ها از پدرش ربوده اند.

کتاب حافظه خاطرات ما

نیکول کراوس
نیکول کرواس، زاده ی 18 آگوست 1974، نویسنده و رمان نویس آمریکایی است. او از نسل سوم مهاجران پس از جنگ لهستان است که به آمریکا مهاجرت کردند. کراوس در آغاز، گزارشگر نیویورکر بود و به کشورهای سابق بلوک شرق سفر می کرد و شرح حال هایی از وضعیت سیاسی و خاطره های شخصی آدم های آن منطقه تهیه می کرد. این نویسنده اولین رمان خود، «مردی به داخل اتاق می آید» را در سال ۲۰۰۲ نوشت که توسط سوزان سونتاگ، نویسنده، فیلمساز و فعال برجسته ی آمریکایی تحسین شد و به فینال مسابقه ی کتاب لس آنجلس تایم راه یافت.
نکوداشت های کتاب حافظه خاطرات ما
This stunning work showcases Krauss's consistent talent.
این اثر خیره کننده، نشان دهنده ی استعداد همیشگی «کراوس» است.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Masterful, evocative and moving.
استادانه، احساس برانگیز و تکان دهنده.
NPR NPR

A meditation on memory and loss.
تأملی بر خاطره و فقدان.
Los Angeles Times Los Angeles Times

قسمت هایی از کتاب حافظه خاطرات ما (لذت متن)
به سن و سالی رسیده ام که زخم هایم به خاطر شکست های درونی شکل می گیرند و نه حادثه های بیرونی.

گاهی اوقات مهربانی از طرف غریبه ها فقط باعث بدتر شدن شرایط می شود چون آدم می فهمد که چقدر به مهربانی نیاز داشته و تنها منشأ آن، یک غریبه بوده است.

با ناراحتی اش دست به گریبان بود اما سعی کرد آن را پنهان کند، سعی کرد آن را به بخش های کوچک تر و کوچک تر تبدیل کند و این بخش ها را در جاهایی پراکنده سازد که فکر می کرد هیچکس پیدایشان نخواهد کرد.