خلیج نقره ای

Silver Bay

  • قیمت : ۲۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: میلکانمیلکان
نویسنده:

معرفی کتاب خلیج نقره ای اثر جوجو مویز

کتاب خلیج نقره ای، رمانی عاشقانه نوشته ی جوجو مویز است که اولین بار در سال 2007 منتشر شد. لیزا مک کالن نمی تواند از گذشته ی خود رها شود. اما سواحل بکر و مردم خون گرم خلیج نقره ای، امنیت و آزادی دلخواهش را به او می بخشند؛ حداقل برای دخترش، هانا، که اینطور است. شرایط به همین شکل پیش می رود تا این که مایک دورمر به هتل عمه ی لیزا می آید. مایک فقط برای یک قرارداد تجاری دیگر به آنجا آمده اما خیلی زود متوجه می شود که نمی داند راجع به ساکنین عجیب و غریب هتل خلیج نقره ای چه فکری بکند، مخصوصاً درباره ی لیزا مک کالنِ اسرارآمیز. با پیشروی ماجرا، دنیاهای مایک و لیزا در این داستان فوق العاده جذاب و به یاد ماندنی از جوجو مویز بر سر راه هم قرار می گیرند و مسیر زندگی این دو شخصیت را به کلی تغییر می دهند.

کتاب خلیج نقره ای


ویژگی ها کتاب خلیج نقره ای

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

مشخصات کتاب خلیج نقره ای
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-7845-90-5
تعداد صفحه :400
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2007
سری چاپ :5
بیشتر بخوانید

تپش عشق در آثار جوجو مویز

با ایران کتاب همراه شوید تا این نویسنده ی عاشق (به معنای واقعی کلمه) را بهتر بشناسیم.

نکوداشت های کتاب خلیج نقره ای
Surprising and genuinely moving.
غافلگیر کننده و بسیار تکان دهنده.
Times Times

Touching and impossible to put down.
اثری تأثیرگذار که نمی شود آن را کنار گذاشت.
Daily Express

Unashamedly romantic.
عاشقانه به شکلی بی پروا.
Elle

بخش هایی از کتاب خلیج نقره ای (لذت متن)
نفس توی گلوم حبس شده بود. با یه دست طناب نجات رو محکم گرفته بودم و با دست دیگه دوربین دوچشمی رو برداشتم و باهاش به اطراف نگاه کردم. نه به نهنگ که به مادرم که به سختی فریادهاش در مورد اندازه ی نهنگ رو می شنیدم و فراموش کرده بودم که نباید بزارم منو ببینه. حتی از اون فاصله می تونستم لیزا مک کالن رو ببینم که لبخند به لب داشت و چشم هاش در حال باز شدن به سمت بالا بود. حالتی بود که به ندرت رو خشکی به خودش می گرفت.

تصور می کردم شاید مایک دچار بحران میانسالی شده، یا لیزا واقعا نخستین عشق او باشد. اغلب افراد، هنگامی که برای نخستین بار عاشق می شوند، معمولا کارهای عجیب و غریب انجام می دهند.

به نظر زیاده روی کرده بودم، در واقع در این ماه زیاده از حد نوشیده بودم، اما نه طوری که دیگران بتونن حدس بزنن. من مثل گریگ نبودم، صدای بلند، محیط پرسروصدا و تقاضا کردن رو دوست نداشتم. هوشیاری ام رو از دست داده بودم، بیشتر از دو سوم بطری نوشیدنی رو با احتیاط نوشیده بودم، یه لیوان از نوشیدنی رو داخل بطری برگردوندم. این بدین معنی نبود که معتاد شدم، اما قطع کردن رابطه ی عاشقانه درخور شأن و الگوی رفتاری مناسب یه مرد نیست. دوستانی ندارم که بتونن منو سرپا نگه دارن و بی وقفه اقدامات شریک سابقم رو تجزیه و تحلیل کنن. سراغ کارهایی مثل دوش گرفتن با آب ملایم، روشن کردن یه شمع معطر و یا خوندن داستان های الهام بخش مجلات نمی رم که بهم احساس خیلی بهتری بده، تنهایی به مکان های عمومی می رم، تنهایی جلو تلویزیون می شینم و یک یا دو لیوان نوشیدنی می نوشم.