1. خانه
  2. /
  3. کتاب تراژدی سترگ مادام بوواری

کتاب تراژدی سترگ مادام بوواری

نویسنده: جان نیکلسن
3 از 1 رأی

کتاب تراژدی سترگ مادام بوواری

رمان دشوار فلوبر که گروه پیپولیکوس از روی محبت آن را زیر و رو کرد؛ نمایش نامه
The Massive Tragedy of Madame Bovary
انتشارات: نشر نی
٪10
140000
126000
معرفی کتاب تراژدی سترگ مادام بوواری
«تراژدی سترگ مادام بوواری» اقتباسی نمایشی از رمان «مادام بوواری» گوستاو فلوبر است که جان نیکلسن و خاویر مارسان برای گروه تئاتری پیپولیکوس (Peepolykus) نوشته‌اند. عنوان فرعی نسخهٔ اصلی تقریبا تکلیف اثر را روشن می‌کند: «رمان دشوار فلوبر که پیپولیکوس از روی محبت آن را از مسیر خارج کرده است.» این «از مسیر خارج‌کردن» توصیف دقیقی از روش نمایشنامه است. نیکلسن و مارسان نمی‌کوشند نثر فلوبر را با احترام موزه‌ای به صحنه منتقل کنند؛ رمان را باز می‌کنند، سازوکار اقتباس را جلوی چشم تماشاگر می‌گذارند و داستان اما بوواری را در دل کمدی فیزیکی، اسلپ‌استیک، بازی با نقش‌ها و شکستن مداوم دیوار چهارم دوباره می‌سازند. داستان اصلی همچنان قابل تشخیص است. اما در زندگی شهرستانی و ازدواجی که با خیال‌های عاشقانه‌اش فاصله دارد احساس خفگی می‌کند. کتاب‌هایی که خوانده، آرزوی عشقی پرشور و زندگی‌ای متفاوت را در او ساخته‌اند، اما جهان اطرافش بسیار معمولی‌تر از جهانی است که در تخیل خود می‌خواهد. فاصله میان واقعیت و میل، همان نیرویی است که رمان فلوبر را پیش می‌برد و نمایشنامه نیز آن را حفظ می‌کند. تفاوت در این است که پیپولیکوس این شکاف را با وقار تراژدی کلاسیک نشان نمی‌دهد؛ آن را به منبعی هم‌زمان برای خنده، اغراق و اندوه تبدیل می‌کند. نمایش برای گروهی کوچک از چهار بازیگر طراحی شده است که نقش‌های متعدد را با سرعت عوض می‌کنند. بازیگران گاه درون شخصیت‌اند، لحظه‌ای بعد از نقش بیرون می‌آیند، دربارهٔ خود نمایش حرف می‌زنند یا مستقیما تماشاگر را وارد بازی می‌کنند. حتی رابطهٔ اثر با فلوبر و مسئلهٔ «اقتباس‌کردن یک شاهکار» بخشی از موضوع نمایش می‌شود. نتیجه نوعی متاتئاتر است که در آن تماشاگر هم‌زمان هم سرگذشت اما را دنبال می‌کند و هم شاهد ساخته‌شدن نسخه‌ای نمایشی از «مادام بوواری» است. این خودآگاهی هرگز صرفا بازی روشنفکرانه نیست؛ بخش بزرگی از انرژی کمیک اثر از همین برخورد میان عظمت ادبی متن اصلی و امکانات عمدا کم‌تشریفات صحنه می‌آید. نیکلسن و مارسان طنز ظریف و سرد فلوبر را با کمدی بسیار آشکارتر عوض می‌کنند. شوخی کلامی، تغییر لباس‌های سریع، چندنقشی‌بودن بازیگران، اشیای صحنه‌ای غیرمنتظره و موقعیت‌هایی که عمدا منطق رمان را مختل می‌کنند، ریتمی بسیار تند به نمایش می‌دهند. بااین‌حال اما به یک شخصیت صرفا مضحک تبدیل نمی‌شود. زیر آشوب کمدی، نارضایتی او از محدودیت‌های زندگی، انتظاراتی که بر زنان تحمیل می‌شود و تلاش برای یافتن شکلی از زندگی که با میل او سازگار باشد باقی می‌ماند. همین حفظ مرکز عاطفی رمان است که نمایش را از یک پارودی ساده جدا می‌کند. این شیوه البته بهایی هم دارد. ظرافت سبکی فلوبر، فاصلهٔ پیچیدهٔ راوی با شخصیت‌ها و بازی دقیق رمان با زبان بورژوایی را نمی‌توان در چنین اقتباس پرسرعتی به تمامی حفظ کرد. گاهی حجم شوخی و خودارجاعی آن‌قدر زیاد می‌شود که تراژدی اما موقتا زیر سروصدای اجرا پنهان می‌ماند. اما اثر آگاهانه چنین معامله‌ای می‌کند: به‌جای تقلید ناممکن از فرم رمان، معادلی کاملا تئاتری برای انرژی انتقادی آن پیدا می‌کند. «تراژدی سترگ مادام بوواری» از این پرسش ساده شروع می‌شود که چگونه می‌توان فلوبر را روی صحنه آورد و به پاسخ نامتعارفی می‌رسد: شاید برای وفادارماندن به رمانی که از توهمات شخصیت‌هایش فاصله می‌گیرد، لازم باشد خود اقتباس نیز از توهم جدیت ادبی فاصله بگیرد. خنده در این نمایش راه فرار از تراژدی نیست؛ گاهی همان چیزی است که امکان می‌دهد شکست میان زندگی واقعی و زندگی‌ای را که اما تصور کرده بود، واضح‌تر ببینیم.
درباره جان نیکلسن
درباره جان نیکلسن
جان نیکلسون از اعضای گروه کمدی  Peepolykus است که نمایش های آنارشیک او در سراسر جهان دیده شده است.
قسمت هایی از کتاب تراژدی سترگ مادام بوواری

نمی شه که اما بوواری رو با یه ترفند تو طرح داستان نجات بدیم. سرنوشتش از قبل تعیین شده می شه گفت درست مثل بقیه ی قهرمان های زن تو داستان های قرن نوزدهمی که نویسنده های مرد اون ها رو به سمت خودکشی سوق دادن. بعدش چی؟ لابد می خوای آنا کارنینا رو نجات بدی و نذاری خودشو بندازه زیر قطار، اون هم با چی؟ با… چه می دونم…

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب تراژدی سترگ مادام بوواری" ثبت می‌کند