«هنر اوقیانوسیها» نوشته نیکلاس توماس یکی از مدخلهای معتبر و هوشمندانه برای شناخت هنر مردمان اقیانوس آرام است؛ اثری که در سال ۱۹۹۵ در مجموعه شناختهشده «دنیای هنر» منتشر شد و از همان ابتدا فراتر از یک کتاب مقدماتی صرف قرار گرفت. این اثر در مرز میان تاریخ هنر، انسانشناسی فرهنگی و مطالعات منطقهای حرکت میکند و میکوشد تصویری پویا، زمینهمند و غیرکلیشهای از هنر اقیانوسیه ارائه دهد. توماس با رد نگاه قدیمی غربی که آثار این منطقه را اغلب زیر عنوانهای تقلیلگرایانهای چون «بدوی» یا «قبیلهای» دستهبندی میکرد، نشان میدهد که این هنر نه بقایای خاموش گذشته، بلکه بخشی زنده از حیات اجتماعی، مناسکی، سیاسی و هویتی جوامع بومی است. کتاب حوزه پهناوری از فرهنگهای پلینزی، ملانزی و میکرونزی را در بر میگیرد و در این مسیر به انواع مختلف تولیدات هنری میپردازد: از ماسکهای آیینی، مجسمهها و کندهکاریهای چوبی گرفته تا منسوجات، تزیینات بدنی، طراحی قایقها و هنر خالکوبی. یکی از دستاوردهای مهم توماس این است که این اشیا را صرفا بر اساس ارزش زیباییشناختی یا قابلیت نمایش در موزه بررسی نمیکند، بلکه آنها را در بستر کارکرد واقعیشان در زندگی جمعی تحلیل میکند. در نگاه او، یک شیء هنری در اقیانوسیه ممکن است همزمان حامل منزلت اجتماعی، ابزار مناسک، نشانه پیوندهای خویشاوندی، وسیله مبادله یا نمایش قدرت سیاسی باشد. از این رو، فهم این آثار بدون شناخت شبکه روابط انسانی و جهانبینیای که در آن پدید آمدهاند، ناقص خواهد بود. توماس همچنین بهخوبی نشان میدهد که هنر اقیانوسیه را نمیتوان در چارچوبی ایستا و منجمد فهمید. تماس با جهان اروپایی، ورود مبلغان مذهبی، استعمار، تجارت دریایی و جابهجایی مواد و فناوریها، همگی بر شکلگیری و تحول این هنر اثر گذاشتهاند. اما نکته مهم آن است که این تأثیرات در کتاب بهصورت روایتی منفعل از «تخریب فرهنگ بومی» عرضه نمیشوند؛ بلکه نویسنده بر ظرفیت پاسخگویی، جذب و بازآفرینی هنرمندان بومی تأکید میکند. آنان در مواجهه با تغییرات تاریخی، عناصر تازه را وارد سنتهای خود کردهاند و در نتیجه، هنر اقیانوسیه را به قلمرویی زنده و در حال دگرگونی بدل ساختهاند. همین رویکرد سبب میشود کتاب نه فقط بر آثار تاریخی، بلکه بر تولیدات معاصر و مسئله هویت بومی در جهان جدید نیز توجه داشته باشد. از مهمترین قوتهای «اوقیانوسیها» رویکرد ضد اروپامحور آن است. توماس بهجای آنکه آثار را با معیارهای هنر کلاسیک غربی بسنجد، میکوشد منطق فرهنگی درونی آنها را توضیح دهد. این ویژگی، کتاب را به منبعی مهم برای بازاندیشی در خود مفهوم «هنر» تبدیل میکند، زیرا نشان میدهد در بسیاری از جوامع اقیانوسیه مرز روشنی میان هنر، آیین، سیاست و زندگی روزمره وجود ندارد. افزون بر این، تصاویر متنوع و باکیفیت کتاب نقش مهمی در فهم فرمها، مواد و تنوع بصری آثار ایفا میکنند و به خواننده کمک میکنند تا بحثهای نظری را با نمونههای عینی پیوند دهد. البته کتاب از برخی محدودیتها نیز خالی نیست. گستره بسیار وسیع جغرافیایی و فرهنگی اقیانوسیه باعث شده نویسنده ناچار باشد از بعضی سنتها و خردهفرهنگها با سرعت بیشتری عبور کند و امکان پرداخت عمیق و مساوی به همه آنها را نداشته باشد. همچنین برای خوانندهای که انتظار یک تاریخ هنر صرفا فرمال و سبکشناسانه را دارد، تأکید کتاب بر زمینههای اجتماعی و انسانشناختی ممکن است در بخشهایی سنگین یا کمتحلیل از نظر تکنیکی به نظر برسد. با این همه، «هنر اوقیانوسیها» اثری بسیار موفق، روشن و معتبر است که درک ما را از هنر مردمان اقیانوس آرام از بنیاد دگرگون میکند و نشان میدهد که این هنر تجلی زنده تاریخ، مناسک، مبادله و هویت است، نه صرفا مجموعهای از اشیای زیبا برای ویترین موزهها.
درباره نیکلاس توماس
نیکلاس جرمی توماس FBA FAHA (متولد 21 آوریل 1960) یک انسان شناس استرالیایی الاصل، استاد مردم شناسی تاریخی، و مدیر موزه باستان شناسی و مردم شناسی، دانشگاه کمبریج از سال 2006، و عضو کالج ترینیتی، کمبریج از سال 2007 است.