1. خانه
  2. /
  3. کتاب خاطره ای از دو دوشنبه

کتاب خاطره ای از دو دوشنبه

نویسنده: لوئیجی پیراندلو
3.4 از 1 رأی

کتاب خاطره ای از دو دوشنبه

دو اثر از دو نمایش نامه نویس معروف دنیا
The one-act plays of Arthur Miller- Luigi Pirandello
انتشارات: قطره
٪10
570000
513000
معرفی کتاب خاطره ای از دو دوشنبه
«خاطره‌ای از دو دوشنبه» دو نمایشنامه‌ی تک‌پرده‌ای از آرتور میلر و لوئیجی پیراندلو را کنار هم قرار می‌دهد که در ظاهر جهان‌های بسیار متفاوتی دارند، اما هر دو با تجربه‌ی زمان سروکار پیدا می‌کنند. در نمایشنامه‌ی میلر، زمان برای گروهی از کارگران انبار تقریبا متوقف شده است: روزها تکرار می‌شوند و آینده به‌آرامی از افق زندگی عقب می‌رود. در «مردی با گلی در دهان» پیراندلو، درست برعکس، زمان با شدتی آزاردهنده احساس می‌شود، زیرا یکی از شخصیت‌ها می‌داند فرصت چندانی برایش باقی نمانده است. قرار گرفتن این دو متن کنار یکدیگر، دو صورت متضاد از یک وضعیت انسانی را نشان می‌دهد: زندگی‌ای که انگار تمام نمی‌شود و زندگی‌ای که ناگهان بیش از حد کوتاه شده است. «خاطره‌ای از دو دوشنبه» آرتور میلر در ۱۹۵۵ نوشته شد و از زندگی خود او در سال‌های رکود بزرگ آمریکا سرچشمه می‌گیرد. میلر در هجده‌سالگی برای تأمین هزینه‌ی رفتن به دانشگاه در انبار قطعات خودرو در نیویورک کار می‌کرد و سال‌ها بعد همان تجربه را به یکی از شخصی‌ترین نمایشنامه‌هایش تبدیل کرد. شخصیت محوری، برت، جوانی است که در میان کارگرانی با سن‌ها و سرگذشت‌های متفاوت کار می‌کند و امیدوار است بتواند از این محیط بیرون برود و وارد دانشگاه شود. نمایش میان دو دوشنبه با فاصله‌ی زمانی چند ماه حرکت می‌کند و به‌جای پیرنگی پرحادثه، مجموعه‌ای از زندگی‌های گرفتار در کار روزمره را پیش چشم می‌گذارد. نکته‌ی مهم این است که میلر همکاران برت را صرفا قربانیان فقر تصویر نمی‌کند. شوخی، دوستی، میل، الکل، رویای تغییر و خستگی در کنار یکدیگر حضور دارند. بسیاری از آنان می‌دانند زندگی دیگری ممکن است وجود داشته باشد، اما رکود اقتصادی و محدودیت فرصت‌ها فاصله‌ی میان آرزو و امکان را بزرگ کرده است. همین نگاه، نمایشنامه را از گزارشی اجتماعی درباره‌ی بیکاری دهه‌ی ۱۹۳۰ فراتر می‌برد: مسئله این است که کار تکراری چگونه می‌تواند به‌تدریج تصور انسان از آینده را فرسوده کند. برت از دیگران جدا نیست؛ تفاوتش در این است که هنوز امکان خروج را پیش روی خود می‌بیند. نمایشنامه‌ی دوم، «مردی با گلی در دهان» پیراندلو، اثری بسیار فشرده‌تر است. متن در ۱۹۲۳ از داستان کوتاه پیشین او اقتباس شد و تقریبا تمام آن از گفت‌وگوی شبانه‌ی دو مرد شکل می‌گیرد: مسافری که قطارش را از دست داده و مردی که نسبت او با زندگی به دلیل آگاهی از مرگ قریب‌الوقوع کاملا تغییر کرده است. حادثه‌ی بزرگ بیرونی وجود ندارد؛ تنش از تفاوت نگاه این دو به جزئی‌ترین امور روزمره ساخته می‌شود. چیزی که برای یکی خستگی‌آور و پیش‌پاافتاده است، برای دیگری به دلیل کمیابی زمان ارزش و شدت تازه‌ای پیدا کرده است. پیراندلو با همین موقعیت ساده یکی از دغدغه‌های دائمی خود را دنبال می‌کند: فاصله‌ی میان تجربه‌ی درونی انسان و صورتی که زندگی روزانه به او تحمیل می‌کند. مرد بیمار به آدم‌ها، اشیا و رفتارهای معمولی با نوعی ولع نگاه می‌کند؛ نه چون جهان ناگهان زیباتر شده، بلکه چون دیگر نمی‌تواند حضور خود در آن را بدیهی فرض کند. نمایش بدون خطابه‌ی مستقیم درباره‌ی معنای زندگی، نشان می‌دهد آگاهی از پایان چگونه وزن کوچک‌ترین چیزها را تغییر می‌دهد. انتخاب این دو نمایشنامه برای یک مجموعه اتفاقا تناسبی بیش از تفاوت ملی و سبکی نویسندگان دارد. میلر مردمانی را نشان می‌دهد که زمان فراوان دارند اما امکان تغییر اندک؛ پیراندلو شخصیتی را که امکان دیدن و خواستن دارد اما زمانش محدود شده است. ترجمه‌ی فارسی این دو اثر را زهره خلیلی انجام داده و نشر قطره آن‌ها را در یک مجلد منتشر کرده است. شاید پس از خواندن هر دو، مسئله دیگر طول زندگی نباشد؛ مسئله این باشد که چه چیزی باعث می‌شود زمان را هنوز متعلق به زندگی خود بدانیم.
درباره لوئیجی پیراندلو
درباره لوئیجی پیراندلو
لویجی پیراندلو، زاده ی ۲۸ ژوئن ۱۸۶۷ و درگذشته ی ۱۰ دسامبر ۱۹۳۶، نمایشنامه نویس و رمان نویس ایتالیایی بود که در سال ۱۹۳۴ برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شد. داستان های کوتاه او نیز شهرت زیادی دارد.لویجی پیراندلو در سیسیل متولد شد. پدر او بازرگان گوگرد بود و انتظار داشت که پسرش هم همان شغل را انتخاب کند. اما لوییجی در تحصیلاتش موفق بود و توانست در رشته ی ادبیات ادامه ی تحصیل دهد. او در سال ۱۸۸۷ وارد دانشگاه رم شد و بعد از آن برای تحصیل به بن رفت و آن جا تز دکترای خود را درباره ی گویش بومی سیسیلی تکمیل کرد.پیراندلو در نخستین کوشش خلاقش مراثی رم گوته را ترجمه کرد و بعد از ملاقاتش با کاپوانا، نویسنده سیسیلی، همه توجهش را بر ادبیات داستانی ناتورالیستی متمرکز کرد. او در سال ۱۸۹۳، نخستین رمان خود، مطرود را نوشت .وی مدت ها استاد سبک شناسی دانشگاه رم بود. وی تا بعد از جنگ جهانی اول در کارش ناشناخته بود. تا اینکه نمایشنامه ای از او با نام «شش کاراکتر در جستجوی یک نویسنده» شهرتی ناگهانی برایش آورد.
مقالات مرتبط با کتاب خاطره ای از دو دوشنبه
زندگی انسان های عادی به روایت «آرتور میلر»
زندگی انسان های عادی به روایت «آرتور میلر»
ادامه مقاله
نمایشنامه های ضروری برای علاقه مندان به بازیگری
نمایشنامه های ضروری برای علاقه مندان به بازیگری

نمایشنامه های انتخاب شده در این مطلب، بهترین ها برای ورود به این دنیا هستند

برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکا»
برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکا»

در این مطلب به شکل مختصر با برخی از برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکا» آشنا می شویم

مسیر پر فراز و نشیب نمایشنامه ها در قرن بیستم
مسیر پر فراز و نشیب نمایشنامه ها در قرن بیستم

در اوایل قرن بیستم و در اغلب کشورهای اروپایی، تمایزی میان نمایش های ساده و خیابانی با آثار جدی تر به وجود آمد.

نویسنده‌های معروف جا مانده از نوبل ادبیات
نویسنده‌های معروف جا مانده از نوبل ادبیات

در دست گرفتن جایزه نوبل ادبیات برای همه نویسندگان یک آرزو و رویا است. اما این رویا برای همه محقق نشد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب خاطره ای از دو دوشنبه" ثبت می‌کند