در کتاب «جور دیگر باید دید» نوشتهی تیم راشبی اسمیت یک ثانیه کافی است تا مسیر تمام سالهای بعدی زندگی کلا عوض شود. تیم که طراح فضای سبز بود و زندگی پرتحرکی در دل طبیعت داشت، ناگهان از بالای یک درخت سقوط میکند و آسیب سنگین نخاعی او را برای همیشه روی ویلچر مینشاند. در همین زمان همسرش نخستین فرزندشان را باردار است؛ رویدادی که بار احساسی و مسئولیتی این حادثه را چند برابر میکند. این کتاب یک زندگینامهی خودنوشت و روایتی واقعی است از اینکه چطور بدنی که تا دیروز بدون هیچ فکری حرکت میکرد، ناگهان به جعبهای از محدودیتها تبدیل میشود و آدم را مجبور میکند از کارهای بسیار سادهی روزمره گرفته تا راهاندازی دوبارهی زندگیاش را از صفر یاد بگیرد. افتادن روی ویلچر فقط تغییر یک حالت جسمی نیست، بلکه وارد شدن به دنیایی پر از چالشهای عجیب و غریب است که تا پیش از آن اصلا به چشم نمیآمدند. راشبی اسمیت بدون اینکه ادعای قهرمانبازی داشته باشد یا بخواهد غصهداری کند، خیلی راحت و صریح از روزهای بستری در بیمارستان، رفتوآمدهای خستهکننده به مراکز توانبخشی، وابستگی به دیگران و صدالبته نگاههای سنگین و گاه ناخوشایند مردم صحبت میکند. مواجههی او با روزهایی که خشم و خستگی بر او غلبه میکند کاملا واقعی است؛ اما قصه دقیقا در کنار همین سختیها جان میگیرد. همزمانی تلاش او برای یادگیری زیستن روی ویلچر با قدمهای اولیهی دختر تازهمتولدشدهاش، فضایی میسازد که پر از بیم، امید و مسئولیت پدرانه است و نشان میدهد که وابستگی جسمی قرار نیست به معنای حذف نقش فرد در خانواده یا جامعه باشد. نقطهی قوت اصلی کتاب که آن را از بیشتر روایتهای مشابه جدا میکند، طنز خاص و شوخطبعی صریح نویسنده است. راشبی اسمیت با نگاهی خودانتقادانه و خندیدن به موقعیتهای مضحک یا مأیوسکنندهای که معلولیت سر راهش میگذارد، اجازه نمیدهد متن حالت ترحمبرانگیز به خود بگیرد. همین چاشنی طنز باعث میشود خواننده اصلا احساس سنگینی یا کسالت نکند و بتواند با صمیمیت وارد دنیای او شود. این اثر شرح لحظهای است که آدم باید تصویر ذهنیاش از هویت، استقلال و توانمندی را یک بار برای همیشه کنار بگذارد و تعریفی تازه از خودش بسازد؛ فرایندی تدریجی که در آن ترس، ناامیدی، شوخی و پذیرش، پابهپای هم پیش میروند. عنوان کتاب «جور دیگر باید دید» بهخوبی عصارهی تمام این تجربه را خلاصه میکند. این نوشته بازسازی زاویهی دید آدمی است که یاد میگیرد شرایط ناخواستهی زندگیاش را قبول کند، بدون اینکه در آن متوقف شود و نشان میدهد چطور میتوان پس از یک فروپاشی بزرگ، دوباره بلند شد، حتی اگر این بار مجبور باشی دنیا را از روی دو چرخ ویلچر تماشا کنی.
درباره تیم راشبی اسمیت
تیم راشبی اسمیت، نویسنده و روزنامهنگار بریتانیایی، عاشق فضای باز بود. یک دوچرخهسوار پرشور کوهستان، کوهنورد که در سال 2005، هنگام کار با درخت از درخت سقوط کرد و دچار آسیب نخاعی شد که منجر به پاراپلژی فوری شد.