رمانی درخشان و خوشایند.
دربردارنده ی درس خوشبختی.
یک رمان پرفروش دیگر از لوران گونل.
خیس عرق شده بود. شلوار جینش را خشک کرد و از پایین تی شرت مشکی رنگش را برای خشکاندن عرق پیشانیش استفاده کرد. رنگ مشکی آلودگی را کمتر نشان می دهد و این خود یک امتیاز به شمار می آید. نگاهی به تراس کافه انداخت. دو زن را در آنجا دید که نسبتا خوش لباس بودند. یکی از آن ها را می شناخت چرا که دو یا سه بار عکس هایی نه چندان موفقیت آمیز از او گرفته بود. دوربین جدیدش را که دارای امکانات فوق العاده و به روز بود به سوی دو زن گرفت و آن را تنظیم کرد. گوشی مخصوص را روی گوش هایش گذاشت. اکنون صدای زن ها را به وضوح می شنید.
در طبقه ای از خانه ی محقر گلی رنگ، واقع در یکی از کوچه های زیبای سان فرانسیسکو که نزدیک سه ماه از اجاره کردنش می گذشت، جاناتان ضمن تراشیدن ریشش با حرکتی غیرارادی از پنجره ی حمام بیرون را نگاه می کرد و شاهد وفور شبدر بر روی چمنزار بود.
به هر طرف نگاه کنید، با داستان ها روبه رو می شوید. از گذشته های خیلی دور که اجداد ما دور آتش می نشستند و داستان تعریف می کردند تا به امروز که شبکه های تلویزیونی، سریال های محبوبی تولید می کنند
بنده کتابخوانی حرفه ای را از نه سالگی با مطالعه کتابهای تاریخی، آثار کلاسیک و ترجمههای مرحوم ذبیح الله منصوری شروع کردم. سالهاست هزاران جلد کتاب را در ژانرهای مختلف مطالعه کرده ام؛ از تاریخی گرفته تا کلاسیک، فلسفی، روانشناسی، جنایی، معمایی، انگیزشی و فانتزی. کتاب «روزی که زندگی کردن آموختم» برای من یک رمان انگیزشی خیلی معمولی و حتی در بعضی از قسمت هایش کسل کننده و نامنسجم بود. نویسنده در این کتاب سعی کرده به یک سری نکات روانشناسی از جمله لذت نبردن انسانها از لحظات زندگی به خاطر غرق شدن در کار و تلفن همراه و روزمرگیهای زندگی و عدم اتصال با طبیعت اشاره کند ولی متأسفانه برای من خیلی جذاب نبود. البته که کتاب هم مثل فیلم و عطری که به بدن تان میزنید کاملا سلیقه ای است و هر کتابی که نویسنده محترمش برای نوشتنش وقت گذاشته ارزش یک بار خواندن را دارد. به هر حال امیدوارم دیگران از خواندنش لذت ببرند.
خیلی کتاب شیرینی بود . مکالمات زیبا ، نکاتی که ادمو به فکر فرو میبرد و احساسات قشنگی رو تو مخاطب بیدار میکرد . این سومین کتابی بود که از لوران گونل خوندم و باید بگم از قلمش خیلی خوشم اومده .
کتاب بسیار فوق العاده ای هست که واقعا دیدگاه آدم رو نسبت به اطرافیان و زندگی عوض میکنه.ضمنا عنوان خیلی خوبی داره که با محتوای کتاب هم خوانی داره👌
به نظرم کتابی هست که کم توجه شده بهش، از نظر داستان شاید کتاب چشمگیری نباشه ولی فصل هایی داره که مکالمه با یه ادم دنیا دیده و بسیار بااطلاعات و باسواد واقعا ارزش خوندن داره
کتاب خیلی خوبیه دیدگاهت رو به زندگی عوض میکنه بنظرم ارزش خوندن رو داره❤️
کتاب جالبی بود من در دوره ای که خیلی استرس و اضطراب داشتم شروعش کردم بدون اینکه موضوع داستان رو بدونم حقیقتا این ما نیستیم که کتابها رو انتخاب میکنیم بلکه اونها هستن که با حال روحی ما پیش میرن برای من جالب بود حس آرامش بهم داد مثل یه ایستگاه قطار بین راهی که تونستم توش یه نفسی تازه کنم
اعتراف میکنم شروعش برام جالب نبود ولی وقتی به جاهای حذابش رسید واقعا چیزای خیلی قشنگی ازش یاد گرفتم از اون کتاب هاست که کلی پربارن🥲🤍
هنوز نخوندم ولى بنظرم کتاب جالبى میاد
هنوز نخوندی که نباید بیایی نظر بدی. کتاب رو از رو جلد نباید قضاوت کرد.
حالا مثلا نخونده هم گفت کتاب جالبه، صرفا نظرشو داده چرا باید اذیت بشی؟ والا.