کتاب اما ابرها…

The complete dramatic works
کد کتاب : 12189
مترجم :
شابک : 978-6002299949
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 232
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1986
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 16 تیر

معرفی کتاب اما ابرها… اثر ساموئل بکت

کتاب اما ابرها... مجموعه ای از تعدادی از متون بکت را برای تئاتر ، از سال 1955 تا 1984 جمع آوری می کند. این مجموعه شامل متن های کوتاه و فشرده تر برای صحنه و رادیو است.
بکت به ایجاز ، کاما و نیش کلمه بر واقعیت ، اعتقاد دارد. و تعلق خاطر او او نسبت به این ها، تمرکز کافی را برای توجه خواننده فراهم می کند. او در تاریخ مدرن ادبیات یک شخصیت اخلاقی منحصر به فرد است ، نه رویایی از باغ های گل رز بلکه پرورش دهنده ی آنچه در زمین های زباله رشد خواهد کرد ، چه کسی می تواند ما را وادار به دیدن طرح هیجان انگیزی کند که خار با هر آن چیز دیگری که در هر جا رشد می کند شریک است؟. " - هیو کنر
آثار بکت نگاهی عجیب و غریب و طنزآمیز در مورد وجود انسان ، غالبا با کمدی سیاه و شوخ طبعی همراه دارد ، چیزی که آثار بعدی او به طور فزاینده ای مینیمالیستی می شود. او یکی از آخرین نویسندگان مدرنیست و یکی از شخصیتهای مهم در در زمینه ی آنچه مارتین اسلین آن را تئاتر ابسورد می نامد است. مشهورترین اثر او نمایشنامه او در انتظار گودو است.
بکت در سال 1969 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.
مجموعه ی اما ابرها به ترتیب شامل نمایشنامه های زیر است:
بازی بی کلام1، بازی بی کلام2، رفت و آمد، نفس، صدای پا،سه نوازی اشباح، اما ابرها...، لالاتاب، بداهه ی اوهایو، مربع، فاجعه، Nacht und Traume، چی کجا و نیز حواشی و تعلیقات است.

کتاب اما ابرها…

ساموئل بکت
ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی...
قسمت هایی از کتاب اما ابرها… (لذت متن)
بیابان. نور خیره کننده. مرد از سمت راست پرت می شود داخل صحنه. می افتد، بلافاصله برمی خیزد، خودش را می تکاند، روی برمی گرداند، به فکر فرومی رود. صدای سوت از سمت راست. به فکر فرومی رود، از سمت راست خارج می شود. دوباره بلافاصله پرت می شود داخل صحنه، می افتد، بلافاصله برمی خیزد، خودش را می تکاند، روی برمی گرداند، به فکر فرومی رود. صدای سوت از سمت چپ. به فکر فرومی رود، از سمت چپ خارج می شود. دوباره بلافاصله پرت می شود داخل صحنه، می افتد، بلافاصله برمی خیزد، خودش را می تکاند، دور می شود، به فکر فرومی رود. صدای سوت از سمت چپ. به فکر فرومی رود، به سمت چپ می رود، تردید می کند، منصرف می شود، می ایستد، روی برمی گرداند، به فکر فرومی رود. درختی کوچک از بالای صحنه پایین می آید، روی زمین قرار می گیرد. شاخه ی اصلی اش سه یاردی با زمین فاصله دارد و نوک شاخه توده ای ناچیز از برگ های نخل که در پای خود سایه ای دایره وار می اندازد. دوباره به فکر فرومی رود. صدای سوت از بالا. برمی گردد، درخت را می بیند، به فکر فرومی رود، به سمتش می رود، زیر سایه اش می نشیند، به دست هایش نگاه می کند. یک قیچی خیاطی از بالای صحنه پایین می آید، مقابل درخت، در یک یاردی زمین، متوقف می شود. دوباره به دست هایش نگاه می کند. صدای سوت از بالا.

A، پیراهن پوشیده، از کیسه بیرون می خزد، درنگ می کند، به فکر فرومی رود، دعا می کند، به فکر فرومی رود، روی پاهایش بلند می شود، به فکر فرومی رود، از جیب پیراهن یک شیشه ی کوچک قرص بیرون می آورد، به فکر فرومی رود، یک قرص می بلعد، شیشه ی قرص را سرجایش می گذارد، به فکر فرومی رود، به طرف لباس ها می رود، به فکر فرومی رود، لباس ها را می پوشد، به فکر فرومی رود، هویج بزرگ نیم خورده ای از جیب کت بیرون می آورد، تکه ای گاز می زند، فوری می جود، با بیزاری تفش می کند، هویج را سرجایش می گذارد، به فکر فرومی رود، دو کیسه را برمی دارد، خمیده و تلوتلوخوران آن ها را تا نیمه راه به سمت چپ می برد، آن ها را زمین می گذارد، به فکر فرومی رود، لباس ها را درمی آورد ( به جز پیراهن ) ، آن ها را به شکل کپه ای نامرتب روی زمین می اندازد، به فکر فرومی رود، قرص دیگری برمی دارد، به فکر فرومی رود، زانو می زند، دعا می کند، درون کیسه می خزد و آرام می گیرد، کیسه ی A اکنون در طرف چپ کیسه ی B قرار دارد.