پنلوپیاد

The Penelopiad

  • قیمت : ۱۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: نشر نینشر نی

معرفی کتاب پنلوپیاد اثر مارگارت آتوود

کتاب پنلوپیاد، رمانی نوشته ی مارگارت اتوود است که اولین بار در سال 2005 وارد بازار نشر شد. در داستان ادیسه اثر هومر، پنلوپه که همسر ادیسه است، به عنوان نماد و نمونه ی کامل یک همسر وفادار به تصویر کشیده می شود. زمانی که ادیسه برای جنگیدن در نبرد تروآ راهی سفر می شود، پنلوپه بیست سال را به تنهایی می گذراند و در مواجهه با شایعاتی رسواکننده، موفق می شود پادشاهی ایثاکا را حفظ کند، پسر سرکش و متمرد خود را بزرگ کند و به بیش از صد خواستگار جواب منفی دهد. هنگامی که ادیسه پس از تحمل سختی های فراوان، غلبه بر هیولاها و تعامل با خدایان به خانه بازمی گردد، خواستگارها و دوازده تن از ندیمه های پنلوپه را می کُشد. اتوود با پرداختی درخشان به حکایتی کهن، تصمیم گرفته که روایت این داستان را به پنلوپه و دوازده ندیمه اش بسپارد و این سوال را مطرح کند: چه چیزی باعث مرگ ندیمه ها شد و قصد و نیت واقعی پنلوپه چه بود؟ اتوود با لطافت طبع و جذابیت همیشگی داستان های درخشانش، در این رمان به پنلوپه، زندگی و واقعیتی جدید می بخشد و عزم خود را به منظور پیدا کردن جوابی برای معمایی کهن جزم می کند.

کتاب پنلوپیاد


ویژگی ها کتاب پنلوپیاد

جزو فهرست برترین آثار نویسندگان زن

نامزد جایزه ی میثوپوییک سال ۲۰۰۶

نامزد جایزه ی ایمپک دوبلین سال ۲۰۰۷

نامزد جایزه ی گاورنر جنرال برای بهترین ترجمه به فرانسوی سال ۲۰۰۶

مشخصات کتاب پنلوپیاد
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-185-414-2
تعداد صفحه :248
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :2005
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.

مارگارت اتوود: زنی برای تمام فصول

مارگارت اتوود، بانویی شگفت انگیز است. مسیر حرفه ای او در نویسندگی، سابقه ای بیش از نیم قرن دارد و انواع و اقسام گونه های ادبی را شامل می شود.

نکوداشت های کتاب پنلوپیاد
Witty and wise.
خردمندانه و با لطافت طبع.
Barnes & Noble

Enjoyable and intelligent.
لذت بخش و هوشمندانه.
Daily Telegraph Daily Telegraph

A brilliant tour de force.
دستاوردی درخشان.
National Post

بخش هایی از کتاب پنلوپیاد (لذت متن)
قلب هم کلید بود هم قفل و کسی که می توانست قلب انسان ها را رام کند و رازهایشان را بفهمد، در رام کردن سرنوشت و به دست گرفتن رشته ی تقدیر خویش نیز موفق می شد .

حالا که بقیه کم آورده اند، نوبت من است تا کمی قصه ببافم. این را به خودم مدیونم. مجبور شدم کمی روی خودم کار کنم تا بتوانم این کار را بکنم: قصه گویی هنر پستی است. پیرزن ها، گداهای ولگرد، آوازخوانان کور، نیمچه خدمتکارها و بچه ها که کلی وقت برای تلف کردن دارند، پی این حرف ها هستند. زمانی اگر ادای نقال ها را درمی آوردم و به من می خندیدند هیچ چیز مضحک تر از اشراف زاده ای نیست که دور و بر هنر بپلکد اما حالا کی دیگر به نظر مردم اهمیت می دهد؟ نظر مردم این پایین؛ نظر این سایه ها، این پژواک ها. پس من ریسمان خودم را می ریسم.

اکنون که مرده ام، همه چیز را می دانم.