تاریخ حقیقی و سیاست بینقاب را من در رمانهای برجستهی اینچنینی میجویم چرا که تاریخ رسمی را فاتحانِ اغلب متقلب با بایکوت و حذف صدای مغلوبان مظلوم ثبت میکنند. بنابراین چنین آثاری واجد ارزشی فراادبی از این حیث هستند. دو دیگر :چیرگی نویسنده در نگارش استادانه به سبک رئالیسم جادوییست که همچون بندبازی و حرکت بر لبهی تیغی است که عدم مهارت نویسنده، آن را به مضحکهای بدل خواهد کرد. اما صرف نظر از ارزش تاریخی و سیاسی، مخاطب از حظی ادبی نیز در این اثر سرشار و برخوردار میکرد
*چیرهدستی نویسنده (اصلاح عبارت چیرگی نویسنده)
رمانی که ظاهری جدا با نگاهی نقادانه به دنیای فاشیستی و باطنی با معنا و واقعیتهای جامعه و تاریخ
چرا انتشاراتیها همشون زدن تو کار چاپ کتاب با جلد گالینگور؟ ما همون جلد شومیز رو هم نمیتونیم با این قیمتهای جدید و وحشتناک، بخریم چه برسه به گالینگورها کتاب برای قشر مرفه جامعه!
خیلی دوس داشتم این کتابو پیشنهاد میدم حتما بخونین
چقدر خوب و نه حتی واجب بود آدمها بدور از زبان,نژاد,مذهب و جنسیت در کنار هم و در مقام انسان و انسانیت زندگی و معیارها بقول کتاب فقط انسان پاک میبود فارغ از هر پسوند و پیشوندی. متفاوتترین داستان از بختیار علی بنظر من,جایی که کلمه به کلمه و خط به خط داستان در عمق استخوان و احساس خواننده رسوخ میکنه. داستانی در مورد کوته بینی ملتها ,جایی که شهروندهای اون ملت, هیچ ملیت,زبان,عقیده و دین خلاف باور خودشون رو قبول نمیکنن و تنها راه رو حذف میبینن حتی اگه اون فرد پدر,همسر و برادری در خانواده ای باشد و روزگاری به این سیستم فکری خدمت کرده باشد. ولی مهمترین درس رو میشه از اسم داستان گرفت که تفکرات فاشیستی هیچوقت نمیتونن به عمق هر ملت و قوم نفوذ کنند و بطور کامل اونو تصاحب کنند و این ملتها حتی اگر روزی بدون مقاومت تحت فرمان شما شدند ولی زنده خواهند ماند و قویتر خواهند شد.
رمانی بینظیر که اوج کوته بینی فاشیستها را به رشته تحریر درآورده و یادآور میشود که ملتها حتی در سختترین شرایط زنده خواهند ماند