کتاب ملکان عذاب

Doom Malak

مشخصات کتاب ملکان عذاب
شابک : 978-6003675322
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 320
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 آذر

Doom Malak

مشخصات کتاب ملکان عذاب
شابک : 978-6007289136
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 384
سال انتشار شمسی : 1397
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 2 آذر

معرفی کتاب ملکان عذاب اثر ابوتراب خسروی

خسروی در رمان «ملکان عذاب» به سراغ سه نسل از یک خانواده رفته که هرکدام راوی سرنوشت خود و دیگری اند و راوی دیگرانی که سرنوشت شان به نوعی با سرنوشت آن ها گره خورده است. او در این رمان از خلال روایت راویان به گذشته دور تاریخی و فرهنگی نقب زده است، گذشته ای همچنان حاضر در زندگی جمعی و فردی ما که شکل حضورش آن را به کابوسی شبیه می کند؛ کابوسی که از یک منظر، تعبیرش می تواند کودتای ۲۸ مرداد باشد که بستر بخشی از وقایع «ملکان عذاب» است.
ابوتراب خسروی در این رمان به اعتقاد بسیاری از منتقدان از آن سخت نویسی و کلاسیک نویسی به داستان گویی با زبانی ساده روی آورده است؛ نثر او کاملا ساده شده و فقط دارد داستان تعریف می کند. هرچند باز هم در فضاسازی همان تعلقات خاطر هنوز پابرجاست.
او که در بیش تر آثارش ردپای تاریخ را حفظ کرده است در گفت وگو با ایسنا با اشاره به علاقه اش به تاریخ می گوید: هویتی که در حال حاضر جامعه  ما دارد، حاصل وقایعی است که اجداد ما و نیز خود ما از سر گذرانده ایم.

کتاب ملکان عذاب


ویژگی های کتاب ملکان عذاب

برنده ی هفتمین دوره ی جایزه ی ادبی جلال آل احمد

ابوتراب خسروی
ابوتراب خسروی (زادهٔ ۱ فروردین ۱۳۳۵ ه.ش فسا، فارس) نویسندهٔ معاصر ایرانی و برنده هفتمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد برای رمان «ملکان عذاب» است.
قسمت هایی از کتاب ملکان عذاب (لذت متن)
هر دو باری که شوهران مادر شب کنارش فوت کردند، برای این که اهالی عمارت بدخواب نشوند، او تا صبح کنار شوهران متوفایش خوابیده و به هیچ کس خبر نداده بود. صبح هم اجازه داد تا همهٔ زن ها و اولادان خان در کمال آرامش دور سفرهٔ بزرگ بنشینند و صبحانه بخورند و بعد از صرف صبحانه همهٔ اهل عمارت از جمله کلفت ها و نوکرها و خویشان نزدیک خان را از اشکوب های دیگر عمارت احضار کرد تا در ایوان جمع شوند، و وقتی همه جمع شدند در کمال خونسردی، همان طور که روی صندلی نشسته بود، رو به آن ها اعلام کرد: دیشب خان عمرشان را دادند به شما. و وقتی همهٔ کلفت ها و نوکرها و همسران دیگر خان آن طور وحشیانه شیون زدند، بر سرشان فریاد کشید: «این چطور گریه کردن است، شیهه نکشید، مثل آدم گریه کنید!