رنج دلدادگی

On Tangled Paths

مشخصات کتاب رنج دلدادگی
مترجم :
شابک :978-600-253-352-4
قطع :رقعی
تعداد صفحه :232
سال انتشار شمسی :1398
سال انتشار میلادی :1887
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :2 شهریور

تئودور فونتانه از برجسته ترین نویسندگان ادبیات آلمان در قرن نوزدهم

معرفی کتاب رنج دلدادگی اثر تئودور فونتانه | ایران کتاب

کتاب رنج دلدادگی، رمانی نوشته ی تئودور فونتانه است که اولین بار در سال 1887 به انتشار رسید. لین، خیاطی زیبا، جوان و یتیم، عاشق افسری خوشتیپ و اشرافی به نام بوتو می شود. آن ها می دانند که زمان اندکی در کنار هم دارند چرا که جامعه، رابطه ی آن ها را نامناسب می داند و از جدی گرفتن عشق میان آن ها امتناع می کند. اما در حالی که به نظر می رسد بوتو آینده ی درخشانی را پیش روی خود دارد، این عشق شاید آن آینده ی درخشان را کاملا از میان بردارد. کتاب رنج دلدادگی، شاهکاری موجز و بی نقص است که در زمان انتشار خود در سال 1887، به خاطر به تصویر کشیدن روابط میان افرادی از طبقه های متفاوت اجتماع، باعث جنجال ها و فراز و نشیب های زیادی شد.

کتاب رنج دلدادگی

تئودور فونتانه
تئودور فونتانه، زاده ی ۳۰ دسامبر ۱۸۱۹ و درگذشته ی ۲۰ سپتامبر ۱۸۹۸، نویسنده و شاعری آلمانی بود. فونتانه تحصیلات خود در هنرستان را در نویروپین و بعدها در شهر برلین ادامه داد. او در سال ۱۸۳۵ با امیلی روانت کومر، همسر آینده اش، ملاقات کرد. فونتانه در سال ۱۸۳۶ هنرستان را رها کرد و به فراگیری علم داروسازی مشغول شد. او نخستین داستان کوتاهش را در سال ۱۸۳۹ نگاشت و در سال ۱۸۳۹ شغلی در همان رشته ی داروشناسی برای خود پیدا کرد. فونتانه سال ها بعد در ۳۰ سپتامبر سال ۱۸۴۹ تصمیم گرفت حرفه ی پزشکی را رها و خود...
نکوداشت های کتاب رنج دلدادگی
A moving love story and a vivid depiction of Berlin in the 1870s.
یک داستان عاشقانه ی تکان دهنده و تصویری زنده از برلین در دهه ی 1870.
Penguin

A classic novel, one of the pillars of German literature.
رمانی کلاسیک، یکی از ستون های ادبیات آلمان.
Amazon Amazon

To read it is a joy, for its humanity, subtlety and visual immediacy.
خواندن این اثر به خاطر انسانیت، ظرافت و بی واسطگی تصویری آن، لذت بخش است.
The Independent

قسمت هایی از کتاب رنج دلدادگی (لذت متن)
«حرفم را باور کن، هیچکس به خاطر عشق نمی میرد، حتی اگر آن عشق به جای بدی کشیده شده باشد. اما اگر اینجا بنشیند...» سپس اشاره به قلبش کرد، «آنوقت اهمیت پیدا خواهد کرد، آن وقت به چیزی چندش آور تبدیل خواهد شد.»

ساعت هایی که کنار هم گذراندیم، از همان روز اول، ساعت های غروب خورشید بود.