تنهای تنها

All By Myself, Alone

مشخصات کتاب تنهای تنها
مترجم :
شابک :978-622-6202-34-3
قطع :رقعی
سال انتشار شمسی :1398
سال انتشار میلادی :2017
نوع جلد :شومیز
زودترین زمان ارسال :31 مرداد

مری هیگینز کلارک از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب تنهای تنها اثر مری هیگینز کلارک | ایران کتاب

کتاب تنهای تنها، رمانی نوشته ی مری هیگینز کلارک است که نخستین بار در سال 2017 انتشار یافت. سلیا، زنی متخصص در جواهرات، می خواهد دستگیری تحقیرآمیز نامزدش درست قبل از ازدواجشان را فراموش کند و امیدوار است بتواند در یک کشتی تفریحی پر زرق و برق، راهی برای گریز از واقعیت بیابد. در لوکس ترین سوییت این کشتی، زنی مسن و بسیار مشهور به نام امیلی هارورث است. «لیدی ام» که ثروتی بسیار چشمگیر دارد، صاحب یک گردنبند زمرد بی نهایت ارزشمند است و می خواهد پس از مرگش، گردنبند به موزه تحویل داده شود. اما جسد لیدی ام سه روز بعد پیدا می شود—و گردنبند نیز گم شده است. سلیا به همراه دوستان جدیدش—ویلی و الویرا میهان—تصمیم می گیرد که گره از معمای قتل لیدی ام و گم شدن جواهر بگشاید؛ اما او نمی داند که با این کار، شاید جان خودش را در معرض خطر قرار داده باشد.

کتاب تنهای تنها

مری هیگینز کلارک
مری ترسا النور هیگینز کلارک کانهینی، زاده ی 24 دسامبر 1927، رمان نویس آمریکایی است.کلارک در همان سنین پایین نوشتن را شروع کرد و پس از چندین سال کار به عنوان منشی، یک سال را به عنوان مهمان دار هواپیما گذراند. او سپس ازدواج کرد و با نوشتن داستان های کوتاه، مخارج زندگی را تأمین می کرد.بعد از این که شوهرش در سال 1964 از دنیا رفت، کلارک به کار نوشتن متن برای رادیو مشغول شد تا این که به اصرار مدیر برنامه هایش، به نوشتن رمان روی آورد.رمان های پرتعلیق این نویسنده به موفقیت های زیادی دست یافت و تا سال...
نکوداشت های کتاب تنهای تنها
A thrilling mystery aboard a luxurious but deadly cruise.
یک داستان معمایی هیجان انگیز در یک کشتی تفریحی لوکس اما مرگبار.
Barnes & Noble

Never, in all her long career as a #1 bestselling suspense novelist, has Mary Higgins Clark been in better form.
مری هیگینز کلارک هیچ وقت در طول دوران حرفه ای بلندمدت خود به عنوان پرفروش ترین نویسنده ی رمان های پرتعلیق، در فرم بهتری نبوده است.
Amazon Amazon

One of those books that you just can't put down.
یکی از آن کتاب هایی که نمی توانید کنار بگذارید.
Fresh Fiction

قسمت هایی از کتاب تنهای تنها (لذت متن)
وقتی که کوئین شارلوت داشت در بندر ساوثهمپتن پهلو می گرفت، همه به جز ویلی ساعت هفت و نیم صبح در طبقه ی پایین بودند. سر میز لیدی ام، ایوان و برندا و پروفسور لانگورث به یکدیگر نگاه کردند. برندا به لانگورث گفت: «فکر می کردم کار شما باشه.» لانگورث هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت: «گمون نکنم اونقدر قوی باشم که بتونم شما رو تو کمد جا کنم.»

متوجه شد که در حال نفس نفس زدن است. با خود فکر کرد که مشکلی برایم پیش نمی آمد اگر لیدی ام در خواب مرده بود. این برای آدم های پیر عادی است. اگر حق با آن ها باشد و او به قتل رسیده باشد، آیا این موضوع، نظرشان نسبت به من را تغییر خواهد داد؟