افسون لی لی دال

The enchantment of Lily Dahl

مشخصات کتاب افسون لی لی دال
مترجم :فرزانه رحیمی
شابک :978-6003674622
قطع :رقعی
تعداد صفحه :288
سال انتشار شمسی :1398
سال انتشار میلادی :1996
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :6 تیر

نامزد دریافت جایزه ی اورنج سال 1997

معرفی کتاب افسون لی لی دال اثر سیری هاسوت | ایران کتاب

مان حاضر دربارۀ دختری به نام لی لی است و وقایع آن در شهری دورافتاده و مرده به نام وبستر می گذرد که مردمش درگیر اخبار عجیب و غریب و شایعات هستند. لی لی نیز در ابتدای جوانی درگیر رابطه ی عاشقانه و ماجراهای عجیب و غریب می شود و نامش بر سر زبان ها می افتد.

کتاب افسون لی لی دال

سیری هاسوت
سیری هاسوت نویسنده، شاعر و پژوهشگر علوم انسانی، همسر فعلی پل آستر، متولد ۱۹ فوریه‌ ۱۹۵۵ در نورثفیلد، ایالت مینه‌سوتای آمریکاست که از سال ۱۹۸۳ شروع به نوشتن کرد.او تاکنون یک مجموعه‌ شعر با نام خواندن برای تو در ۱۹۹۸ و شش رمان منتشر کرده است. چشم‌بسته ۱۹۹۲؛ افسون لی‌لی‌ دال ۱۹۹۶؛ آن‌چه دوستش می‌دارم ۲۰۰۳؛ مصائب امریکایی ۲۰۰۸؛ تابستان بدون مردان ۲۰۱۱؛ جهان فروزان ۲۰۱۴؛ عناوین رمان‌های او هستند.رمان‌های آن‌چه دوست داشتم، تابستان بدون مردان و ...
قسمت هایی از کتاب افسون لی لی دال (لذت متن)
لی لی لبی به گیلاسش زد. آن طور که انتظار داشت شیرین نبود. منتظر بود تا ادوارد چیزی بگوید و وقتی سکوتش را دید گفت: «همه راجع به تو حرف می زنن.» مکثی کرد و ادامه داد: «تو شهر همه راجع به تو می گن.» مرد به پشتی صندلی اش تکیه داد و با لبخند گفت: «خب که این طور.» لی لی نفسی کشید و گفت: «خب طبیعیه که پشت سر یه غریبه حرف دربیارن.»

هر دو ساکت بودند. لی لی سرش را بالا نیاورد. سپس ادوارد درحالی که صدایش کمی بلندتر از یک نجوا بود گفت: «فکر کنم باید به سلامتی شب خیابون دیویژن بنوشیم. سلامتی سکوت و موسیقی ش، تاریکی و نورش.» لی لی سرش را بالا آورد تا نگاهش کند و گیلاس هایشان را به یکدیگر زدند. لی لی آهسته و با دقت گفت: «منظورم این نبود که تو غریبه ای اما مردم این دور و اطراف درباره ی کسی که نمی شناسنش کنجکاون.»ادوارد سرش را به نشانه ی تایید تکان داد. نگاهش متفکرانه بود. لی لی شرابش را نوشید و کمی سریع تر گفت: «توی وبستر بومی هایی هستن که تموم روز دائم در حال وراجی ان، براشون هم مهم نیست تو دوست داری گوش بدی یا نه. حتی واسه شون مهم نیست که کدوم درسته و کدوم نیست.» کمی به جلو خم شد و ادامه داد: «بعضی هاشون هم هستن که حتی به پلیس ها هم آمار می دن.»