«بچه بچه است!» کتاب داستانی تصویری برای بچههای ۵ تا ۹ سال است. داستان دو بچه قورباغه که مامانشان بوسشان میکند و میرود که ببیند چرا بابای بچهقورباغهها به خانه برنگشته است. او موقع بوسیدن و خداحافظی با بچههایش، از آنها میخواهد که آرام باشند و جایی نروند تا آنها برگردند. ولی بچه قورباغهها هر چه منتظر میشوند مامان و بابایشان برنمیگردند. حالا آنها باید چه کنند؟ چه اتفاقی برایشان میافتد؟ کتاب داستان «بچه بچه است!» خیلی ساده شروع میشود. زبان ساده و روانی دارد و تصاویرش هم گویا و خوب است. در همان ابتدای کتاب میخوانیم: «قور ...قور...پس بابا کی میاد؟ مامان قورباغه با دلشوره قورقور کرد: نمیدانم. بهتر است خودم بروم دنبالش. تا وقتی برگردم بچههای خوبی باشید. مامان قورباغه بچهها را بوسید. جست زد و رفت.» زبان و فضای کتاب، بچهها را بهراحتی به درون داستان میکشاند. داستان از همینجا شکل میگیرد. بچه قورباغهها هر چه منتظر میشوند مامان و بابایشان به خانه برنمیگردد. سه تا از همسایهها صدای گریهی بچه قورباغهها را میشوند: توکا خانم، آقای موش کور و آقای جوجهتیغی. آنها وقتی از ماجرا خبردار میشوند، نمیدانند چه کنند. آنها نمیدانند چطور باید از دو تا بچه قورباغه مراقبت و نگهداری کنند. آنها شناختی از قورباغهها ندارند. توکا خانم، فقط بچه توکاها را میشناسد و با دنیای آنها آشناست. آقای جوجهتیغی هم همینطور اصلا نمیداند بچه قورباغهها چه ویژگیهایی دارند، او فقط بچه جوجهتیغیها را میشناسد و همین طور آقای موشکور، او هم موشکور است و بچه موشهای کور را میشناسد. آنها مستاصل و نگران میمانند که چه باید بکنند. توکا خانم نمیتوانست دو تا بچه قورباغه را با خودش به لانهی پرندهها ببرد، موش کور هم همینطور، او هم میدانست که نمیتواند بچه قورباغه را به لانهی زیرزمینی خودش ببرد. جوجهتیغی هم نمیدانست باید با دو تا بچهقورباغه چه کند. تا اینکه... همهچیز با رسیدن مامان موشی به جای خوبی میرسد. اما مامان موشی چه میکند یا چه میگوید و چه درایتی به خرج میدهد؟ برای فهمیدن این موضوع، باید داستان را انتها بخوانید. داستان «بچه بچه است!» داستان تصویری آموزندهای است دربارهی اینکه همهی بچهها فارغ از اینکه بچهی چه موجودی هستند، چه رنگی دارند، چه زبانی دارند و یا چه ویژگیهایی دارند، بچه هستند. بچهها همگی با تمام تفاوتهای نژادی و فرهنگی و زبانی و وجودیشان، بچه هستند و ویژگیهای همسانی دارند. بچهها مراقبت و توجه و مهربانی میخواهند. بریژیت ونینگر، نویسندهی اتریشی کتاب، خیلی خوب توانسته است با نوشتن داستان «بچه بچه است!» این موضوع مهم را یادآور شود که همهی بچهها به مراقبت و توجه و مهربانی نیاز دارند، مهم نیست بچهی چه کسی باشند و یا چقدر متفاوت باشند. همچنین در داستان «بچه بچه است!» موضوع فرزندخانوادگی هم به شکلی داستانی مطرح میشود.
درباره بریژیت ونینگر
بریژیت ونینگر در 1960 در کوفشتاین / اتریش متولد شد و 20 سال به عنوان معلم مهد کودک کار کرد. در سال 1995 اولین کتابهای کودک او منتشر شد. پس از پیشرفت بین المللی در سال 1999، جهش خود اشتغالی را انجام داد. 60 کتاب او به حدود 40 زبان ترجمه شده است.