کتاب ماهی سیاه کوچولو

little black fish

مشخصات کتاب ماهی سیاه کوچولو
شابک : 978-600-152-032-7
قطع : خشتی
تعداد صفحه : 48
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 1967
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 10 اسفند

Little black fish

مشخصات کتاب ماهی سیاه کوچولو
شابک : 978-9648037395
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 48
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1969
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 9
زودترین زمان ارسال : 10 اسفند

Little black fish
برنده جایزه نمایشگاه بولون ایتالیا (1969)

مشخصات کتاب ماهی سیاه کوچولو
شابک : 978-6009835584
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 48
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1969
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 10 اسفند

Little black fish

مشخصات کتاب ماهی سیاه کوچولو
شابک : 978-9645858798
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 80
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 1967
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 8
زودترین زمان ارسال : 10 اسفند

معرفی کتاب ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی

ماهی سیاه کوچولو کتاب فارسی زبان شناخته شده ای است که توسط صمد بهرنگی نوشته شده است. این کتاب به طور گسترده ای به عنوان یک تمثیل سیاسی در نظر گرفته شد و در ایران قبل از انقلاب ممنوع شد. به غیر از داستان قابل توجه آن ، تصاویرگری کتاب که توسط فرشید مثقالی انجام شده بود در سال 1974 جایزه هانس کریستین اندرسن را به دلیل "کمکهای ماندگار" خود به عنوان تصویرگر کودکان دریافت کرد. ترجمه های مختلف کتاب در کشورهای مختلف منتشر شده است. جدیدترین ترجمه کتاب به زبان انگلیسی در سال 2015 با تصاویر اصلی خود منتشر شد.
داستان از طریق یک ماهی پیر گفته می شود که با 12000 کودک و نوه هایش صحبت می کند. او سفر یک ماهی سیاه کوچولو را توصیف می کند که امنیت برکه ی محلی خود را رها می کند تا بتواند به ماجراجویی در جهان بپردازد.
ماهی سیاه کوچولو فکر می کند که دنیا چیزی بیشتر از آن برکه ای است که در آن زندگی می کنند پس تصمیم می گیرد تا انتهای آن را برود. مسیر ماهی سیاه کوچولو از یک آبشار می گذرد و در امتداد طول رودخانه به دریا منتهی می شود. در طول راه ، ماهی با چندین شخصیت جالب از جمله یک مارمولک که به او کمک می کند و نیز یک پلیکان ترسناک را ملاقات می کند. ماهی سیاه کوچولو به کمک خرد و شجاعتش ، به دورها سفر می کند و...
کتاب ماهی سیاه کوچولو برای کودکان نوشته شده است اما برای بزرگسالان نیز جذاب خواهد بود و تا مدت ها به عنوان بیانیه غیر رسمی سازمان چریک های فدایی خلق ایران شناخته می شد.

کتاب ماهی سیاه کوچولو


ویژگی های کتاب ماهی سیاه کوچولو

جایزه هانس کریستین اندرسون تصویرگری

در سال 1974

جایزهٔ نخست نمایشگاه بین المللی کتاب کودک بولونیا در سال 1968

دیپلم افتخار دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا در سال 1968

کتاب برگزیده کودک در سال ۱۳۴۷

صمد بهرنگی
صمد بهرنگی در ۲ تیر ۱۳۱۸ در محله چرنداب در جنوب بافت قدیمی شهر تبریز در خانواده‌ای تهی‌دست چشم به جهان گشود. پدر او «عزت» و مادرش «سارا» نام داشتند. صمد دو برادر و سه خواهر داشت. پدرش کارگری فصلی بود که بیشتر به شغل زه‌تابی (آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد) زندگی را می‌گذراند و خرجش همواره بر دخلش فزونی داشت. برخی اوقات نیز مشک آب به دوش می‌گرفت و در ایستگاه «وازان» به روس‌ها و عثما...
نکوداشت های کتاب ماهی سیاه کوچولو
« ماهی سیاه کوچولو » شاهکار صمد بهرنگی است
غلامحسین ساعدی

همین یک اثر کافی است تا ما صمد بهرنگی را نویسنده ای بزرگ بدانیم؛ نویسنده ای که در ذهن ها خواهد ماند.
جمال میرصادقی

ماهی سیاه کوچولو در گسترهٔ ادبیات داستانی ما اثری ماندگار خواهد بود
اسدالله عمادی

قسمت هایی از کتاب ماهی سیاه کوچولو (لذت متن)
ناگهان صدای زیر قورباغه ای او را از جا پراند. قورباغه لب برکه، روی سنگی نشسته بود؛ جست زد توی آب و آمد پیش ماهی و گفت: « من اینجام، فرمایش؟» ماهی گفت:« سلام، خانم بزرگ!» قورباغه گفت:« حالا چه وقت خودنمایی ست، موجود بی اصل و نسب! بچه گیر آورده یی و داری حرف های گنده گنده می زنی! من دیگر آنقدر ها عمر کرده ام که بفهمم دنیا همین برکه ست. بهتر است بروی دنبال کارت و بچه های مرا از راه به در نبری.» ماهی کوچولو گفت:« صدتا از این عمرها هم که بکنی، بازهم بک قورباغه ی نادان و درمانده بیشترنیستی.» قورباغه عصبانی شد و جست زد طرف ماهی سیاه کوچولو، ماهی تکان تندی خورد و مثل برق در رفت و لای و لجن و کرم های ته برکه را بهم زد.

آنوقت ماهی سیاه از دسته ی ماهی های دریا جدا شد و خودش به شنا کردن پرداخت. کمی بعد آمد به سطح دریا ، آفتاب گرم می تابید. ماهی سیاه کوچولو گرمی سوزان آفتاب را در پشت خود حس می کرد و لذت می برد. آرام و خوش در سطح دریا شنا می کرد و به خودش می گفت: « مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید ، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم - که می شوم - مهم نیست ، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد...»