سه شنبه

thursday

مشخصات کتاب سه شنبه
شابک :978-6009620968
قطع :پالتویی
تعداد صفحه :300
سال انتشار شمسی :1397
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :27 تیر

معرفی کتاب سه شنبه اثر آراز بارسقیان | ایران کتاب

سومین رمان آراز بارسقیان قصه مردی است که نمی تواند جدایی از همسرش را باور کند اما واقعیت خشن تر از این حرف هاست.
آراز بارسقیان در سومین رمانش خواننده را دعوت به یک مفت سواری کرده است و نکته جالب اینکه نویسنده آن را بر اساس تجارب شخصی و واقعی خودش خلق کرده. البته در نسبتی دور با خود واقعی اش چون همه چیز از زاویه یک شخصیت داستانی روایت می شود. «آربی» شخصیت اصلی رمان سه شنبه، کارگردان تئاتر است اما پس از جدایی همسرش کمتر توانسته کار درخور تحسینی روی صحنه ببرد یا اینکه عمدا نخواسته چیزی را که جامعه می خواهد دو دستی تقدیمش کند. در این رمان ما با شخصیتی طرف هستیم که می خواهد دست از بازی کردن نقشش بکشد و نقابش را از صورت بردارد.
در میانه ی این کشمکش هاست که نیرویی نامرئی او را مدام به سمت بوشهر می کشاند؛ ولی آربی برای رسیدن به آنجا حتی عجله ای هم ندارد پس به یک مفت سواری مفصل و طولانی می رود. نه بلیت هواپیما می خرد نه قطار یا اتوبوس. کوله اش را جمع می کند، تمام وسایلی که یک هیچ هایکر لازم دارد تا بدون اینکه پولی برای جاده بدهد، در جاده باشد. هر جایی که پیدا می کند، چادر می زند و اگر کسی او را به خانه اش دعوت کند، به آن جا می رود. رمان شرح اتفاقات و مشاهدات و عواطف آربی در این سفر است تا در نهایت او به مقصد نهایی اش برسد. جایی که می فهمد به قول آن آهنگ معروف گروه لنرد اسکنرد که از مشاهیر کلاسیک راک جهان هستند، «سه شنبه گذاشته و رفته، مثل عزیزم که او هم از من گذشته.» حال و هوای رمان و حتی تا اندازه ای شیوه ی روایت داستان، بسیاری را به یاد تمرین های ادبی سترگ تاریخ ادبیات می اندازد و در کارنامه ی آراز بارسقیان بی شک یک قدم بلند رو به جلو محسوب می شود.

جوانی که از کیستی و چیستی خود بی خبر است، راهی سفری بی برنامه و نامعین به شهرهای اصفهان، شیراز، آبادان، اهواز و… می شود. او در طول سفر به مرور زندگی اش از پنج سال گذشته تا کنون می پردازد.

کتاب سه شنبه

آراز بارسقیان
آراز بارسقیان (به ارمنی: Արազ Բարսեղյան) (متولد بهمن ماه ۱۳۶۲ در تهران)، نویسنده و مترجم ایرانی ارمنی تبار است.او در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد و از سن هیجده سالگی با شرکت در کلاس های داستان نویسی جمال میرصادقی به طور حرفه ای داستان نویسی را شروع کرد. کلاس داستان نویسی ای که حاصلش بردن جایزه ی ادبی صادق هدایت در اسفند ۱۳۸۵ بود. داستان کوتاه هایی که وی در طول سال های ۱۳۸۳ الی ۱۳۸۶ نگاشت بود در سال ۱۳۸۸ در کتابی تحت عنوان «باسگا» توسط نشر افراز منتشر شد.او همچنین در زمینهٔ ترجمه ادبیات نمایش...
قسمت هایی از کتاب سه شنبه (لذت متن)
من اینجا چی کار می کنم؟ بالای سر قبرهای توخالی برای چی ایستاده ام؟ روی یکی از سنگ های شکسته می نشینم. دست می کشم روی سنگ. اینجا کسی نیست. جنازه ای نیست. هیچی نیست. هیچی؛ و از هیچی، هیچی بیرون می آید… زهرا می آید کنار دستم می نشیند. می گوید اینجا که هیچی نیست. پوزخند می زنم. بلند می گویم: «خب، از هیچی، هیچی بیرون می آد.» می پرسد: «شاه لیر؟» متعجب نگاهش می کنم. بهش نمی خورد. ولی خب، می داند. می گوید: «برادرم کارگردان تئاتره…» یعنی من را می شناسد و به روی خودش نمی آورد؟ مهم نیست. می گویم: «نه… سقراط…»