کتاب 12 داستان

12 stories
داستانهای برگزیده به انتخاب نویسنده

  • 20 % تخفیف
    قیمت : 38,500 | 30,800 تومان

  • موجود
  • انتشارات: نیلوفر نیلوفر
    نویسنده:
مشخصات کتاب 12 داستان
شابک : 978-9644486611
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 266
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2015
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 25 آبان

معرفی کتاب 12 داستان اثر گلی ترقی

کتاب «12 داستان» نوشته ی «گلی ترقی» شامل دوازده داستان برگزیده به انتخاب خود نویسنده است. «اتوبوس شمیران»، «خانه ای در آسمان»، «مادام گرگه»، «پدر»، «خانم ها»، «گل های شیراز»، «اناربانو و پسرهایش»، «درخت گلابی»، بزرگ بانوی روح من»، «آن یکی»، «فرصت دوباره» و «بانو خانم» عنوان داستان های کتاب هستند. در بخشی از مقدمه از قول نویسنده می خوانیم: «وقت انتخاب رسیده بود. کدام یک؟ انتخاب یک داستان محال بود. "بهترین" وجود نداشت. تمام داستان ها به چشم من تاروپود سرنوشتی همگانی بودند. سرنوشت همه ی ما. یازده داستان را کنار گذاشته بودم که شنیدم کسی از دور داد می کشد: "صبر کنین ما هم برسیم." خانم ناز و خانم گرگه بودند که با چمدان های طناب پیچ و بقچه های رنگین از شهرستان رسیده بودند. با مشت و سقلمه راه خودشان را باز کردند و جلوتر از همه ایستادند. با انتخاب داستان "خانم ها" دوازده داستان تکمیل شد و دوازده عدد کاملی بود.

کتاب 12 داستان

گلی ترقی
گلی ترقی، (زاده ۱۷ مهر ۱۳۱۸) نویسنده ایرانی ساکن فرانسه است.گلی ترقی در ۱۷ مهر ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد. پدرش لطف‌الله ترقی مدیر مجلهٔ ترقی بود. در خیابان خوشبختی به‌دنیا آمد. گلی ترقی در شمیران به مدرسه و سپس دبیرستان انوشیروان دادگر رفت. در ۱۹۵۴ پس از به پایان رساندن سیکل اول دبیرستان به آمریکا رفت. ۶ سال در آمریکا زندگی کرد و در رشتهٔ فلسفه فارغ‌التحصیل شد و از آن‌جا که زندگی در آمریکا را دوست نداشت به ایران بازگشت. پس از بازگشت، به داستان‌نویسی روی آورد. او ۹ سال...
قسمت هایی از کتاب 12 داستان (لذت متن)
برفی ناگهانی شروع شده، فضا لبریز از غباری شفاف است و سکوتی خوب جای هیاهوی روزانه ی شهر را گرفته است. همه جا سفید است و آرام. رهگذرها، مثل سایه های خیالی، در مه ناپدید می شوند و از درختان و خانه های اطراف جز خطوطی محو دیده نمی شود. هشت سال است در پاریس زندگی می کنیم و این اولین بار است که شاهد برفی چنین سنگین هستیم. صدای مادربزرگ ته گوش هایم می چرخد: "فرشته ها سرگرم خانه تکانی هستند