کتاب خاطره های پراکنده

Scattered memories

  • 10 % تخفیف
    قیمت : 17,000 | 15,300 تومان

  • موجود
  • انتشارات: نیلوفر نیلوفر
    نویسنده:
مشخصات کتاب خاطره های پراکنده
شابک : 978-9644481628
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 231
سال انتشار شمسی : 1396
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 10
زودترین زمان ارسال : 29 بهمن

معرفی کتاب خاطره های پراکنده اثر گلی ترقی

این کتاب مجموعه ی هشت داستان کوتاه است که با توجه به عنوان آن می توان انتظار داشت که از خاطرات خود نویسنده تاثیر گرفته باشند و یا شاید عینا روایت خاطرات نویسنده باشند.
اتوبوس شمیران : خاطره ای از دوران کودکی و راننده اتوبوسی به نام عزیز اقا که همواره با اتوبوس او به خانه بر می گشت.
دوست کوچک : درباره ی دوران مدرسه و پیوند دوستی عمیقی که با امدن دوست سوم از هم می پاشد .
خانه ی مادر بزرگ : از خانه مادربزرگ و عروسی دختر دایی اش می گوید از حال و هوای آن زمان از خرید لباس و ...
پدر : داستانی درباره ی زندگی و مرگ پدرش می باشد .
خدمتکار :داستان ترک کردن خانه توسط خدمتکار قدیم و تلاش برای یافتن خدمتکار جدید .
مادام گرگه : داستان درباره ی زمان اقامت آنها در پاریس و همسایه بداخلاقی که داشته اند .
خانه ای در آسمان : داستان در مورد زنی است که پسرش همه زندگی اش را فروخته و به فرنگ رفته است مادر بین خانه دختر و پسرش در رفت و آمد است و در هیچ کدام جایی ندارد .
عادت های غریب آقای الف در غربت : داستان مردی که وطن را ترک کرده است و در غربت به سر می برد.

کتاب خاطره های پراکنده

گلی ترقی
گلی ترقی، (زاده ۱۷ مهر ۱۳۱۸) نویسنده ایرانی ساکن فرانسه است.گلی ترقی در ۱۷ مهر ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد. پدرش لطف‌الله ترقی مدیر مجلهٔ ترقی بود. در خیابان خوشبختی به‌دنیا آمد. گلی ترقی در شمیران به مدرسه و سپس دبیرستان انوشیروان دادگر رفت. در ۱۹۵۴ پس از به پایان رساندن سیکل اول دبیرستان به آمریکا رفت. ۶ سال در آمریکا زندگی کرد و در رشتهٔ فلسفه فارغ‌التحصیل شد و از آن‌جا که زندگی در آمریکا را دوست نداشت به ایران بازگشت. پس از بازگشت، به داستان‌نویسی روی آورد. او ۹ سال...
قسمت هایی از کتاب خاطره های پراکنده (لذت متن)
کاش می توانستم باهاش حرف بزنم . کاش هنوز یک بچه کوچولو بودم و توی بغلش جا می شدم . می بینم که بزرگ شدن کار سختی است و دلم می گیرد .

مادر نمی فهمد که ناخوشی دایی یا مرگ فلانی ما را ناراحت نمی کند. برعکس خوشحال هم می شویم چون مادربزرگ حلوا می پزد و بزرگ ترها، وقتی غمگین و غصه دارند ، ترسو و مهربان می شوند .