کتاب پنج اثر

Clavigo: Ein Trauerspiel
پنج اثر:دو نمایش نامه یک دیالوگ جمعی دو افسانه

مشخصات کتاب پنج اثر
مترجم :
شابک : 978-6002299574
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 224
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1774
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 26 آذر

معرفی کتاب پنج اثر اثر یوهان ولفگانگ فون گوته

مجموعه حاضر حاصل ترجمۀ پنج اثر کوتاه و متنوع از شاعر، ادیب، متفکر و نویسنده آلمانی، یوهان ولفگانگ فون گوته، است که دو نمایشنامه، یک دیالوگ جمعی روشنفکرانه و دو افسانه با عناوین: «کلاویگو»، «استلا»، «بانوان نیک سرشت، المثنای زنان بدسرشت»، «پاریس نو» و «ملوزین نو» را دربرمی گیرد و مخاطب را با شخصیت و افکار نویسنده آشنا می کند.

کتاب پنج اثر

یوهان ولفگانگ فون گوته
یوهان ولفگانگ فون گوته، زاده ی 28 اوت 1749 و درگذشته ی 22 مارس 1832، شاعر، ادیب، نویسنده، نقاش، محقق، انسان شناس، فیلسوف و سیاستمدار آلمانی بود.یوهان ولفگانگ در کنار پدر و معلم خصوصی اش بسیاری از معلومات، از جمله زبان های لاتین، یونانی، فرانسوی، انگلیسی و عبری را فرا گرفت.او در سال 1765 تا 1768 در لایپزیگ به تحصیل حقوق پرداخت و در آنجا به اشعار کریستین فورشتگوت گلرت علاقه پیدا کرد. پس از سال 1768، گوته به زادگاهش بازگشت و مدتی را نیز در دارمشتات گذراند.گوته پس از این که تعدادی از آثار بزرگش ر...
قسمت هایی از کتاب پنج اثر (لذت متن)
بعد از صرف شام که چندان مزه ای نداد، چون مجبور بودم تنها بخورم، ملتهب در اتاقم قدم می زدم، با خودم حرف می زدم، خودم را لعنت کردم، به زمین افتادم، موهایم را کشیدم و کندم و از خود بی خود شدم. ناگهان از داخل اتاق قفل شده ی مجاور، صدای حرکت آرامی به گوشم رسید و چند لحظه بعد در اتاق کوبیده شد. من خودم را جمع و جور می کنم، به سمت شاه کلید می روم، اما درها به خودی خود باز می شوند و زیبای من در پرتو نور همان شمع های فروزان به طرفم می آید. به پاهایش می افتم، لباسش را می بوسم، دستان او را. مرا بلند می کند، جرئت ندارم او را در آغوش کشم، حتی نگاه کنم؛ با این حال، بی ریا و نادم به اشتباهم اقرار کردم. او گفت «این بار اشکالی ندارد، اما متاسفانه به این ترتیب بخت خود و مرا نیز به تاخیر می اندازید. شما قبل از آن که ما بتوانیم دوباره همدیگر را ملاقات کنیم، باید بار دیگر به سفری دور دنیا بروید، این هم طلای بیشتر، به اندازه ی کافی، البته چنان چه بتوانید حساب دخل و خرجتان را بکنید. اگر این بار باده و قمار شما را به وادی پریشانی کشاند، از این پس از باده و زنان دوری کنید و بگذارید به دیدار شادمانه ی مجدد شما امیدوار باشم.»