کتاب کودتا

Countercoup
خاطرات کرومیت روزولت از کودتای بیست و هشت مرداد

مشخصات کتاب کودتا
مترجم :
شابک : 978-9643809751
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 256
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1979
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 28 مهر

معرفی کتاب کودتا اثر کرمیت روزولت

«کودتا» خاطرات کرومیت روزولت، نوه تئودور روزولت ششمین رئیس جمهور ایالات متحده از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایران است.

کرومیت روزولت که طراح اصلی کودتای ۲۸ مرداد است، تحصیلاتش را در دانشگاه هاروارد با درجه دکترای تاریخ به پایان رساند و سپس به عنوان دانشیار تاریخ به تدریس پرداخت. او در سال ۱۹۴۱ درحالی که ۲۵ ساله بود به دستور اولین سازمان اطلاعاتی آمریکا مامور تحقیق درباره ایران شد و این کار سرگذشتش را با تاریخ معاصر ایران پیوند زد. هنگامی که روزولت پس از خدمات بسیار در سازمان سیا در ۱۶ تیر ۳۲ برای رهبری کودتای ۲۸ مرداد وارد ایران شد، ۱۲ سال تجربه پژوهش در مسایل کشورمان را داشت. او با نقش خود در عملیات ۲۸ مرداد، محمد رضا پهلوی را برای همیشه مدیون خود کرد. پس از کودتا هم پیوند روزولت با ایران قطع نشد، بلکه ابعادی دیگر یافت. او در سالهای ۱۹۶۴تا ۱۹۷۹ دلال معتبر معاملات اسلحه امریکا با ایران بود. روزولت در معامله یک میلیارد دلاری خرید هواپیماهای F-5 با کمپانی گرومن نیز نقش داشت. بدین سان کرمیت روزولت پاداش خود را از محمد رضا پهلوی دریافت کرد.

کتاب کودتا

کرمیت روزولت
کرمیت روزولت جونیور (به انگلیسی: Kermit Roosevelt,Jr.) نوه تئودور روزولت رئیس جمهور سابق آمریکا و رئیس شعبه خاورمیانه سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا ـ سیا ـ که بعدها فرمانده عملیات کودتای ۲۸ مرداد شد. از شهریور ۱۳۳۰ در سازمان‌های دولتی آمریکا نگرانی از مصدق پدید آمده بود و رشد می‌کرد و آنان از همان زمان وارد تماس‌هایی با مخالفین مصدق شده بودند. کرمیت روزولت رهبر عملیات کودتای ۲۸ مرداد اعتراف می‌کند که درست در همین زمان شرکت سابق نفت شرکت نفت ایران و انگلیس از او خواسته‌اس...
قسمت هایی از کتاب کودتا (لذت متن)
شاه هیچ گاه دین خود را به روزولت فراموش نکرد و پس از سقوطش نیز در مصاحبه های خود از او به عنوان «دوست من آقای روزولت» یادمی کرد! یک روز اواخر سپتامبر بود که داناوان مرا به دفترش فراخواند...یادم نمی آید دقیقا از من خواست چه کاری انجام دهم اما یادم نمی رود همین که می خواستم دفترش را ترک کنم دوباره مرا صدا زد و گفت: «کیم، نظرت در بارۀ آنچه در ایران روی می دهد چیست؟ می دانی که ایران برای ما منطقۀ خیلی مهمی است.» البته در آن لحظه مجبور بودم تأیید کنم اما دقیقا من چه کمکی می توانستم به وقایع ایران بکنم؟ آن زمان حتا نمی دانستم ایران کجای نقشه است. به همین دلیل خیلی جدی و بی روح گفتم: «به نظرم که خیلی مهم و جدی است.» دقیقا زمانی که اتاق او را ترک کردم ایران را روی نقشه پیدا کردم و در دایرۀالمعارف در بارۀ ایران خواندم و سعی کردم از اخبار ایران آگاهی بیابم. همین تعهد کاری در آن لحظه مرا به ایران گره زد و تمام زندگی من را تحت تأثیر قرار داد.