کتاب آنت ورپ

Antwerp
کد کتاب : 13719
مترجم :
شابک : 978-6003674899
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 120
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2002
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 11 مهر

«روبرتو بولانیو» از نویسندگان برجسته در ادبیات آمریکای لاتین

معرفی کتاب آنت ورپ اثر روبرتو بولانیو

کتاب «آنت ورپ» رمانی نوشته ی «روبرتو بولانیو» است که نخستین بار در سال 2002 به انتشار رسید. داستان در سال 1980 و در شهر بارسلونا اتفاق می افتد. راوی، مردی اهل آمریکای جنوبی به نام «روبرتو بولانیو» است که علاقه ی زیادی به مفهوم «ظاهر دربرابر واقعیت» دارد و به شکلی خودش را مشاهده می کند که انگار در حال دیدن خود از بیرون است. با پیشروی روایت، عناصری از داستان های کارآگاهی به قصه اضافه می شود: یک افسر پلیس در تلاش است تا فردی را پیدا کند، و یک زن جوان بی نام و نشان (با موهای سرخ، یک معتاد، یک شاهد) توسط یک افسر پلیس (یا خود راوی؟) مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. «بولانیو» در این رمان، قواعد مرسوم در طرح ریزی پیرنگ را در هم می شکند و اثری مبتکرانه را به مخاطبین ارائه می کند.

کتاب آنت ورپ

روبرتو بولانیو
روبرتو بولانیو، زاده ی 15 ژوئیه 1953 و درگذشته ی 28 آوریل 2003، نویسنده و شاعر شیلیایی و از پیشگامان موج نوی داستان نویسی آمریکای جنوبی است.او زندگی ای را از سر گذراند که مشخصه ی اصلی اش آوارگی بود. پدرش راننده کامیون و مادرش معلم بود. در زمان کودکی بولانیو، او و خانواده اش بین شهرهای مختلف شیلی سرگردان بودند و بالاخره در سال 1968 به مکزیکوسیتی مهاجرت کردند. در این زمان، اشتهای او به ادبیات سر باز کرد و چنان حریصانه می خواند که به بت تمام زندگی اش، خورخه لوئیس بورخس پهلو می زد.روبرتو هر چه به...
نکوداشت های کتاب آنت ورپ
Among the most linguistically beautiful things Bolano wrote.
از نظر زبان شناختی، در زمره ی زیباترین آثاری که «بولانیو» نوشته است.
The Millions

A mesmerizing work.
اثری مسحورکننده.
Los Angeles Times Los Angeles Times

Exceptional and moving.
استثنایی و تکان دهنده.
Guardian Guardian

قسمت هایی از کتاب آنت ورپ (لذت متن)
نمی توانی برگردی. این دنیای پلیس ها و دزدها و خارجی های بدون مدرک شناسایی، زورش از تو خیلی زیادتر است. وقتی می گویم پرزور یعنی آزاد، دنیای پروزن، بدون آنتروپی، دنیایی که می شناسی و هرگز قادر نیستی خودت را ازش جدا کنی. مثل خالکوبی.

اما به جایش، سرزمین مادری ات را پس می گیری، و قوانینی که ازت محافظت می کنند، و حق دیدن دختر بسیار زیبایی که صدای گنگی دارد. دختری ایستاده در چارچوب در اتاقت، خدمتکاری که آمده تختخوابت را مرتب کند.

تا چشم بر هم گذاشتم، خواب پنجره ای با قاب محکم و چوبی را دیدم که شبیه پنجره های توی نقاشی های کتاب های کودکان، برش داده شده بود.