کتاب ابر تندر

داس مرگ - کتاب دوم
Thunderhead

مشخصات کتاب ابر تندر
مترجم :
شابک : 978-6004623582
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 526
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 1 مهر

نامزد بهترین کتاب داستان نوجوانان گودریدز سال 2018

معرفی کتاب ابر تندر اثر نیل شوسترمن

ابر تندر در حالی که همه چیز را می بیند و از گسترش غرور و بدطینی در داس شهر آگاهی دارد نمی تواند کاری علیه آن انجام دهد زیرا این خارج از قوانین است، با این وجود کسانی وجود دارند که بتوانند آن چه را او از انجام دادن آن منع شده به سرانجام برسانند.
روئن کارآموز بازنده ای است که تصمیم گرفته با داس های پلید مقابله کند، او تا کنون جان چند نفر از آن ها را گرفته و آتش به جسم شان زده تا از احیا نشدنشان مطمئن شود و حالا داس برامز را تهدید کرده که اگر جرم دیگری در خوشه چینی مرتکب شود او را نابود خواهد کرد.

کتاب ابر تندر

نیل شوسترمن
نیل شوسترمن، زاده ی 12 نوامبر 1962، نویسنده ی آمریکایی است.شوسترمن در بروکلین به دنیا آمد و بزرگ شد. او از همان دوران کودکی، عاشق و شیفته ی مطالعه ی کتاب بود. شوسترمن در شانزده سالگی به همراه خانواده به نیومکزیکو نقل مکان کرد. او در دانشگاه کالیفرنیا به تحصیل در رشته های روانشناسی و تئاتر پرداخت و ستون نویس ژورنال دانشکده نیز بود.شوسترمن بعد از اتمام دوران دانشگاه، به عنوان دستیار در یک موسسه ی استعدادیابی در لس آنجلس مشغول به کار شد. او بعد از یک سال، اولین قرارداد چاپ کتاب و قراردادی برای ن...
قسمت هایی از کتاب ابر تندر (لذت متن)
داس فارادی به او نشان داده بود که یک داس واقعی باید چگونه باشد؛ و داس های پرشمار دیگر، حتی آن ها که خودپسند و متکبر بودند، هنوز به والاترین ارزش ها پایبند مانده بودند. اما بدون این ارزش ها، داس شهر جای وحشتناکی می شد. روئن آن قدر ساده لوح بود که خیال می کرد می تواند از این اتفاق پیشگیری کند. اما داس فارادی عاقل تر بود. با این وجود، این راهی بود که روئن برای خود برگزیده بود؛ رها کردن آن به معنای پذیرش شکست بود و او آمادگی این کار را نداشت. حتی اگر نمی توانست به تنهایی مانع سقوط داس شهر شود، همچنان می توانست هر مقدار از سرطان را که ممکن بود از بین ببرد.

اما خیلی تنها بود. حضور داس فارادی باعث شد لحظه ی کوتاهی احساس کند هم قطاری دارد، ولی این فقط احساس تنهایی اش را بدتر کرد. و سیترا. حالا کجا بود؟ زندگی اش به خطر افتاده بود و چه کاری از دست او برمی آمد؟ باید راهی باشد…