1. خانه
  2. /
  3. کتاب The Tartar Steppe

کتاب The Tartar Steppe

3.2 از 1 رأی

کتاب The Tartar Steppe

The Tartar Steppe
انتشارات: کاج بوک
٪15
450000
382500
معرفی کتاب The Tartar Steppe
کتاب «بیابان تاتارها» اثر دینو بوتزاتی، نخستین‌بار در سال ۱۹۴۰ منتشر شد و یکی از مهم‌ترین رمان‌های اگزیستانسیالیستی و تمثیلی قرن بیستم به‌شمار می‌آید. این اثر که اغلب در کنار نوشته‌های کافکا و کامو قرار می‌گیرد، روایتی ظاهرا ساده اما از نظر فلسفی عمیق از زندگی انسانی، گذر زمان، انتظار، عادت و مواجهه با مرگ ارائه می‌دهد. بوتزاتی در این رمان، با خلق فضایی وهم‌آلود، مالیخولیایی و به‌شدت کنترل‌شده، پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: اگر انسان تمام عمر خود را در انتظار یک لحظه‌ی بزرگ، یک فرصت استثنایی یا معنایی بیرونی سپری کند، چه چیزی از زندگی واقعی او باقی می‌ماند؟ داستان حول شخصیت جووانی دروگو، افسر جوانی، شکل می‌گیرد که برای آغاز خدمت نظامی خود به قلعه‌ی باستیانی، دژی دورافتاده در مرزی متروک، فرستاده می‌شود. این قلعه رو به سرزمینی خشک و بی‌انتها قرار دارد؛ بیابانی خاموش که گفته می‌شود روزی دشمنانی ناشناخته، یعنی تاتارها، از آن‌جا سر خواهند رسید. دروگو در آغاز، حضور در این پادگان منزوی را تبعیدی موقت می‌بیند و تصمیم دارد هرچه زودتر انتقال بگیرد و به شهر، زندگی، جوانی و آینده‌ی واقعی خود بازگردد. اما به‌تدریج، همان چیزی که در ابتدا گذرا و بی‌اهمیت به نظر می‌رسید، به سرنوشت او بدل می‌شود. او آرام‌آرام در جاذبه‌ی خاموش قلعه، در انضباط روزمره‌ی نظامی و مهم‌تر از همه در امید مبهم به وقوع یک جنگ بزرگ گرفتار می‌شود؛ جنگی که شاید به زندگی‌اش معنا ببخشد و برایش افتخار به ارمغان بیاورد. یکی از اصلی‌ترین مضامین رمان، گذر زمان و انتظار بی‌حاصل است. بوتزاتی با مهارتی چشمگیر نشان می‌دهد که زمان اغلب نه با رویدادهای بزرگ، بلکه با تعویق‌های کوچک، امیدهای مبهم و تصمیم‌های به‌ظاهر موقتی از دست می‌رود. دروگو مدام گمان می‌کند که هنوز فرصت دارد؛ هنوز می‌تواند برود، هنوز آینده در اختیار اوست، هنوز «اتفاق اصلی» نیفتاده است. اما همین تصور در اختیار داشتن زمان نامحدود، به بزرگ‌ترین فریب زندگی او تبدیل می‌شود. سال‌ها بی‌آنکه حادثه‌ای تعیین‌کننده رخ دهد، از پی هم می‌گذرند و انتظار برای لحظه‌ای استثنایی جای خود زندگی را می‌گیرد. از این نظر، «بیابان تاتارها» تنها درباره‌ی یک افسر در قلعه‌ای مرزی نیست، بلکه تمثیلی جهان‌شمول از وضع انسانی است؛ از زندگی‌هایی که در انتظار «بعدا» سپری می‌شوند و هرگز به اکنون بازنمی‌گردند. رمان همچنین کاوشی عمیق در قدرت عادت و روزمرگی است. دروگو نه با اجبار آشکار، بلکه از طریق نیروی آرام و خزنده‌ی روتین در قلعه ماندگار می‌شود. قلعه‌ی باستیانی به‌تدریج از یک مکان بیگانه به جهانی بسته اما آشنا تبدیل می‌شود؛ جایی که امنیت، ساختار، نظم و پیش‌بینی‌پذیری دارد، هرچند بهای آن از دست رفتن زندگی واقعی است. بوتزاتی به‌خوبی نشان می‌دهد که انسان چگونه ممکن است به چیزی خو بگیرد که در اصل با آرزوهایش در تضاد است، فقط چون آن وضعیت تکرارپذیر، منظم و آشناست. این بعد از رمان، آن را به اثری تکان‌دهنده درباره‌ی سازوکار روانی به تعویق انداختن زندگی بدل می‌کند: این‌که چگونه آدمی سال‌های جوانی، فرصت‌های زیستن و امکان‌های انتخاب را به امید رخدادی بزرگ‌تر قربانی می‌کند. مضمون مهم دیگر، توهم شکوه و افتخار است. دروگو در تمام سال‌های اقامتش در قلعه، خود را با این امید زنده نگه می‌دارد که روزی دشمن خواهد آمد و او در نبردی تاریخی، معنا و قهرمانی را تجربه خواهد کرد. اما این رویای حماسی، در طول رمان به‌تدریج ماهیت سراب‌گونه‌ی خود را آشکار می‌کند. آنچه دروگو در جست‌وجوی آن است، نه‌فقط افتخار نظامی، بلکه نوعی توجیه برای عمر تلف‌شده و انتخاب‌های به‌تعویق‌افتاده‌ی اوست. از این منظر، دشمن بیرونی اهمیتی ثانویه پیدا می‌کند و بیش از آن‌که یک تهدید واقعی باشد، به نماد تمام امیدهایی تبدیل می‌شود که انسان برای معنا دادن به رنج و انتظار خود می‌سازد. بوتزاتی با ظرافت نشان می‌دهد که جست‌وجوی معنا در یک حادثه‌ی عظیم بیرونی، ممکن است خود راهی برای نادیده گرفتن خلأ درونی و تعویق مواجهه با حقیقت باشد. اوج فلسفی و عاطفی رمان در مضمون رویارویی با مرگ آشکار می‌شود. سال‌ها بعد، زمانی که دروگو پیر و بیمار شده و توان بدنی‌اش را از دست داده است، نشانه‌های ظهور دشمن سرانجام پدیدار می‌شود. اما درست در لحظه‌ای که تمام عمر در انتظارش بوده، او دیگر قادر به مشارکت در نبرد نیست و از قلعه کنار گذاشته می‌شود. این لحظه، ضربه‌ی نهایی رمان است: قهرمانی بیرونی هرگز از راه نمی‌رسد، یا اگر برسد، زمانی می‌رسد که دیگر برای فرد سودی ندارد. دروگو درمی‌یابد که نبرد واقعی او نه با تاتارها، بلکه با تنهایی، زوال و مرگ بوده است. مواجهه‌ی پایانی او با مرگ، در اتاقی محقر و دور از میدان نبرد، به یکی از تأثیرگذارت
درباره دینو بوتزاتی
درباره دینو بوتزاتی
دینو بوتزاتی تراورسو، زاده ی 14 اکتبر 1906 و درگذشته ی 28 ژانویه ی 1972، نویسنده ی داستان کوتاه، نقاش، شاعر، روزنامه نگار و رمان نویس ایتالیایی بود. او در ویلای آبا و اجدادی خانواده ی خود در سن پیگرینو به دنیا آمد و دومین فرزند از چهار بچه ی پدر و مادرش بود. بوتزاتی در سال 1924 در دانشکده ی حقوق دانشگاه میلان، محل کار سابق پدرش، ثبت نام کرد. او همزمان با تحصیل در رشته ی حقوق، در سن 22سالگی در روزنامه ی کورییره دلا سرا استخدام شد و تا پایان زندگی اش در این روزنامه فعالیت داشت. بار ها به این نکته اشاره شده است که سابقه ی روزنامه نگاری بوتزاتی، تأثیر بسزا و شگرفی بر حرفه ی نویسندگی او داشته است.او در خلال جنگ جهانی دوم، به عنوان خبرنگار در آفریقا خدم کرد و پس از جنگ، رمان موفق بیابان تاتارها را به چاپ رساند. دینو بوتزاتی در سال 1966 با آلمرینا آنتونیاتزی ازدواج کرد و سرانجام در سال 1972 بر اثر سرطان درگذشت.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب The Tartar Steppe" ثبت می‌کند