کتاب یادداشتهای شیطان

Satan's Diary

مشخصات کتاب یادداشتهای شیطان
مترجم :
شابک : 978-6001217371
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 282
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 1920
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب یادداشتهای شیطان اثر لیانید آندری یف

کتاب یادداشت های شیطان آخرین نوشته نویسنده روس،لیانید آندری یف میباشد.دراین رمان آنردی یف با استفاده از کتاب یوحنا سقوط شیطان به زمین را به تصویر میکشد.اما بر خلاف بسیاری از کتب دینی و غیر دینی،اینبار شیطان نه به دستور خدا و نه برای وسوسه جنگ با انسان،بلکه برای شناخت انسان پا به زمین میگذارد.او برای این هدف،میلیاردی معروف بنام گرنی واندرهود را انتخاب میکند.

شیطان با کشتن واندر هود برای اولین بار در قالب انسان قرار میگیرد.اولین تجربه شیطان در قالب انسان با سانحه ای دردناک در قطاری که به سمت روم در حرکت بود همراه میشود.سانحه ای که بشدت او را زخمی میکند.او که از درد فیزیکی رنج میبرد با دیدن باقی زخمی ها،انسان را تمسخر و تحقیر میکند.

در این سانحه همچنین با فردی به نام مگنوس آشنا میشود.مگنوس هم مانند شیطان از انسان متنفر است.در این میان اندره هود با دختری زیبا که بسیار شبیه به مریم است آشنا میشود و برای اولین بار طعم عشق را میچشد.

به مرور و با بیشتر شدن آتش عشق آندره به مریا،مگنوس اختیار اموال او را بر عهده میگیرد.

در انتهای رمان با کنار رفتن نقاب مگنوس و ماریا،ذات شیطانی آنها برای آندره هود نمایان میشود.در سراسر رمان هر چه قدر شیطان با جادوی عشق به خوی والاتر و انسانی تری دست می یابد؛ مگنوس با زهر ثروت و امپریالیسم به خوی اهریمنی و پلیدتری نزدیک می شود. آندری یف در “یادداشت های شیطان” با هنرمندی تمام طبقه ی بورژوا و امپریالیسم را به عنوان شیطانی مسلم به تصویر می کشد که سبب می شود حتی در ورای چهره معصوم ماریا هم فاحشه بابل نمایان شود.

کتاب یادداشتهای شیطان

لیانید آندری یف
لئونید نیکلایویچ آندریف (۲۱ اوت ۱۸۷۱–۱۲ سپتامبر ۱۹۱۹) یک نمایشنامه‌نویس و نویسندهٔ رمان و داستان کوتاه اهل روسیه است که او را به عنوان پدر اکسپرسیونیسم ادبیات روسی می‌شناسند. او یکی از با استعدادترین و پرکار نمایندگان عصر نقره‌ای بود. سبک ادبی آندریف ترکیبی از عناصر مکاتب ادبی رئالیسم، طبیعت‌گرایی و نمادگرایی روسی است.آندریف، از یک سو در بحبوحه بحران‌های اجتماعی و انقلاب‌های روسیه حضور داشت و از سوی دیگر در مسیر ایده‌ها و جریانات اجتماعی و ادبی مختلف ق...
قسمت هایی از کتاب یادداشتهای شیطان (لذت متن)
«من هنوز دوستت ندارم آدمیزاد، اما در این شب وقتی به رنج هایت، تن شکنجه دیده و روحت، که تسلیم تصلیبی ابدی شده ، فکر می کردم، بارها نزدیک بود گریه کنم. برای گرگ، گرگ بودن خوب است، برای خرگوش، خرگوش بودن و برای کرم هم کرم بودن؛ چرا که روح آن ها تار و حقیر است و اراده شان تسلیم. اما تو ای انسان، خدا و شیطان را همزمان در وجود خود جمع داری و این دو در چنین کالبد تنگ و تاریکی چه وحشتناک با هم در ستیزند! گرگ بودن، غلبه بر مغلوب، گرفتن گلوی او و نوشیدن خونش سهم خدای وجود توست و خرگوش بودن، پنهان کردن گوش ها در پس پشتی خمیده هم سهم شیطان!»