کتاب مسئله ی تقصیر

Die Schuldfrage

مشخصات کتاب مسئله ی تقصیر
مترجم : فریده فرنودفر
امیر نصری
شابک : 978-6002294739
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 145
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 1946
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 23 آذر

معرفی کتاب مسئله ی تقصیر اثر کارل یاسپرس

کتاب «مسئله ی تقصیر» نوشته کارل یاسپرس (۱۹۶۹ ۱۸۸۳)، فیلسوف آلمانی است. پس از جنگ جهانی دوم منازعات متعددی در آلمان بر سر «مسئله تقصیر» شکل گرفت. یاسپرس در ترم زمستانی ۱۹۴۶ ۱۹۴۵، سلسله سخنرانی هایی در باب وضعیت فکری آلمان ایراد کرد که بخش اعظم آن به «مسئله تقصیر» اختصاص داشت. همان طور که خود وی در مقدمه این کتاب مختصر می نویسد، هدفش از انتشار این تأملات آن است که در مقام یک آلمانی در میان دیگر آلمانی ها، وضوح و وحدت نظر را ترویج دهد و در مقام انسان در میان انسان ها سهمی در تلاش بر سر حقیقت داشته باشد. تمام همّ و غم یاسپرس در این درس گفتار این است که آلمانی ها را به پذیرش مسئولیت در قبال فاجعه به وقوع پیوسته، کشف ریشه های آن و فهم وضعیت فعلی آلمان در جهان ترغیب کند. البته موفقیت یا عدم موفقیت یاسپرس در این زمینه بحث دیگری است. او خود در نامه ای با لحنی گلایه مند به هایدگر می نویسد که تنها تعداد معدودی از آلمانی ها این کتاب او را خوانده اند و به نظر می رسد که آلمانی ها هنوز برای چنین مباحثی آمادگی کافی ندارند. کارل یاسپرس کتاب مسئله تقصیر را به سال ۱۹۴۶ درست زمانی که پرده از کل جنایات رژیم نازی برداشته شد، به چاپ رساند. تمام تلاش وی در این کتاب معطوف به آن است که هموطنانش را به پذیرش مسئولیت و تقصیر در قبال فجایع به وقوع پیوسته، کشف ریشه های آن و در نهایت پالایش دعوت کند. او در جایی از کتاب به صراحت می نویسد: «در واقع همه ما آلمانی ها بلا استثنا ملزمیم تا آشکارا به ملاحظه ی مسئله ی تقصیرمان بپردازیم... نمی توان نسبت به آنچه جهانیان درباره ما می اندیشند بی تفاوت بود، چراکه ما خود را جزئی از بشریت می دانیم: ما نخست انسانیم و سپس آلمانی. پرسش از تقصیر بیش از آنکه پرسشی از جانب دیگران در خصوص ما باشد، باید پرسشی باشد که خود ما از خویش بپرسیم.»

کتاب مسئله ی تقصیر

کارل یاسپرس
یاسپرس جامعه صنعتی امروز را که هدفش تأمین سطح معینی از رفاه برای اکثریت هرچه بیشتر مردم است برای شخصیت انسانی خطرناک می داند. او از خداوند به عنوان وجود متعالی نام می برد و نقصان معرفت و محدودیت قدرت انسان را دلیل وجود ناشناس غیرقابل شناخت هستی فرض می کند.