کتاب لورکا

Lorca
کد کتاب : 14490
مترجم :
شابک : 978-6226401197
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 610
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1936
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 25 مرداد

معرفی کتاب لورکا اثر فدریکو گارسیا لورکا

فدریکو خسوس گارسیا لورکا شاعر و نویسنده و نمایشنامه نویس اسپانیایی است. او همچنین نقاش، نوازنده پیانو، و آهنگ ساز و کارگردان تئاتر نیز بود. البته لورکا را بیشتر با شعرها و نمایشنامه هایش می شناسند. از او تعداد زیادی شعر و چندین نمایشنامه برجای مانده است. این کتاب مجموعه ای است از تعدادی از اشعار لورکا که توسط بیژن الهی انتخاب شده و ترجمه شده است. کتاب شامل دو بخش است: سروده ها و افزوده ها. بخش اول به شعرهای این شاعر اسپانیایی زبان اختصاص یافته است که حدودا یک چهارم همه ی اشعار او را در بر می گیرد و بخش دوم شامل دو قسمت است: سه گفتار از خود لورکا و نیز سه نوشته درباره ی او. بخش اول که نوشته های خود لورکا است شامل سه مقاله ی «تخیل، الهام، گریز»، «آواز ژرف» و «آن» است و بخش دوم شامل این سه مقاله است : «دورنمایی از سرگذشت شاعر»، «چگونگی شاعر در نیویورک» و «آخرین روزها و مرگ» .

کتاب لورکا

فدریکو گارسیا لورکا
فدریکو خسوس گارسیا لورکا، زاده ی ۵ ژوئن ۱۸۹۸ و درگذشته ی ۱۹ آگوست ۱۹۳۶، شاعر و نویسنده اسپانیایی است. او همچنین نقاش، نوازنده ی پیانو و آهنگ ساز نیز بود.فدریکو به تاریخ ۵ ژوئن ۱۸۹۸ در دهکده ی Fonte Vacros در جلگه گرانادا، چند کیلومتری شمال شرقی شهر گرانادا زاده شد در خانوداه ای که پدر یک خرده مالک مرفه و مادر فردی متشخص و فرهیخته بود. نخستین سال های زندگی را در روستاهای غرناطه، پایتخت باستانی اسپانیا، شهر افسانه های کولیان و آوازهای کهنه گذراند.شاید از این روی و به خاطر بیماری فلج که تا ۴ سال...
قسمت هایی از کتاب لورکا (لذت متن)
به کجا میروی، زیبای برفی و آفتابی ام؟ - تا میناهای علفزار سبز می روم. - علفزار دور دور است و ترسناک - از سایه و ماهیخوار دلدار من نترسیده ست. - بترس از آفتاب، زیبای برفی و آفتابی ام. - از گیسوان من رفته ست حال برای همیشه. - کیستی، دختر سپید ؟ از کجا می آیی؟ -می آیم از عشق ها و چشمه ها. -زنگ های نقره به گردن گاوان - چه می بری به دهان، که شعله ورش می سازد ؟ - ستاره ی دلداده ام که میزید و می میرد. -چه می بری به پستان های چندین باریک و سبک؟ - شمشیر دلداده ام. که می زید و میمیرد. - چه میبری به دیدگان سیاه و موقر - یاد گار غمگینم که همواره زخم می زند.