مدیر مدرسه

The School Principal

  • قیمت : ۱۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: جامه درانجامه دران
نویسنده:

معرفی کتاب مدیر مدرسه اثر جلال آل احمد

کتاب مدیر مدرسه، رمانی نوشته ی جلال آل احمد است که نخستین بار در سال 1958 وارد بازار نشر شد. این رمان جاودان با نثر ساده و موجز خود، ماجراهای پیش آمده برای راوی (که می توان او را نمونه ای داستانی از شخصیت خود نویسنده در نظر گرفت) به عنوان مدیر یک مدرسه را روایت می کند. او که قبلاً معلم بوده، قصد کرده که از آن شغل فاصله بگیرد و موفق شده که سِمت مدیریت یک مدرسه را به دست آورد. او به مدرسه ای تازه تأسیس می رود که در آن، پایه های اول تا ششم تدریس می شود. شرایط این مدرسه به هیچ وجه ایده آل نیست اما به نظر می رسد که همه به طریقی می توانند از عهده ی کارهایشان برآیند. راوی می خواهد کار خود را درست انجام دهد و به موفقیت هایی هم می رسد ولی بی مسئولیتی و ناتوانی معلمان، او را بسیار آزرده خاطر می کند. اما به نظر می رسد که تمام جامعه ی پیرامونِ راوی را افرادی مانند آن معلمان تشکیل داده اند. آیا این شخصیت می تواند تغییرات مورد نظر خود را اعمال کند یا او هم پس از مدتی، دست از تلاش برخواهد داشت؟

کتاب مدیر مدرسه


ویژگی ها کتاب مدیر مدرسه

در فهرست برترین آثار داستانی ایران

مشخصات کتاب مدیر مدرسه
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-5858-46-1
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1958
تعداد صفحه :112
سری چاپ :7
نکوداشت های کتاب مدیر مدرسه
Among Al-e Ahmad's published novels, The School Principal is the most widely read and highly regarded.
مدیر مدرسه، پرمخاطب ترین و تحسین شده ترین اثر در میان رمان های منتشر شده ی آل احمد است.
Michael C. Hillmann

An engaging read.
داستانی جذاب.
Complete Review

بخش هایی از کتاب مدیر مدرسه (لذت متن)
فردا اول صبح، رفتم مدرسه. بچه ها با صف هاشان به طرف کلاس می رفتند و ناظم چوب به دست توی ایوان ایستاده بود و توی دفتر فقط دو تا از معلم ها بودند. معلوم شد کار هر روزه شان است. ناظم را هم فرستادم سر یک کلاس دیگر و خودم آمدم دم در مدرسه به قدم زدن؛ دو ضلع شمالی و شرقی مدرسه کوچه بود. کوچه هایی بالقوه. که دراز و مستقیم از وسط بیابان خالی می گذشتند و اریب به خیابان اصلی می رسیدند که قیرریز بود و اتوبوس در آن می رفت و درخت کاری داشت و دکان و آبادی. فکر کردم از هر طرف که بیایند مرا این ته، دم در مدرسه، خواهند دید و تمام طول راه در این خجالت خواهند ماند و دیگر دیر نخواهند آمد. اما آیا برازنده بود که اول کار این قدر سخت گیری نشان بدهم؟

از دیدن رقم های مردنی حقوق دیگران چنان خجالت کشیدم که انگار مال آن ها را دزدیده ام.

اگر معلم ها در ربع ساعت های تفریح نتوانند بخندند، سر کلاس بچه های مردم را کتک خواهند زد و اگر خستگی بار علم را به ضرب متلک از تن و مغز یکدیگر بیرون نکنند، سر کلاس خوابشان خواهد گرفت.