1. خانه
  2. /
  3. کتاب کودکی که فروخته شد

کتاب کودکی که فروخته شد

3 از 1 رأی

کتاب کودکی که فروخته شد

The child who was sold
٪10
190000
171000
معرفی کتاب کودکی که فروخته شد
کودکی معمولا با امنیت، بازی و حضور خانواده تعریف می‌شود؛ اما «کودکی که فروخته شد» نوشته‌ی اسماعیل یوردشاهیان (با نام ادبی اورمیا) داستان کودکی است که همین تعریف ساده از او گرفته شده. این رمان در بستری از جنگ، فقر و آوارگی روایت می‌شود؛ رمانی که یکی از تاریک‌ترین شکل‌های بهره‌کشی از انسان در جهان امروز، یعنی خرید و فروش و قاچاق کودکان را از دریچه‌ی زندگی قربانیانش نشان می‌دهد؛ پدیده‌ای که شاید در قرن بیست‌ویکم دور از ذهن به نظر برسد، اما همچنان در گوشه‌هایی از جهان جریان دارد.
شخصیت اصلی رمان به نام امین، پسربچه‌ای افغانستانی است که پدرش در جنگ با طالبان کشته شده. مادر او در حالی که با بیماری و تنگدستی دست‌وپنجه نرم می‌کند، سرانجام ناچار می‌شود امین را به دلالانی غریبه بسپارد، بی‌آنکه بداند چه سرنوشتی در انتظار پسرش است و از همین نقطه زندگی امین وارد چرخه‌ای می‌شود که او دیگر اختیاری بر آن ندارد؛ او در مسیر جابه‌جایی‌های پیاپی، با کودکان دیگری چون ثریا، یاسر و حامد آشنا می‌شود که هرکدام از راهی متفاوت به همین وضعیت رسیده‌اند. هرکدام از این کودکان پیش از رسیدن به این سرنوشت مشترک، زندگی، خانواده و دلبستگی‌های خاص خود را داشته‌اند؛ نکته‌ای که رمان با بازگویی گذشته‌ی هرکدام، آن را به یاد خواننده می‌آورد.
آنچه این کودکان را به هم پیوند می‌دهد، از دست دادن حق انتخاب و همان چیزی است که باید بدیهی‌ترین حق هر کودک باشد: خود کودکی. یوردشاهیان بدون آنکه وارد جزئیات آزاردهنده شود، نشان داده این کودکان برای مقاصد گوناگونی از کار اجباری و بی‌مزد گرفته تا اشکال دیگری از بهره‌کشی، در چرخه‌ای تجاری قرار می‌گیرند که آنها را نه بر پایه‌ی انسانیت‌شان، بلکه بر پایه‌ی سودمندی‌شان ارزیابی می‌کند.
ایده‌ی این رمان از یک سفر پژوهشی شکل گرفت. یوردشاهیان که همراه یک گروه مطالعاتی برای بررسی زبان و ساختار جمعیتی منطقه سفر کرده بود، در جریان همین سفر به‌طور اتفاقی با واقعیت خرید و فروش کودکان روبه‌رو شد و کودکی هفت‌هشت‌ساله را دید که تنها اسم خودش را می‌دانست و هیچ نشانی از خانواده یا خانه‌اش نداشت. همین مواجهه نقطه‌ی آغاز نوشتن «کودکی که فروخته شد» بود؛ نویسنده بعدها درباره‌ی انگیزه‌ی نگارش این رمان گفته که خواسته وجدان جامعه‌ی جهانی را نسبت به سرنوشت این کودکان که خود آنها را بردگان دوران معاصر می‌نامد، بیدار کند، و رنج کودکان قربانی در مناطقی چون ترکیه، سوریه، عراق، افغانستان و بنگلادش را در قالب یک روایت واحد بازتاب دهد. روایت کتاب به شکلی واقع‌گرایانه و گاه گزارش‌گونه پیش می‌رود؛ نویسنده بر رنج، ترس، جدایی و تلاش روزمره برای بقا تمرکز می‌کند. بخشی از عواید فروش این رمان نیز،بنا به تصمیم نویسنده، صرف حمایت از کودکان بی‌سرپرست می‌شود.
درباره اسماعیل یوردشاهیان
درباره اسماعیل یوردشاهیان
اسماعيل يوردشاهيان هستم با اسم مستعار و هنري اورميا. شاعر ، نويسنده و پژوهشگر ، که گه گاهي نقاشي هم مي کشم . روز تولدم در شناسنامه پنجم فروردين ذکر شده اما بنا به گفته مادرم در روز بيست و هشتم بهمن  (1334)در صبح يک روز سرد زمستاني در شهر اورميه بدنيا آمده ام ، پدرم (رضا) و مادرم (کلثوم) هر دو از خانواده هاي بزرگ قديمي ، تحصيل کرده و آشنا با انديشه و هنر بودند .  مادرم کودکي و جوانيش را در شهر استانبول ترکيه گذرانده و در سن هيجده سالگي همراه خانواده اش به ايران آمده بود و پدرم بعد از تسلط روسها بر آذربايجان و ارمنستان و ديگر مناطق آن نواحي در نوجواني همراه خانواده و مردم ايل و تبارش همه چيز را رها کرده از ايروان و آن سوي رودخانه ارس به ايران آمده و در کنار شهر اورميه در منطقه يورد شاه مسکن گزيده بودند .  پدرم در سال 1363 در سن هشتاد و هشت سالگي و مادرم در سال 1371 در سن هفتادو دو سالگي درگذشتند و از آنها تنها عمارت... ادامه مطلب
قسمت هایی از کتاب کودکی که فروخته شد

«مادرش درحالی‌که به‌شدت می‌گریست، باز او را به سینه فشرد. بر گونه و دست و صورتش بوسه زد؛ بوسه و نم اشک‌هایی که امین هنوز آن‌ها را روی صورتش حس می‌کرد. مردی که بستۀ پول و کیسه‌های آرد و گوشت را داده بود، آمد دست او را گرفت و کشید. مادرش با التماس گفت: «تو را به خدا مراقبش باشید. خیلی کوچک است، کاری بلد نیست. به هر کس و خانواده‌ای که می‌دهیدش، بگویید مادرش مجبور بود بفروشدش. بچۀ ساکت و خوبی است.»

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب کودکی که فروخته شد" ثبت می‌کند