کتاب بی روح

UnSouled
کتاب سوم - مجموعه گسسته
کد کتاب : 14712
مترجم :
شابک : 978-6008537663
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 488
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 27 مرداد

معرفی کتاب بی روح اثر نیل شوسترمن

داستانی که با گسسته و ناکامل شروع شده بود با بی روح ادامه می یابد...

کانر و لو بعد از تخریب گورستان ، که آخرین پناهگاه امن گسست های فراری بود در حال فرار هستند. اما برای اولین بار ، آنها فقط از چیزی فرار نمی کنند. این بار ، آنها به دنبال پاسخی هستند ، پاسخی در قالب یک زن که سازمان کنترل شهروندی سعی دارد او را کاملا از تاریخ خودش پاک کند. اگر آنها بتوانند او را پیدا کنند و پی ببرند که چرا چهره های سایه دار پشت گسستگی از او می ترسند ، آنها حتی ممکن است کلید نابود کردن گسستگی برای همیشه را بیابند.

کم ، پسری بهم پیوسته است که قصد دارد سازمانی را که او را به وجود آورده ، از بین ببرد. زیرا او می داند که اگر بتواند کنترل شهروندی را به زانو درآورد ، به ریسا نشان می دهد که واقعا نسبت به او چه احساسی دارد. و بدون ریسا ، کم حتی نمی تواند به یاد بیاورد که انسان بودن چگونه است و چه حسی دارد.

با وجود ماموران امور نوجوانان و دزدان که در جست و جو و تعقیب آنها هستند، مسیرهای کانر ، لو ، کم و ریسا با هم کی می شود و آنها به هم می پیوندند ... و همه تغییر خواهند کرد.

نیل شوسترمن ماجراجویی ای را ادامه می دهد که VOYA آن را "مضطرب ، قانع کننده و در نهایت وحشتناک" می خواند. طبق نظر Booklist این داستان تعلیق است و درست مانند آنچه از پیش گمان می کردیم ما را دچار برق گرفتگی می کند.

کتاب بی روح

نیل شوسترمن
نیل شوسترمن، زاده ی 12 نوامبر 1962، نویسنده ی آمریکایی است.شوسترمن در بروکلین به دنیا آمد و بزرگ شد. او از همان دوران کودکی، عاشق و شیفته ی مطالعه ی کتاب بود. شوسترمن در شانزده سالگی به همراه خانواده به نیومکزیکو نقل مکان کرد. او در دانشگاه کالیفرنیا به تحصیل در رشته های روانشناسی و تئاتر پرداخت و ستون نویس ژورنال دانشکده نیز بود.شوسترمن بعد از اتمام دوران دانشگاه، به عنوان دستیار در یک موسسه ی استعدادیابی در لس آنجلس مشغول به کار شد. او بعد از یک سال، اولین قرارداد چاپ کتاب و قراردادی برای ن...
قسمت هایی از کتاب بی روح (لذت متن)
- اون رو امضا کردن. جنگ داخلی تموم شد. جانسون راین چایلد در ورودی را می بندد، کتش را روی کاناپه می اندازد و روی یک صندلی می افتد، انگار تمام مفاصلش ازکارافتاده اند. انگار از داخل گسسته شده است. سونیا می گوید « شوخی می کنی. هیچ عقل سلیمی اون توافق نامه ی گسستگی وحشتناک رو امضا نمی کنه. » مرد نگاه تلخی به زن می اندازد، هدف این تلخی سونیا نیست؛ اما شخص دیگری نیست که این نگاه را روانه اش کند. مرد می گوید « توی این نه سال کی سر عقل بوده؟ » زن روی دسته ی کاناپه و نزدیک به مرد می نشیند و دست او را می گیرد. مرد با چنان استیصالی دست زن را می گیرد، انگار تنها چیزی است که جلوی سقوط او به قهقرا را گرفته. - رئیس جدید کنترل شهروندی، داندریچ ، اون راسوی بوگندو و خودپسند، قبل از اینکه بیانیه ی رسمی رو اعلام کنن بهم زنگ زد تا بگه توافق نامه امضاشده. گفت "برای حفظ احترامم"، باید اول ازهمه من باخبر بشم؛ اما تو هم مثل من می دونی که فقط می خواست قضیه رو تو صورتم بکوبه.

همه چیز با یک تصادف در جاده شروع شد؛ چنان اتفاق مسخره ای بود که با فکر کردن به عواقبی که در پی دارد مخ آدم سوت می کشد. کانر باید در جاده توقف می کرد تا بخوابد؛ به خصوص در یک شب طوفانی مثل این. مطمئنا عکس العمل های او صبح روز بعد بهتر می بود؛ اما عجله اش برای رساندن خودش و لو به اوهایو باعث شده بود هرروز بیشتر به خود فشار بیاورد. کانر با خود می گوید فقط یه خروجی دیگه، بااینکه تصمیم گرفته بود که وقتی به کانزاس رسیدند توقف کند، تابلوی خوشامدگویی به کانزاس را نیم ساعت قبل دیده بودند. لو که معمولا به خوبی می تواند کانر را سر عقل بیاورد، امشب کمکی به کانر نمی کند، در صندلی کمک راننده ولو شده و خوابیده.