کتاب غسل آتش

Baptism of Fire
کد کتاب : 14749
مترجم :
شابک : 978-6226312769
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 393
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1996
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 مهر

غسل آتش
Baptism of Fire
کد کتاب : 14734
مترجم :
شابک : 978-2000749325
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 430
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1996
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 مهر

معرفی کتاب غسل آتش اثر آندره ساپکوفسکی

کتاب "غسل آتش" از مجموعه های پرفروش نیویورک تایزم است که بازی ویدوئی معروفی بنام The Witcher از همین اثر به اقتباس گرفته شده است."آندره ساپکوفسکی" نویسنده این کتاب،که علاقه بسیاری به ژانر تخیلی دارد بواسط این مجموعه شهرت فراوانی یافت.

در کتاب "غسل آتش" گروهی از جادوگران گرفتار کودتایی شدند و اعضای آن بلاخص جرالت بشدت مجروح شدند.قرار است قهرمان داستان های "آندره ساپکوفسکی" ویچر،نگهبان بی گناهان ، محافظ نیازمندان و مدافع در برابر هیولاهای قدرتمند و خطرناک باشد که در زمان های تاریکی انسان های بیگناه را قربانی میکنند.

در حالی که جنگ در سرتاسر این سرزمین ها طغیان کرده است ، آینده جادوگری در معرض تهدید است و آن جادوگران زنده مانده ،تصمیم دارند از آن محافظت کنند.

اما دراین وضعیت سیری حافظ تاج و تخت سینترا،ناپدید شده است و به نظر می رسد که پیدا کردن او دراین موقعیت خطرناک کار آسانی نباشد.جرالت اگرچه زخمی شده است اما ماموریتش مشخص است،پیدا کردن سیری.

کتاب "غسل آتش" دقیقا در ادامه کتاب چهارم یعنی دوران حقارت ساپسکوفسکی نوشته شده است.

کتاب غسل آتش


ویژگی های کتاب غسل آتش

کتاب پنجم از مجموعه حماسه ی ویچر

آندره ساپکوفسکی
آندری ساپکوفسکی ( زادهٔ ۲۱ ژوئن ۱۹۴۸) نویسنده اهل لهستان است. ژانر خیال پردازی سبک مورد علاقهٔ وی است و مجموعه کتاب های فانتزی-حماسی وی با نام ویچر که بر پایهٔ همین سبک است، از شهرت بسزایی برخوردار است. این مجموعه تاکنون به ۲۰ زبان دنیا ترجمه گردیده است.ساپکوفسکی دانش آموخته اقتصاد از کالج لودو است. تا پیش از روی آوردن به نوشتن کتاب، به عنوان نمایندهٔ ارشد فروش یک شرکت تجاری مشغول به کار گردید. وی کار ادبی خود را در ابتدا به عنوان مترجم و به ویژه آثار علمی-تخیلی آغاز نمود. او می گوید که اولین...
قسمت هایی از کتاب غسل آتش (لذت متن)
و این طور بود که یک ویچر و یک نیلفگاردی وحشیانه غریدند، شمشیرهایشان را چرخاندند و باهم بدون تردید به جلو پریدند؛ دو هم رزم، دو هم پیمان و رفیق در مقابله ای با دشمن مشترک شان، در نبردی نابرابر؛ و آن، غسل آتش شان بود. غسلی از جنگیدن کنار هم، خشم، دیوانگی و مرگ. آن ها به سمت مرگ شان می رفتند، هر دوی آن ها. یا این طور فکر می کردند؛ زیرا آن ها نمی توانستند بدانند که آن روز نخواهند مرد، بر بالای آن پل روی یاروگا. آن ها نمی دانستند که برای هردوشان مرگ های دیگری مقرر شده بود، در مکان ها و زمان های دیگری.