همه می میرند

All Men Are Mortal

  • قیمت : ۳۴,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب همه می میرند اثر سیمون دوبووار

کتاب همه می میرند، رمانی نوشته ی سیمون دوبووار است که نخستین بار در سال 1946 منتشر شد. کنت ریموند فوسکا، نجیب زاده ای ایتالیایی است که به زندگی ابدی محکوم شده است. رژین، دختری جوان و زیبا است که در تئاتر بازیگری می کند. رژین نمی تواند وجود مستقل دیگران را بپذیرد و در حقیقت، حتی حضور دیگران در اطرافش باعث آزردگی خاطر او می شود. او آنچنان خودشیفته و خودخواه است که خیلی از اوقات به خاطر حسادت به آن هایی که بیدارند، خود را از خواب محروم می کند. رژین آرزوی جاودانگی را در سر می پروراند و به شکلی متناقض، از دنیایی طلب توجه می کند که آن را بی ارزش می داند. این شخصیت روزی با فوسکا آشنا و از راز او باخبر می شود. رژین شیفته ی فوسکا می گردد و تمام ذهنش را این فکر به خود مشغول می کند که نمایش هایش در تئاتر در ذهن فوسکا جاودان خواهد شد. فوسکا شروع به روایت گذشته ی خود می کند و کارهایش در طول هفت قرن گذشته را برای رژین شرح می دهد. اما این خاطرات طولانی، چه تأثیری بر دختر جاه طلب داستان دارد؟

کتاب همه می میرند


ویژگی های کتاب همه می میرند

سیمون دوبووار از برترین نویسندگان ادبیات مدرن فرانسه

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1995 ساخته شده است.

مشخصات کتاب همه می میرند
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-7443-28-5
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1946
تعداد صفحه :413
سری چاپ :12
نکوداشت های کتاب همه می میرند
de Beauvoir's strangest and most compelling novel.
عجیب ترین و هیجان انگیزترین رمان دوبووار.
Barnes & Noble

A captivating story.
داستانی مسحورکننده.
Amazon Amazon

Beauvoir expertly explorers the nature of mortality.
دوبووار با تسلط و مهارت به کاوش در ماهیت فناپذیری می پردازد.
The Thinking Librarian

بخش هایی از کتاب همه می میرند (لذت متن)
کاش من دو نفر بودم. یکی حرف می زد و یکی دیگر گوش می داد، یکی زندگی می کرد و آن یکی به تماشای او می نشست. چه خوب می توانستم خودم را دوست داشته باشم!

«از شما گله ای ندارم. بدون شما هم دیر یا زود این اتفاق می افتاد. یک بار موفق شدم نفس خودم را شصت سال حبس کنم، اما همین که دست به شانه ام زدند...» «شصت سال!» مرد لبخندی زد. گفت: «یا، اگر دلتان می خواهد، شصت ثانیه. چه فرقی می کند؟ مواقعی هست که زمان می ایستد.»

انسان حتی طالب خوشبختی هم نیست. به وقت کشی قناعت می کند تا این که وقت او را بکشد.