سالها بود چنین کتابی نخونده بودم..پر از واقعیت بیرحم..پر از حقیقت زندگی..پر از روایت رنج بهدور از فانتزی. روایت مراقبت پدری از فرزند اُتیستش..مراقبت پسری از مادر بیمارش..روایت مراقبت از بلوطهای زاگرس..مراقبت از پیروز ایرانیها و... . موقع خوندن کتاب بارها چشمات پر از اشک میشه..قلبت پر از درد میشه..نفست میگیره..ادامه دادن برات سخت میشه..کمتر کتاب تالیفیای انقدر خوب از آب درمیاد. انگار داری یه قسمت از برنامه ماهعسل رو میبینی..انگار داری یه اپیزود رختکن بازندهها رو میشنوی..اما روایت عمیقتره..چون داری متن میخونی..غرق میشی..گوشههای پنهان رنج آدمها رو درک میکنی..وارد اون خلوتی میشی که کمتر کسی ازش حرف میزنه..صدای گفتگوی درونی آدمها رو میشنوی و میفهمی اون آدم چه رنجی رو تحمل کرده..روایت این حجم از واقعیت کار سادهای نیست..بسیار دقیق..بسیار ارزشمند وتکاندهنده..واقعا گفتن از این کتاب توو سخن نمیگنجه باید خودت بخونی فقط.
این کتاب خوندم نثر روانی داره و در هر داستان نکتههای جالبی وجود داره ولی راستش من بر پایه توضیحی که معرفی کتاب داده بود خریدمش، تصورم این بود که به مطالبش کمک میکنه چطور در یک فاجعه اجتماعی گوش سنوامون نسبت به نظر مخالف قوی کنیم این اون نبود
سلام. کتابها نو هستند یا دستدو؟
همگی نو هستند