رمانی جذاب و هیجان انگیز.
یک سرگرمی ادبی فاخر.
تأملی دلنشین بر هنر و زندگی.
کتاب ها می گویند: او به این دلیل این کار را انجام داد. زندگی می گوید: او این کار را انجام داد. کتاب ها، آن جاهایی هستند که مسائل برایتان توضیح داده می شود و زندگی جایی است که در آن، توضیحی در کار نیست. تعجب نمی کنم که برخی از افراد، کتاب ها را ترجیح می دهند.
زن ها زمانی که در موضع ضعف هستند، نقشه می کشند و از روی ترس، دروغ می گویند. مردها زمانی که در موضع قدرت هستند، نقشه می کشند و از روی تکبر دروغ می گویند.
حماقت، خودخواهی و سلامتی، سه پیش نیاز برای خوشبختی هستند؛ اما اگر حماقت در کار نباشد، دو مورد دیگر، بلااستفاده خواهند بود.
در این مطلب قصد داریم به شکل خلاصه با ویژگی ها و عناصر مهم «داستان نوآر» بیشتر آشنا شویم.
اگر تنها یک تِم در آثار جولین بارنز وجود داشته باشد، مبهم بودن حقیقت، تحریف پذیر بودن خاطرات و نسبی بودن تمام دانش ها و ادراک های انسان است.
این دسته از کتاب ها، ضربان قلب مخاطب را به بازی می گیرند و هیجان و احساس ورود به دنیایی جدید را برای او به ارمغان می آورند.
عجیب بود که نظری بر این کتاب مهم نوشته نشده است. جولین بارنز دست به ارائه روایتی پست مدرن و فراداستانی (دادههای فکت محور، اطلاعات تکمیلی غیر داستانی) از زندگی گوستاو فلوبر زده و دو داستان در کتاب در نظر گرفته؛ یکی داستان پژوهشگر درون کتاب و دیگری داستان خود گوستاو از کودکی تا پایان عمر. کتاب در دسته داستانهای «اینسایکلوپدیا»یی (دائرة المعارفی) قرار میگیرد، چرا که دائما دادههای مفهومی فراوانی را در پیشبرد داستان به کار میبرد. به شخصه ضعف اصلی اثر را بلاتکلیفی در بحث داستان فرد اولی میدانم، جایی که نمیشود خیلی همراهی کرد. تلاش بارنز قابل تقدیر است چرا که اثر را در جوانی خود نوشته است و ادبیات کشور انگلستان هم از این نوع روایات کم داشته یا نداشته است.