فوق العاده.
درخشان و خوش ساخت.
باشکوه و تکان دهنده.
به قول معروف یک روز باید مرد و همین، خود دلیل بر این است که آدم احمق است، چون من هیچ لزومی در این مردن نمی بینم.
این با ما نیست که بگوییم زنده خواهیم ماند یا خواهیم مرد. آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه دهد. زندگی مثل کار می ماند، پس بهتر این که آن را به انجام رساند نه این که هر جا مشکل شد نیمه کاره ولش کرد.
یک وقت کم مانده بود با او ازدواج کنم و آنیس به سبب سر نگرفتن این وصلت نه تنها کینه ای از من به دل نگرفته بلکه در دوستی با من نیز پابرجاست. به همین جهت من به او احترام می گذارم. خیال می کنم از هزار دختر یکی هم واکنشی نظیر او از خود نشان نمی داد.
در میان همه ی قالب های ادبی، تنها ژانر علمی تخیلی است که به تغییر به عنوان هسته ی اصلی شکل دهنده ی روایت خود می نگرد و داستان را در محیط جدید و جذاب جامعه ای متفاوت نقل می کند.
من با این کتاب نتونستم خیلی ارتباط برقرار کنم تا ۱۰۰ صفحه ابتدایی کشش داره اما بعدا دچار اطناب میشه و بیش از حد کش پیدا میکنه داستان . ۱۰۰ صفحه پایانی رو نتونستم بخونم و نیمه کاره موند
همیشه برایم این پرسش وجود داشته که چگونه نشر نیلوفر ( و خیلی از انتشاراتیها ) چنین شاهکارهایی را با این حجم زیاد صفحات کتاب ، با جلد شومیز منتشر میکنند ؟ در حالی که مشاهده کرده ام که کتابهای بسیار سطح پایینتری را هم با جلد شومیز و هم گالینگور چاپ میکنند 😐 این باعث خجالت است که شاهکارهایی مانند همین قلعهی مالویل ، طاعون ، محاکمه و چنین آثاری صرفا با جلد شومیز و صحافی عادی منتشر میشوند....
از نظر من خیلی دارک و تاریک و تراژدی بود کلا کتاب با چنین موضوعی اینقدر طولانی…. کاملا سلیقه ای هست که موضوع رو دوست داشته باشید
خیلی وقتهاست دلم میخواد بخرمش ولی انقدر پول ندارم که بدم بهش. البته اگر هم داشته باشم چیزهای مهمتری هم هست که بخوام بابتش پول بدم بهرحال یروز میخونمش
در خوندنش شک نکنید.جذابه
کتابیه که از یه جا به بعد دیگه تا آخر از تب و تاب نمیافته. مثل فرار از زندان یه جاهایی اوج تعلیق و آدرنالینه، یه جاهایی ناراحتکنندهست یه جاهایی ازش درس میگیری و دلت نمیخواد تموم بشه! سیر درونی شکلگیری یک رهبر تمام عیار رو نشون میده. چالشهای درونیش، اون روند جذاب تفکر و استدلالش که منجر به هر تصمیمی میشه، درک و حسش از زندگی و ... . خیلی جاها ازش درس گرفتم و حتی برای خودم یادداشت برداشتم و امیدوارم باز هم چنین آثاری پیدا کنم. حتما با ترجمهی استاد قاضی بخونید.
من به نظرات گوش دادم و از انتشارات نیلوفر خریدم ولی کاغذ سفید هست و مطمئنم قراره داغون بشم هنوز شروع نکردم امیدوارم ارزششو داشته باشه
ترجمه روون و خوب بود و داستان سیر آروم و قشنگی داشت. شما با این کتاب چند روز همراهی میکنید و برای من اینطوری بود که وقتی کتاب تموم شد انگار تو اون فضا زندگی کرده بودم چند روز
انتشارات امیرکبیر موجود نمیشه؟
من به شخصه وسطش خسته شدم و نتونستم ادامه بدم تا پایان ... ریتمش برای من خیلی کند بود
رمان "قلعه مالِویل" جدا از پیرنگ جذابش و جدا از یک روایت گیرا در یک دنیای پسااخرزمانی که بازماندههای اندک و کمی بسیار خوش شانس _ شاید بدشانس؟_ به دنبال بقای خودشونن، روایتی از شکل گیری دو حکومت متفاوته، یکی در پی بهبود شرایط زندگی جامعه و رضایت همگانی و یکی در پی قبضه اختیار و آزادی و رفاه، اینکه چطور دیکتاتور با دروغ و سواستفاده از موقعیت و پیشکش کردن انچه که مردم به آن نیاز دارند به قدرت میرسه و با کنترل آذوقه و وسایل و استفاده از زور جامعه رو کنترل میکنه، اینکه چطور فردی که با دروغ به قدرت میرسه از یک جایی به بعد خودش چنان دروغ خودش رو باور میکنه که فکر میکنه رسالتش عمل به دروغ خودش خواهد بود، به شخصه استفاده شاعرانه نویسنده در نشان دادن دوگانگی دیکتاتور رو بسیار دوست داشتم، از صورت تکییده و بدن فربه اش، از چشمان لوچش، از رفتار زاهدانه و عمل دنیاگرانه و ... و فقط همین نیست، شخصیت پردازیها چنان دقیق و زیباست که شما کاملا شخصیتها رو درک خواهید کرد و به روانشناسی رفتار اونها خواهید رسید، این موضوع در مورد امانوئل که به نوعی شخصیت اصلی داستانه با گفتارهایی از زندگی گذشته و افکار و امیال اون بسیار جذابتر دنبال میشود...
ولی آیا منظور نویسنده از ستایش نظام زندگی اشتراکی و اشتراک یکسان و برابر همه مایملک و دسترنج اعضای قلعه، ستایش نظام کمونیستیست؟ به خصوص که در بخشی از کتاب امانوئل زندگی قبلی خودش را که آن را صرف در جهت پیشرفت شخص و بهره کشی از افراد دیگه گذرانده است پوچ و بی معنی میپندارد و زندگی ایده آل را در حال حاضر و در برابری برای همه و حرکت همگی به سمت هدفی خاص میبیند! یا اینکه چنین تصوری و چنین شرایطی جزو مقتضیات داستان بوده، همان طور که امانوئل کمونیست را فقط زمانی عملی میبیند که در جامعه ای صنعتی اعمال شود و او کمونیست را پس از نابودی دنیای قبل، نیست تصور میکند.
سلام اوقات به کام کی موجود میشه ؟ خیلی دلم میخواد زودتر بخونم این کتاب رو
سلام یه سوال ببخشید شما برای اینکه سروش صحت این کتاب رو تبلیغ کرد به فکر خوندنش افتادید یا خیر؟
یه پیج کتابفروشی بود ک کتابهای شاهکار هر نویسنده رو معرفی میکرد به خاطر همون اما اون تبلیغ ک اقای صحت کرده بود هم دیده بودم
سلام دوستان میخواستم بدونم کدوم انتشارات کاغذ بالک هست ؟چون کاغذ سفید چشمام رو اذیت میکنه . ممنون
انتشارات امیرکبیر کاغذ بالک هست
ترجمه عالی داستان بینظیر با کمترین سانسور
کدوم ترجمه رو مطالعه کردید ؟
دوستان نشر نیلوفر از لحاظ چاپ و صحافی بهتره یا امیرکبیر؟ کدومو بگیرم؟
برای امیرکبیر جلد سخت است، ولی برای نیلوفر جلدنرم است.
عوضش کاغذ نیلوفر سفیده و کاغذ امیرکبیر و علمیفرهنگی،بالک.
سلام وقت بخیر لطفا بهم بگید کدوم نشر بدون سانسور و جامعتر است؟ و ارزش خرید دارد نیلوفر یا امیرکبیر ممنون
من چاپ نشر نیلوفر خوندم به نظرم سانسور نداشت یا اگر داشت بسیار محدود بود
یکی از تاثیر گذارترین کتابهایی که تا الان خوندم . همه چیز عالی عالی..هم داستان و هم ترجمه .
از نشر امیر کبیر موجود کنید
واقعا فوقالعاده بود، به شدت پیشنهاد میکنم که این کتاب رو بخونید
به جرأت میتونم بگم یکی از پنج رمان تأثیر گذار و دوست داشتنی که تو زندگیم خوندم قلعه مالویل بود. کتابی بود که دوست نداشتم به آخر برسه و یکی از مهمترین دلایل این قضیه ترجمهی شاهکار استاد قاضی هست. فقط حیف که قیمتا بیرحمانه بالاست ولی با این حال بازم ارزششو داره