1. خانه
  2. /
  3. کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری

کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری

4.75 از 2 رأی

کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری

Autumn evening
ناموجود
98000
معرفی کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری
نمایشنامه‌ی «غروب روزهای آخر پاییز» (عنوان اصلی آلمانی: Abendstunde im Spätherbst) از آثار کوتاه اما عمیق فریدریش دورنمات است که نخستین‌بار در سال ۱۹۵۷ به‌صورت نمایش رادیویی نوشته و پخش شد و سپس در سال ۱۹۵۹ بر صحنه‌ی تئاتر رفت. این اثر تک‌پرده‌ای، که معمولا کمتر از یک ساعت اجرا می‌شود، نمونه‌ای فشرده از جهان فکری دورنمات است؛ جهانی که در آن کمدی سیاه، پرسش‌های فلسفی و بازی با منطق روایت جنایی به‌هم گره می‌خورند. داستان نمایش بر مواجهه‌ی دو مرد بنا شده است: ماکسیمیلیان فریدریش کوربس، نویسنده‌ای بسیار مشهور و برنده‌ی نوبل که رمان‌های جنایی‌اش شهرتی جهانی دارند، و فورشتگوت هوفر، حسابداری بازنشسته که با وسواسی افراطی به خواننده و سپس «کارآگاه ادبی» آثار کوربس بدل شده است. دیدار این دو در یک شب پاییزی، که هم‌زمان نشانه‌ای از پایان یک دوره‌ی زندگی و آغاز تردیدهای بنیادین است، به بستری برای گفت‌وگویی ظاهرا طنزآمیز اما به‌تدریج تهدیدآمیز تبدیل می‌شود. هوفر با منطقی خشک و حسابگرانه می‌کوشد ثابت کند که قتل‌های داستانی کوربس نمی‌توانند صرفا تخیل باشند و ناگزیر ریشه در واقعیت دارند. در مقابل، کوربس از استقلال هنر و حق نویسنده برای خلق دفاع می‌کند، هرچند به‌تدریج با این پرسش آزاردهنده روبه‌رو می‌شود که آیا هنر واقعا از جهان بیرون جداست یا نه. آنچه نمایش را فراتر از یک جدل ساده می‌برد، مسیر تدریجی تبدیل تحسین به وسواس و وسواس به تهدید است. دورنمات بدون آن‌که به روایت پرحادثه یا کنش بیرونی متکی باشد، تعارض اصلی را در سطح زبان، استدلال و منطق پیش می‌برد. دیالوگ‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که مرز میان عقلانیت و جنون، شوخی و خطر، و بازی فکری و واقعیت عینی به‌طور مداوم جابه‌جا می‌شود. نمایش به‌جای پاسخ روشن، خواننده یا تماشاگر را در وضعیتی معلق رها می‌کند؛ وضعیتی که در آن مشخص نیست داستان کجا پایان می‌یابد و واقعیت از کجا آغاز می‌شود. از نظر مضمونی، «غروب روزهای آخر پاییز» تأملی تیزبینانه درباره‌ی نسبت داستان و واقعیت است. دورنمات می‌پرسد آیا نویسنده صرفا بازتاب‌دهنده‌ی جهان است یا خود، آگاهانه یا ناآگاهانه، در شکل دادن به آن نقش دارد. در کنار این، اثر نقدی طنزآلود بر فرهنگ مصرف ادبیات جنایی و میل مخاطب به تجربه‌ی خشونت از مسیر امن داستان ارائه می‌دهد. شخصیت کوربس با صراحت از این میل دفاع می‌کند و همین دفاع، پرسش اخلاقی مهمی را پیش می‌کشد: مسئولیت هنرمند در برابر مخاطب تا کجاست؟ از نقاط قوت نمایش می‌توان به ایجاز، شفافیت فراداستانی و توانایی ترکیب طنز با اضطراب فلسفی اشاره کرد. با این حال، کوتاهی اثر و ابهام آگاهانه‌ی آن ممکن است برای برخی مخاطبان چالش‌برانگیز باشد، به‌ویژه برای کسانی که انتظار یک روایت خطی یا پاسخ‌های قطعی دارند. در مجموع، «غروب روزهای آخر پاییز» اثری است کوچک از نظر حجم، اما بزرگ از حیث اندیشه. این نمایشنامه نمونه‌ای روشن از توانایی دورنمات در تبدیل یک گفت‌وگوی ظاهرا ساده به تأملی عمیق درباره‌ی هنر، وسواس، و مرز لغزنده‌ی میان تخیل و زندگی است؛ اثری که همچنان برای خواننده و تماشاگر معاصر، پرسش‌برانگیز و زنده باقی می‌ماند.
درباره فریدریش دورنمات
درباره فریدریش دورنمات
فریدریش دورنمات (Friedrich Dürrenmatt) نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس برجسته سوئیسی در پنجم ژانویه (۱۵ دی) ۱۹۲۱ در یکی از روستاهای اطراف شهر برن در کشور سوئیس متولد شد. پدر دورنمات کشیشی معتقد و متدین و پدربزرگش شاعری بذله‌گو و سرشناس بود که به خاطر شعرهای انتقادآمیز سیاسی که می‌سرود به او لقب شاعر سیاسی پرخاش جو داده بودند. تأثیر ویژگی‌های این دو نفر بر دورنمات بسیار زیاد بود، چنان‌که این تأثیر را به آسانی در بیشتر نوشته‌های این نمایشنامه‌نویس شهیر می‌توان مشاهده کرد.
دورنمات در ۱۳ سالگی همراه با خانواده راهی پایتخت شد. در این شهر پس از اتمام دوران متوسطه وارد دانشگاه شد و بر اساس تأثیری که از پدر و پدربزرگش گرفته بود در رشته علوم دینی، فلسفه و ادبیات آلمانی به تحصیل پرداخت. پس از تحصیل در رشته ادبیات و فلسفه، چندی در کش و قوس بود که نقاشی را حرفه خود قرار دهد یا نویسندگی را. به زودی حرفه نویسندگی را برگزید، اما نقاشی را هم هرگز کنار نگذاشت. تابلوها و طرح‌های او آشکارا نشان می‌دهد که تئاتر برای او پلی میان نقاشی و ادبیات است. در جوانی، نقد تئاتر و نیز رمان‌های جنایی هم می‌نوشت. پس از چند سال وارد دانشگاه زوریخ شد و در رشته هنر و فلسفه ادامه تحصیل داد. اما پس از مدتی فشار مالی و فضای کلی دانشگاه و پرداختن به ادبیات نمایشی او را از ادامه تحصیل بازداشت. این نویسنده که ثروت پدری نداشت به کار نگارش مشغول شد و کتاب مشکلات تئاتر را به رشته تحریر درآورد. او برای امرار معاش به نوشتن نمایشنامه‌های رادیویی روی آورد و از این راه پول خوبی به دست آورد، چنان‌که موفق شد مشکلات مالی خانواده را که شامل همسر و سه فرزندش می‌شد از این راه تا حدود زیادی حل کند.
نخستین نمایشنامه دورنمات در سال ۱۹۴۷ با عنوان این نوشته شد عرضه شد. داستان این اثر بر اساس جنگهای قرن ۱۶ میلادی در اروپا به رشته تحریر درآمده بود. دومین نمایشنامه خود را یک سال بعد با عنوان نابینا نوشت. این اثر داستان غم‌انگیز دوک نابینایی است که با از دست دادن پسر و دخترش که عزیزترین بستگانش هستند، روحش چنان آزار می‌بیند که احساس می‌کند در پایان زندگی قرار دارد و عریان در کوچه و خیابان پرسه می‌زند و به بیان درونیات خود با خداوند می‌پردازد.
دسته بندی های کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری
قسمت هایی از کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری

نویسنده: در نظر طبقات عادی مردم، ما نویسندگان از قدیم، از نظر اخلاقیات، هیولا محسوب شدیم !.... ولی همیشه این طور نماند. اول دنیا از ما وحشت کرد. ولی به مرور زمان فقط به همین علت که ما انسان های وحشی ای هستیم ، به ما علاقه مند شد. ما از نظر مرتبه اجتماعی چنان ترقی کردیم و شاخص شدیم که به دیده مافوق بشر نگاه مان می کردند... دادستان: من شما را زجر نمی دهم. شما خودتان، خودتان را زجر می دهید... برای شما مهم این است که بدانید آیا کسی را کشته اید یا نکشته اید. انسان اغلب آدم می کشد بدون این که خودش متوجه بشود... شما از حقیقت می ترسید.

نظر کاربران در مورد "کتاب غروب روزهای آخر پاییز و پنچری"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

پیشنهاد میکنم . کتاب دارای 2 نمایشنامه کوتاه ست ، هردو بی نظیر و عالی . سبک معمایی نمایشنامه اولی خیلی زیاد به یاد نمایشنامه نوای اسرار آمیز امانوئل اشمیت انداخت (پس اگر این یکی رو دوست داشتید حتما این 2 نمایشنامه رو دوست خواهید داشت ) کلا میشه گفت این 2 نمایشنامه برای کسایی نوشته شده که دنبال متعجب و شگفت زده شدن در یک اثر هنری میگردند .(پس از پیچ و خم‌های داستان لذت کافی رو ببرین ) ترجمه نشره قطره هم خیلی خوب بود . سیر و روند داستان هردو ضرب آهنگ سریعی داره و اصلا کسل کننده نیست و یکسره هردو رو تموم میکنید . به نمایشنامه دومی علاوه بر بخش داستانی ، از سمت یه پند اخلاقی نیز توجه کنین .

1403/07/18 | توسطکاربر سایت
2
| |