کتاب مرگ در جنگل

Death in the Woods
کد کتاب : 15389
مترجم :

شابک : 978-6004900614
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 385
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 20 اردیبهشت

معرفی کتاب مرگ در جنگل اثر شروود اندرسن

کتاب مرگ در جنگل مجموعه ای از 26 داستان کوتاه است که از نویسندگان مطرح ژانر داستان کوتاه در سرتاسر جهان گردآوری شده است. در این کتاب از هر نویسنده یک داستان کوتاه وجود دارد و پیش از داستان هم شرحی اجمالی در مورد آن نویسنده داده شده است. ز آنجایی که داستان های انتخاب شده از نویسندگان با ملیت ها مختلف، سبک های متقاوت و دوره های زمانی گوناگون اند، کتاب مرگ در جنگل به خوبی می تواند سیر تحول داستان کوتاه را در دو قرن اخیر بررسی کرده و بینشی جامع و کامل از این ژانر به مخاطبانشان ارائه دهد. در این کتاب از نویسندگان مطرحی چون ادگار آلن پو، آنتوان چخوف، ویلیام فاکنر (که بر خلاف دیگر نویسندگان از او دو داستان کوتاه آورده شده است)، ارنست همینگوی، آلبر کامو، گابریل گارسیا مارکز و ... است. مرگ جنگل که عنوان کتاب است نیز یکی از داستان های کوتاه این مجموعه است که شروود آندرسن آن را نگاشته است. این داستان از زبان راوری اول شخص غیرقابل اعتمادی روایت می شود که داستان زنی پیر به نام خانم گریمز را تعریف می کند. از دیگر داستان های این مجموعه می توان به یک تکه ریسمان نوشته ی گی دو موپاسان، معندچی بیمار نوشته ی دی. اچ. لارنس، کوه های بزرگ نوشته ی جان اشتاین بک، ارثیه نوشته ی ویرجینیا وولف و ... اشاره کرد.
کتاب مرگ در جنگل را صفدر تقی زاده و محمدعلی صفدریان ترجمه کرده اند. این کتاب توسط فرهنگ نشر نو منتشر شده است.

کتاب مرگ در جنگل

قسمت هایی از کتاب مرگ در جنگل (لذت متن)
درون جنگل اندک اندک تاریک می شود؛ نور سرخ غروب آفتاب، آهسته بر ریشه ها و تنه درخت ها می لغزد. بالا و بالاتر می رود، از شاخه های هنوز تقریبأ عریان نزدیک به زمین، شروع می کند و تا نوک بی حرکت و خواب رفته درختان بالا می رود، نوک درختان محو و تار می شود، رنگ سرخ آسمان به آبی تیره می گراید. رایحه جنگلی همراه با بوی ملایم هوای مرطوب و گرم فزونی می گیرد، نسیمی که به درون جنگل و پیرامون تو وزیده اندک اندک فرو می میرد. مرغان به خواب می روند - نه همگی به یکباره بل بسته به نوع خود: نخست سهرهها خاموش می شوند، لحظاتی بعد، سینه سرخها، بعد از آنها، گنجشکان زرد، جنگل تاریک و تاریک تر می شود. درخت ها به صورت توده های عظیم تاریکی در هم ذوب می شوند؛ نخستین ستاره های ریز، شرم آگین در آسمان آبی تیره ظاهر می شوند.

میدان شهر «گودرویل» از یک توده درهم برهم و انبوه حیوانی و انسانی پر بود. شاخ گاومیش ها و کلاه های حصیری و بلند روستاییان | بالنسبه غنی و همچنین کلاه زن هایشان از سطح جمعیت بالا زده بود. | صداهای تیز و گوشخراش میدان، همهمه نامطبوع و مداومی تولید می کرد که از خلال آن گهگاه نعره مهیب خنده بلند و پرسروصدای آدمی سرخوش یا ناله گاوی که به میخ دیوار خانه ای بسته شده بود به گوش می رسید. بوی طویله، شیر، پهن، کاه، و عرق بدن و همچنین بوی تند و زننده آدم ها و حیوانات، بوی مشخص آنهایی که در مزارع کار می کنند، همه جا را پر کرده بود.