کتاب عبور از دیوارها

Walk Through Walls

مشخصات کتاب عبور از دیوارها
مترجم :
شابک : 978-6229999646
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 400
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2016
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 23 آذر

معرفی کتاب عبور از دیوارها اثر مارینا آبراموویچ

"عبور از دیوارها" عنوان کتابی است که به زندگی نامه مارینا آبرامویچ اختصاص دارد. او این اثر را با اتفاقات دوران کودکی از زمانی که خاطرات خود را به یاد می آورد آغاز می کند و تا زندگی معاصر ادامه می دهد. البته آبرامویچ درباره آنچه که زمان به دنیا آمدنش رخ داده نیز نوشته است. او در این کتاب 397 صفحه ای با لحنی دوستانه و صمیمی از جزییات زندگی شخصی و هنری خود گفته است که بخش هنری آن را می توان شرح مقطعی از تاریخ هنر محسوب کرد.

کتاب عبور از دیوارها

مارینا آبراموویچ
مارینا آبراموویچ را می توان یکی از مشهورترین هنرمندان پرفورمنس آرت (هنر اجرا ) دانست که امروزه حدود ٦٠ سال سن دارد. وی به تازگی کتابی درمورد زندگینامه خود نوشته که لحن صادقانه و شرح خاطرات عجیب هنرمند درآن سبب شده مورد استقبال عمومی قرار گیرد.برامویچ در طی سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ دانشجوی آکادمی هنرهای زیبا در بلگراد بود. او تحصیلات تکمیلی‌اش را در آکادمی هنرهای زیبای زاگرب در ۱۹۷۲ به پایان رساند و از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ در آکادمی هنرهای زیبا واقع در نوی سد به تدریس پرداخت، زمانی که در حال تکم...
قسمت هایی از کتاب عبور از دیوارها (لذت متن)
آن موقع ها فکر می کردم تولد من نظم زندگی پدر و مادرم را به هم زده بود. بعد از به دنیا آمدن من بود که رابطه شان به خشونت کشیده شد. تمام عمر به خاطر شباهتم به پدرم، همان کسی که ما را ترک کرد و رفت، از طرف مادرم مورد سرزنش قرار گرفتم. مادرم علاوه بر وسواس تمیزی و نظم، وسواس هنر هم داشت. من از سن شش یا هفت سالگی می دانستم می خواهم هنرمند شوم. مادرم برای خیلی چیزها تنبیهم می کرد، اما در یک مورد، از طرف او تشویق می شدم. هنر برایش مقدس بود. برای همین من در آپارتمان بزرگ مان علاوه بر اتاق خواب، یک استودیوی نقاشی هم داشتم

ن مدام در استودیو نقاشی می کردم. که ناگهان 12 هواپیمای نظامی از آسمان رد شدند و خطوط سفیدی پشت سرشان ایجاد کردند. من با شگفتی خط های سفید را تماشا کردم که به آرامی محو شدند و آسمان بار دیگر آبی پاک شد. ناگهان فکر کردم چرا نقاشی کنم؟ چرا خودم را به دو بعد محدود کنم وقتی می توانم با هر چیزی اثری هنری بسازم؟ با آتش، آب یا حتی بدن انسان. هر چیز! انگار چیزی در ذهنم جرقه زده باشد، فهمیدم هنرمند بودن یعنی آزادی بی اندازه داشتن. حتی با غبار یا آشغال هم می توانستم اثر هنری خلق کنم. حس آزادی غیرقابل باوری به من دست داد؛ به خصوص برای شخصی مثل من که در خانه ای تقریبا بدون آزادی زندگی می کردم