«اباالفضل؛ مردی که با معرفت بود» نوشتهی منصوره مصطفیزاده از مجموعهی 12 جلدی «قهرمانان کربلا» است. در هر جلد از این مجموعه داستان حماسهآفرینی یکی از اصحاب یا خانوادهی امام حسین (ع) روایت میشود. در هر داستان هم فضیلتهای اخلاقی آن شخصیت عاشورایی بیان میشود و هم شهادت آن قهرمانان. این مجموعه مناسب کودکان بالای پنج سال است در صفحه پایانی هر جلد از این مجموعه با عبارت «بیا با هم فکر کنیم» کودکان را به تفکر دربارهی داستان، خصوصیات اخلاقی قهرمان داستان و راههای پرورش فضیلت اخلاقی بارز او دعوت میکند. در این کتاب به اباالفضل یکی دیگر از قهرمانان کربلا پرداخته شده است، مردی که بامعرفت بود. حضرت اباالفضل(ع) کسی بود که وقتی برای آوردن آب میرفت، بچهها خیالشان راحت بود که به زودی با آب برمیگردد. او کسی بود که قول داده بود تا آخرین قطره خونش دست از امام حسین(ع) برندارد و به وعدهاش هم وفا کرد. حرف زدن کار سختی نیست، قهرمان کسی است که بتواند پای حرفش بایستد. داستان با دعوت مردم کوفه از امامحسین (ع) آغاز میشود و حضرت عباس (ع) در کنار برادرش، امام، راهی این سفر سرنوشتساز میشود. در مسیر، خبر شهادت نمایندهی امام در کوفه به کاروان میرسد و برخی تصمیم میگیرند که از میانهی راه برگردند. حضرت عباس (ع) اما وفادار باقی میماند. با رسیدن به کربلا سپاه دشمن کاروان را محاصره میکند و آب را بر روی کاروانیان میبندد. اباالفضل داوطلب میشود تا برای کودکان تشنه آب بیاورد و با شجاعت از میان سپاه دشمن عبور میکند و باوجود تشنگی شدید، به عهد خود وفا میکند و برای کودکان آب را میآورد. در ادامه، شمر با اماننامهای برای حضرت عباس (ع) و برادرانش میآید، اما حضرت عباس (ع) آن را رد میکند و بر وفاداری به امامحسین (ع) تأکید دارد. شب عاشورا، حضرت عباس (ع) همه را به وفاداری و دفاع از امام فرا میخواند. در روز عاشورا، حضرت عباس (ع) پس از شهادت بسیاری از یاران، با اجازهی امام برای آوردن آب به میدان میرود. او با شجاعت میجنگد، اما در نهایت مشک آب پاره میشود و حضرت عباس (ع) نیز به شهادت میرسد. ««حضرت اباالفضل (ع) از میان سربازان دشمن عبور کرد تا زودتر برای بچهها آب بیاورد. وقتی به نهر رسید خیلی تشنه بود اما آب نخورد و گفت: خدا نکند حسین تشنه باشد و من آب بنوشم. بعد از برادرم حسین زندگی را نمیخواهم. مرام من این نیست. آن وقت از جا بلند شد و مشکها را پر کرد و بر اسب نشست. چندین نفر به او حمله کردند، ولی حضرت اباالفضل (ع) با شجاعت با آنها جنگید. او دستهایش را سپر میکرد تا مشکها سالم بمانند، اما تیرهایی آمدند و به مشکها خوردند. آب روی زمین ریخت حضرت اباالفضل (ع) هم از اسب به زمین افتاد. او به عهدش با خدا وفا کرد و تا آخرین قطره خونش را در راه دفاع از امام حسین (ع) فدا کرد.» «اباالفضل؛ مردی که با معرفت بود» کودکان را با حضرت عباس قهرمان بزرگ کربلا آشنا میکند و آنها را به وفاداری و ایثار در راه خدا تشویق میکند.
درباره منصوره مصطفی زاده
منصوره مصطفی زاده متولد سال 1363، نویسنده ایرانی می باشد.