اسنپ گرفتم. یه ماشین ۲۰۷ تمیزی اومد. صندلی جلو چن تا کتاب گداشته بود. گفتم شاید نمیخواد جلو بشینم. عقب نشستم و کرایه رو سریع شارژ کردم. به راننده گفتم حساب کردم. گفتش ممنون و خیلی زیبا گفت شاعر و نویسندهام. کتابا رو بهم داد. همین نامهها رو واکردم و خوندم. شعر و متنی تازه داره و ...